سربهراه
از پاکت یا ساک هدیه خوشم نمیاد. ازش برداشتِ بیاهمیتی و بیمحبتی میکنم. از سر باز کردن و رفع تکلیف
بیکاری برای من دو تا اضطراب داره:
مالی... وَ دوری از کلاس و درس و شاگردام...
مابقیش بد نیست. مثلِ چایدارچین درست کردن و جومونگ دیدن و دوختنِ اون درزای کوچولویی که از چشمِ خیاط در رفته و آماده کردنِ لباسی از هدیهٔ روز معلمِ دخترام و با ذووووووووووق پوشیدنش❣
دعا میکنم این ذوقم بهش برسه و قلبش شاد شه که هدیهش تنمه❤️
پارچهش سلیقهم نبود، اما حالا ماه شده و خیلی بهم میاد😍 دخترکم...💞
خوبترینِ من از نهمِ دو
وَ بلای من از نهمِ یک...
همونا که مدارسِ خفن قبول شدن😍
هنوز معلمشونم😍
هنوز شنوای نقونالههاشونم و دارم تلاش میکنم به دبیرهای جدیدشون فرصت بدن و امیدوار باشن بهزودی خیلی خیلی با هم میتونن روزای خوشی رو بسازن...
بلا همونیه که مسؤولِ تئاترِ روزِ دختر بود. که موهاش رو دماسبی بسته بود بالا و دلِ من رو بُرد... که رفیق از همونجا بهم گفت تو بچه داشته باشی، خیلی وابستهش میشی... خیلی سر بچه عاطفی عمل میکنی... که خودنویس بهم هدیه داد...
این دو تا، همون دو تایی هستن که براشون از کربلا ساعت آوردم...
حاصلِ دو سال بیوقفه برنامهریزی و تلاشم...
بلا خانوم دیشب صوت گرفته بود خانوم مثلِ من تو کلاستون دارین؟! واقعاً دارین؟! بهنظرم که من دیگه تکرار نشم😂
براش صوت گرفتم و خیلی جدی گفتم موافقم عزیزم... شما دیگه تکرار نمیشی... وَ خوشبهحالِ معلمهایی که معدنی مثلِ تو رو در اختیار دارن... خدا کنه از تاریکی و سرسختیت نترسن و اونهمه طلا رو استخراج کنن...
عزیزای زندگیم❣
دلم میخواد یکی هم به من بگه عزیزم لطفاً به شاگردهای جدیدت فرصت بده... حتماً باهاشون بهت خیلی خوش خواهد گذشت... حتماً بازم بلا و بهترین خواهی داشت... به طلا خواهی رسید...
اینقدر معلمها در سالهای گذشته، انشا نگفتن بنویسن، که دخترای دبیرستانی باید وضع انشاشون این باشه(!)
با اغماض نمره کم کردم چون زیرِ قورباغههام و تازه روشن کردم و باید اول با شعلهپخش کن گرمشون کنم، به گرما و حرارت اُنس بگیرن، بعد کمکم شعلهپخشکن رو بردارم و حرارت رو بالا ببرم...
ولی این درست نیست که حتی بلد نیستن یه بند بنویسن... چه رسد به انشا(!)
دلم میخواد با پشتِ دست بزنم دهنِ دو دسته آدم:
معلمایی که انشا نمیگیرن و کار نمیکنن.
هرکی میگه معلمی شغل راحت و کمساعتیه(!)
برای گروهِ دوم علاوه بر پشتِ دست، متأسف هم هستم.
کارِ گروهِ مُهنّا بود😍
مرکز هنرهای نمایشی انقلاب😍
با همکاریِ سپاهِ خراسان رضوی😍
ببین!
من اینهمه اینور اونور رفتم و کار کردم و کار دیدم،
این
گوووووووووووشت شد به تنم😍😍😍
سربهراه
بهخدا فکر میکنم این فیلما رو علیه انقلاب و شهدا ساختن... اینقدر که بده! نه! افتضاحه! من روی شه
هنررررررررر بود😍😍😍
تمیز
فکرشده
بابرنامه
با نویسنده
با کارگردان
یعنی با فیلمنامه
با بررسی صفر تا صدِ کار
وای اونقدر پشتش فکر بوده، بخشِ زیادی از بازیگرا، سربازوظیفهها بودن😍
صحنهپردازیشون فووووووووقالعاده😍
دکورها محشر😍😍😍
جلوههای ویژه عالی😍😍😍
صداها... صداها... وای خدا😍😍😍
وقتی فردوسی داشت شاهنامه میخوند و محمود غزنوی عصبانی شد، به دوستام گفتم بچهها قلبم داره از این حجم از حماسه و هنر و فکر و تمیزی و کار و برنامه و نظم و درستی منفجر میشه😭😭😭😍😍😍😍
گفته بودن یک ساعت قبل از اذان مغرب، مجتمع آیهها باشیم.
یک ساعت قبل از مغرب رسیدیم.
پارکینگش مثثثثثثثل اربعین بود😭😭😭😭😭😍😍😍
سرویس بهداشتیها، کانکسی مثل اربعین😍😭😍😭😍 اما تمیییییییییییز😭😍😭😍
کلی سپاهی برای نظم اونجا بودن.
راهروی ورودی که غرفهها بودن و دوست نداشتم، چون غرفهدارها چادریمحجبههای آرایشکرده بودن(!)
از یه غرفه عاشق قاب امام خمینی شدم ولی بلند به دوستام گفتم، از چادریِ آرایشکرده خرید نمیکنم.
یادم باشه تو نظرسنجیشون هم بنویسم این باگ بود! و برای کاری به این محشری کاش نباشه!
تنها غرفهداری که آرایش نداشت، چادرش ساده بود، وَ محکم گرفته بود، و اتفاقاً دختری جوان هم بود،
غرفهٔ کتاب بود!
به بچهها گفتم این بهترین قاب برای نشون دادن یه اهل کتاب واقعیه!
رَسته از فریب و توجیه! آگاه و عاقل. دانای جامعه.
نماز بهوقت و جماعت بود. با صوت و بلندگوی درستتتتت😍😍😍😍
فقط مُهر کم بود و جامهری نبود و مهرا ریخته بود کف موکت.
موکتا مثثثثثثثل موکتایی که مینداختن کنار مشّایه برای نماز😍😭😍😭😍😭😍😭
بعد از نمازم طبل و سنج میزدن😭😍😭😍😭😍
بستهٔ پذیرایی شیییییییییک😍😭
رانی خوردم بعد از مدتها انقدر که گرونه😂😂😂 به بچهها گفتم لعنتیا بیاین با رانیهامون عکس بگیریم و قطرهای شبا بریزیم تو چشمامون، ماشه فعال شده، دیگه پشت شیشههای مغازههام نمیشه دیدش😂😂😂
وَ البته با استقبال مواجه شدم و با رانیها عکس گرفتیم😶😶😶
گفته بودن ساعت شش و نیم درهای ورودی به محوطهٔ نمایش باز میشه.
خدا شااااااهده رأس هجده و بیست و هشت دقیقه در باز شد😍😍😍😭😭😭😭 ای سپاهِ منظممممممم😍😍😍😍😭
صندلیهای پلاستیکی و ساده، اما منظمممممم و ردیفبندیشده به هم چسب زده بودن صاااااااف تا ته😭😍😭😍 زن و مرد جدااااا😍😍😍😍 خانوادهها با هم😍😍😭😭😭کلییییییییی نوجوان و پسر بودن که من همهش جوش میزدم به اینا خوش بگذره و وای که گذشتتتتت😍😍😍😍😍 هیجانشون کشتتتتت من و از ذوق که بالاخره یکی برای این پرچم، اینقدددددددر تمیییییییز کار کرد که نسل ضد رو به هیجان آورد😍😭😍😭😍😭😍😭😍 ای سپاااااااااهِ مقدس😭😍😭😍😭😍😭 ای مُهنّای هنرمند😍😭😍😭😍😭😍
ممممممنووووونممممم😭😍😭😍😭
گفته بودن هفت نمایش شروع میشه
خدا شاااااااهده رأسِ هجده و پنجاه و هشت دقیقه نمایش شروع شد😭😍😭😍😭😍😭😍
فضای میدانیِ پای کوهِ مجتمع آیهها، آسمون، همهچیز منظم و تمیز، سینما سهبعدی جلوش کم میاورد😭😍😭😍😭😍
عااااااااااالی بود😭😍😭😍😭😍
مُردم برای چرخشِ صحنهها... سِیر داستان...
ماجراهای مهم و مغفول داشت، تو نظرسنجی مینویسم چرا ماجرای دخترای مظلومِ قوچان نبود؟ چرا قیامِ زنانهٔ دی نبود؟
اما بهقدری کار قوی بود که واااااای خداااااا😭😍😭😍😭😍
بالاخره انقلاب با هنر آمیخت😭😍😭 با هنر و فناوری😭😍😭 با هنرهای نمایشی😭😍😭😍 نسل ضدپسند، قدیمیپسند😭😍😭😍😭
عطار رو که شهید کردن داشتم به پهنای صورت اشک میریختم اما سر میچرخوندم بازخورد نسلهای مختلف رو ببینم، همممممممممه از مجتمع آیهها راضی و با هیجان اومدن بیرون😭😍😭😍😭😍
مشهد اینقدر صدای توپ و گلوله میداد از اینجا بود😭😍😭😍
فقط تبلیغاتشون افتضاح بود...
کل مشهد این بنر رو زده بودن و کسی نمیفهمه پشتش چه محشریه...
وَ اون هم رایگان😭😍😭😍😭😍😭😍
مظلوم انقلاب...😭😍😭😍😭
اگر مشهدید بریییییییییییییید😭😍😭😍😭😍😭
و این کار لعنتی فوقالعادهٔ نادر بین بسیجیها و انقلابیها رو
تبلیغغغغغغغ کنید😭😍😭😍
من از سر فضولیِ پوسترای شهر، رفتم سایت واگرنه از دست داده بودم😭😍😭😍😭😍
خدایا شکرتتتتتت❣❣❣😍😍
من اصصصصصصلاً از آقای صابر خراسانی خوشم نمیاد (سلیقهایه، استدلال ندارم و شرمندهام ازشون) ولی اینجا چقدر درست انتخاب شده بودن و بهنظرم برای اولینبار از استعداد ایشون بهجا استفاده شد❣
اون صحنهپردازیِ فوقالعادهٔ آخرالزمانی وقتی ترامپ و نتانیاهو اومدن، مثلِ فیلمای هالیوودی بود!
پسرای نوجوون از شدت هیجان از جا بلند شدن😍😍😍
ممنونم از کادر انتظامات که سریع رسیدگی میکردن همه بشینن واگرنه ما نمیتونستیم ببینیم.
قبل از نمایش گفتن انفجار و تیراندازی دارن که خانمها، بچهها و باردارها نترسن.
ولی خدایی فکر نمیکردیم اینقدر واقعی!
گرمای آتشِ انفجارها تا صورتمون میرسید😍😭😍😭😍😭😍😭
وااااااااای چقدر عالی بود😭😍😭😍😭😍😭😍
آخرینبار چی اینقدر به وجدم آورد؟😭😍😭😍😭😍
خدایا شکرت😍❣خدایا شکرت😍❣
آقا امام رضا جانم ممنونم از شما😭😍😭😍😭😍
از دستش ندیییییییییییییید😍❣😭😍❣😍❣😍😭
لینک ثبتنام
میرم برای مادرم تبلیغات کنم بلکه دورهقرآنیهاش و بُرد😭😍😭😍😭😍