سربهراه
چرا #مشّایه رو دوست دارم؟ تنهایی ترس داره؟ زود نگو آره! به استثنائات هم فکر نکن! عمیق فکر کن... می
سومین حکایت، مرتبط با فرستهای هست که روش گرفتم.
بحثی بود از کرهٔ جنوبی و ولاگها و بلاگرهاشون و سبک زندگیشون.
صحبتی که من داشتم این بود که شهید گفته ببینید دشمن کجا رو میزنه، همونجا سنگرِ خودیه.
خب یکی از جاهایی که دشمن میزنه خانواده، تشکیلات، جمع، کاروان، دور هم بودن و با هم بودنه.
شما نباید بلد باشی با دیگران تعامل کنی. ولاگها و کلیپها و فیلمهاشون پر از خونههای کوچیک، غذاهای خریدنی و بدون سفره و تنها و جلوی دوربین، تو ماشین خوابیدن، تا سر حد مرگ کار کردن، درس خوندن و خوردنه و بهوقتِ نیاز، ارتباطی گذرا با جنس مخالف و تهش باز تنهایی و تنهایی و تنهایی به اسم استقلال و درآمد(!)
برای همین سگ و گربه میذاره تو بغلت. برا همین توسعه فردی به خوردت میده. میگه فامیل فقط دردسر داره که ازش دور شی و از افسردگی و تنهایی بری تراپی. برا همین تراپی رو منجیِ تو کرده.
تو دلِ غیرمذهبیا با این اسامی وارد شده و تو دلِ مذهبیا با مراقبه و عرفان و خودسازی تنها کاریست که در عالَم داریم(!)
حتی من تو همکارای نمازشبخونم دیدم که بهجای همسر و فرزند و خانواده، دارن با هوش مصنوعی درد و دل میکنن...
تهِ این میشه طلاق (عاطفی یا فیزیکی)!
چون تراپی، روانشناسی، توسعه فردی، هوش مصنوعی، بهت میگن خودت و دوست داشته باش... تو هم حق داری گاهی خسته شی... تنهایی بخوای... خطا کنی... تو هم گوگولیای... دنیا منتظر تویه... اگر نباشی دنیا چیزی کم داره و...
مرکزِ همهٔ دنیا رو میکنه خودت!
نه سازندگی و رشد کردن و رشد دادن!
همهٔ اینا درست نقطهٔ مقابلِ تعالیمِ تشیع هستن و
ظهور!
تو تعامل بلد نباشی
شجاعتِ رفتن به دلِ جامعهای پر از گناه رو نداشته باشی
صبر و تحملِ زندگیِ جمعی رو نداشته باشی
یه مهمونی رو تاب نیاری
لختیِ خیابونات به هیچجات نباشه
تو تنها باشی و در مراقبه و خودسازی و سفرهای شجاعانه(!) [احمقانه]
به چه دردِ ظهور میخوری که فقط مسؤولینش ۳۱۳ نفرن؟!
سربهراه
بعد از ۶۱ ساعت بیداری و دور از خونه بودن، رسیدم خونه. تابی هستم که اینقدر بلند هولش دادن و پیوسته و
وَ اختتامیهٔ نوشتارهای امشبم
مرورِ روزهای سختی که از پسش براومدم...
۶۱ ساعت بیخوابی...
کلاس پشتِ کلاس...
شبکاری و جلسه...
برگه...
برگه...
برگه...
اما به بهترین شکل انجامش دادم.
نوشتن اینش خوبه.
فراموش نمیکنی هیچ سختیای پایدار نیست و هیچ خوشیای هم.
اما تلاش و امید و توکل
همیشه پایداره.
هی دختر!
go for it😎
سربهراه
سیّدناالقائد امروز از آقای پزشکیان تمجید کردن و فرمودن مردم هم باید قدرشناس باشن و ازشون حمایت کنن.
داشتم این و به یه مذهبی_ولاییِ زر زرو در اتوبوس میگفتم...
شروع کرد به تفسیر کردن که نه منظورِ آقا که تقدیر نبوده، فلان و بهمان بوده...
گفتم تو از اون خوارجِ خاکبرسری هستی که تو کرونا واکسن نزدن و واکسن زدنِ آقا رو هزااااااار تفسیر کردن؟!
خفه شد.
گفتم حتماً تو کرونا، اربعین هم رفتی و به خودت افتخار میکنی درحالی که آقا مستقیم گفتن از خونه عرض ارادت کنید؟!
چیزی نگفت.
گفتم شما مذهبیون که دین و تاریخ نخوندید، مُشتی مردندیدهٔ هپروتی هستین که دینتون، میلتونه و تا پا از خونه میذارین بیرون عاشق میشین و شکست عشقی میخورین و تا ته عمرتون دنبالِ نورید که از شکافِ زخماتون، ظلمتِ چرکِ درونتون رو روشن کنه(!) چه میفهمین ولایت یعنی چی!
ولایت فقیه
تفسیر کردن نداره!
باید بگی چشم.
چشمِ خالی.
بی چون و چرا.
بی امر و نهی.
بی تفسیر و تأویل.
بی شک و تردید.
واکسن بزنیم؟
چشم.
اربعین نریم؟
چشم.
از تلاشای پزشکیان تقدیر کنیم؟
چشم.
از تلاشای دولت حمایت کنیم؟
چشم.
کمکحالِ دولت شیم؟
چشم.
مثلِ مقداد. مثلِ عباس بن علی. مثلِ مسلم. مثلِ عابس. مثلِ حبیب. مثلِ امام حسین برای امام حسن. مثلِ امام علی برای پیامبر.
علیهم السلام.
تا کپه مرگتون و نذاشتید راحتمون کنید، کتاب ولایت فقیه امام خمینی رو بخونید بلکه رستگار شدید و حماقتتون مایهٔ آبروریزی نبود(!)
معلومه دیگه از کجا دارم میام😍
بهخاطرِ دختره دلقکه رفتم؟
عمراً! سطحِ ما زدنِ پایگاههای آمریکاییه که هیچکجای تاریخ، هیچکس جرأتِ فکر کردن بهشم نداشته😎 دلقکا امروز کای فالوور دارن، فردا ندارن، اینقدری فجازی رو شناختم که بدونم کی موندگاره و کی هرچقدر دستوپا بزنه، تهش دو ساله(!)
بزرگداشت بود که رفتم😍
بزرگداشتِ حکیم فردوسی؟
نخیر! بزرگداشت ایشون تو اردیبهشته😒
پس بزرگداشت کی؟ شجریان؟ نخیر!
من شجریان گوش نمیدم و بزرگداشتشم برام مهم نیست، در موسیقی کمنظیره، باشه، دمش گرم، ولی با عقایدم نمیخونه و دیگه اون دنیا فهمیده الآن چی حقه و چی باطل اما این دنیا به خیلیها آدرس غلط داد و انشاءالله اون دنیا حساب کنن باهاش😊
سربهراه
بزرگداشت و سالروزِ فوتِ ایشون بود😍 سومْ برادرانِ سوشیانت😊
سوشیانت رو در کانالم جستجو کنید، متوجه میشید منظور چیه😊
میخواستم برای پروفایلِ شادم که شاگردام میبینن، سر مزارِ اخوان عکس بگیرم. یه خانومِ بدحجابِ بدقیافه داشت از یه زاویه، هفتصد بار از خودش عکس میگرفت!
بدون اغراق میگم!
ما یکم نشستیم، این تموم نشد!
رفتیم یکم دور زدیم، عکس گرفتنش تموم نشد!
رفتیم با آرامگاه فردوسی عکس گرفتیم برگشتیم، این عکس گرفتنش تموم نشد!
ببین یه زاویه بود ها، ولی هفتصد بار از همون زاویه گرفت(!)
دلم میخواست برم بگم اگر زشت میفتی، از دوربین و فیلتر نیست، از خودته، اونم که راهی نداره... میبینی که؛ کلی به خودت مالیدی و از خودت کَندی، تهش عینِ استانبولیِ بنّاها شدی؛ کجوکوله و ورماسیده و خشکشده(!)
ولی بهجاش به اون دوستم که آیفون داره گفتم برو آیفونت و بده دستش و بگو لطفاً از ما عکس بگیرید😂
وای من دیوانهٔ تهاجمی بازی کردنم😂
چرا موضعِ دفاعی وقتی برحقیم؟!
اینکه ببینه ما چادرچاقچوریا آیفون دستمونه، چقدر نابودش کنه😂
من همیشه بهترینها رو برای حزباللهیا میخوام. دعای خودمم که میدونید؟ لکسوس ۵۷۰😎
تو کربلا دقیقاً دقیقاً لکسوس ۵۷۰ دیدم، ایستادم کنارش با صحیفهٔ سجادیه برای داشتنش دعا کردم!
هرچی بهترین تو دنیاست باااااااااید برای حزبالله باشه.
سرمایه باااااااید دست حزبالله باشه.
ما بااااااااید براش تلاش و دعا کنیم، شد الحمدلله، نشد الحمدلله حتماً حکمتی داره.
اما ما
بااااااااید براش تلاش و دعا کنیم.
دوستام گفتن تو دیوانهای، کرم داری😂 مرض داری😂
گفتم ها که دارم😂 امر به معروف و نهی از منکر که فقط خانومم موهات و بپوشون نیست! با صد تا فیلتر نتونست یه عکس بگیره که باب دلش باشه، فکر کن آیفون بدی دستش ببینه هیچ فیلتر و دستکاریای نداره، دخترچادریا با صورتِ سادهٔ خودشون، تا بناگوش خندون وایسادن عکس بگیرن، تازه فلاسکمم گرفتم بغلم😂😂😂 فرومیریزه تو خودش😂😂😂 پاشین ببینم!
دوستم رفت صداش کرد و آیفون و داد دستش و اونم ایستاد ازمون عکس بگیره😁
من گفتم همهٔ پوستر و مزار هم بیفته.
با طعنه گفت پرچم جمهوری اسلامی هم بیفته؟!
من گفتم همهٔ اینا، صدقهسرِ اونه! حتماً بیفته😂😎✌️
یک بار گرفت.
وَ وقتی رفتیم ببینیم اینقدر خوب شده بود که خدا میدونه😍
من گفتم یک بار گرفتین و بی فیلتر؛ ماشالله قرص قمر افتادیم😍😂✌️
گفت فکر کردم پرچم و دوست ندارید بیفته!
گفتم پرچم نبود که الآن با داشدایی صدّام عکس میگرفتین😂😂😂
با دوستام زدیم زیر خنده و اون و یه خانم دیگه و یه پسری که اونجا بودن، به ناچار مجبور شدن محل رو ترک کنن😂😁✌️😎
دوستان دقت کنید؛
شما من رو نمیشناسید!
سودی به من نمیرسونید!
این و یادتون بمونه که من بتونم رااااااحت از ذوقام بگم!
اینقدرم رک و شجاع هستم هرجا بخوام پز بدم و تحقیرتون کنم، خودم میگم!
الآن از اون موقعا نیست،
الآن میخوام با ذوق بگم!
بحثم تعریف از خود نیست، ذوقِ داشتنِ یه ویژگیِ دوستداشتنی از نظرِ خودمه!
باشه؟
من هر وقت
شعرِ «آنگه پس از تندر»ِ اخوان رو
برای کلاسام خوندم
وَ تفسیر کردم
از شوق اشک درآوردم
و کلاس رو به خاک و خون کشیدم!
هم خوندنم دیوانهوار در اشعارِ اخوان خوبه (فکر کنم نوشتم که دبیر دبیرستانم میگفت تو زمستان رو مثل خود خود اخوان میخونی! من صدای ضبطشدهش رو گوش دادم! مو نمیزنی😍)
هم تفسیرِ این شعر...
لایههای این شعر...
محاله بتونین لایههای این شعر رو گوگل کنید! نداره!
با هوش مصنوعی هم حرومش نکنید!
فقط تحلیلهای آقایون گلشیری و حقوقی رو یه نگاه بندازید...
وَ از استاد کدکنی اگر پیدا کردید...
اما همهٔ این شاهکار نیست...
ولی شعر رو حتماً بخونید. حتی اگر چیزی متوجه نشدید.
وای خدا غَش کردم از یادآوریش!😭😍❣
سربهراه
میخواستم برای پروفایلِ شادم که شاگردام میبینن، سر مزارِ اخوان عکس بگیرم. یه خانومِ بدحجابِ بدقیافه
از جمله مَرَضهای دیگهای که دارم اینه که
به هرکی زیاد علی علی و نجف نجف کنه میگم تا حالا نهجالبلاغه خوندی؟ یه خطبه، یه نامه و یه جمله قصار ازش بگو!
وَ به هرکی فردوسی آریاییه و اسلامی نیست و فاتحه نمیخواد میگه، میگم از شاهنامه برام یکم بگو، نمیخواد شعر بخونی، سطحت نمیکشه😂 فقط بگو!
وَ خب در هر دو مورد
هر دو تهی هستن!
وَ صرفاً زر زرو😊
اگر دوست دارید با تریبون عکس بگیرید هم صبر کنید همایش، دوره، بزرگداشت یا سخنرانی تموم شه. وقتی همه رفتن و صندلیهای سالن خالی شد، دیگه اومدن که همهچی رو جمع کنن، برید پشت تریبون و با هر ژستی دوست دارید عکس بگیرید و بذارید پروفایل. مردم اینقدددددددددر ظاهربین و سطحی و اینستاگرامی شدن که تضمین میدم فکر کنن شما کارهای هستید و جایی برای سخنرانی ازتون دعوت شده!
در فامیل و محل کار و دانشگاه و مدرسه و پیش فلانی و بهمانی، نمیدونین چه کاراییهایی داره و چه مشکلگشاییها...(!)
امشب موسپیدکردههاااااا دیدم بعد از بزرگداشت برای عکس گرفتن با تریبون...
حتماً در پروفایلها دیدید این تریبونها و سِنهای سخنرانی رو...
آره خلاصه!
*برابرواژهٔ تریبون در قشرِ مذهبی را بگذارید؛ «محراب و منبر»!