eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد بدو‌بدو رفتم که به اکران مجنون برسم که ارگانی دعوت‌مون کرده بودن. یه نیم ساعت دیر رسیدم و اولاش و ندیدم. دیگه به عملیات رسیده بودم. بهتر از صیاد ساخته شده بود ولی چیزی که تقریباً تموم فیلم ذهنم رو درگیر کرده بود، این بود که چطور بازیگرها چنین نقش‌هایی رو بازی می‌کنن ولی اثری روشون نداره؟! مگه یه چیزایی فطری نیست؟! مگه فطرت و وجدان می‌میره؟! چرا ضد این انقلاب و پرچم و رهبر و استقلالن؟! هرچی گریه کردم سر همین فکرا بود واگرنه فیلم برای من احساسی نبود. تقریباً از زین‌الدینِ عزیزِ بزرگ، چیزی برای گفتن نداشت... صرفاً عملیات بود و اونم خوب تصویر نشده بود... عوامل رو آوردن و جایزهٔ بی‌سلیقه‌ای دادن... مذهبی‌های کژسلیقهٔ زرزرو... به‌عنوان نقد به مسؤولین برنامه پیام دادم اینا صد تا جشنواره و اکران می‌رن به چه خفنی... حالا یه اکران مذهبی اومدن... من بودم یه جایزهٔ دهن‌پرکن بهشون می‌دادم... جوری که هرجا رفتن بگن این مذهبیا از همه بهتر به ما جایزه دادن... باسلیقه بودن... هنرِ درستی اگر باشه قدرشناسن... ولی دردا و دریغا که در این بازیِ خونین بازیچهٔ ایام دین و مذهبه... اما این همهٔ ماجرا نبود...
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اوجِ جذابِ ماجرا این صحنه بود؛ مذهبی‌قشنگامون کجان؟ رفته بودن دنبالِ بازیگرِ فیلمِ شغال که باهاش سلفی بگیرن... زن و مرد... فقط پنج نفر مونده بودیم دعای فرج بخونیم... فقط پنج نفر! وَ همه دخترچادریا... خانوم مذهبیا... برادرانِ شلوارپارچه‌ایِ ریشو... داشتن از هم سبقت می‌گرفتن سلبریتی از دست ندن...😊
از اکران بیرون اومدم دیدم حقوق مدرسه واریز شده. نگاه کردم دیدم با حساب کتابم نمی‌خونه و کمتره. به مدیرم پیام زدم گفتم مابقیش کجا ریخته برم جمع کنم؟😂 پیام دادن مگه به شما نگفته بودم نگارش رو کمتر حساب می‌کنم؟ گفتم نه نفرموده بودید! گفتن وای شرمنده... کوتاهی از من بوده... نگارش رو کمتر محاسبه می‌کنیم. بدون این‌که توضیح بدم من نگارشم مثل فارسیم سنگینه و مثل معلمای دیگه به بیهودگی نمی‌گذره، پیام نوشتم مشکلی نیست، اگر براتون مقدور نیست نگارشم رو بدید به دبیر دیگه‌ای، چون من نگارش و فارسی رو یک قیمت می‌گیرم. بلافاصله پیام زدن کوتاهی از من بوده، خودم جبرانش می‌کنم‌. مابه‌التفاوت رو تقدیم می‌کنم، نگارش هم با خودتون با همون حقوق فارسی. بعد از ده دقیقه مابه‌التفاوت واریز شد.
دوختنی‌هام و ریختم جلوم و همین‌طور که بی‌هنر و ناشیانه دارم کوک می‌دوزم، سخنرانیِ سیدالقائد با مدال‌آوران رو گذاشتم پخش بشه. باز هم به وجدم میارن! چرا؟ چون هرکی رو می‌شناسم که شاخصِ انقلابی داره، طی این سال‌ها در مواضعی شل شده... امربه‌معروف... حجاب... مطالعه... کار فرهنگی.‌‌.. تولید... اقتصاد... درس... مادری... ازدواج... تربیت نسل... ورود به عرصه‌های اجتماعی... افکار ریز و جزئی‌... مجازی... حرام و حلال... فرق دین با عرف... همه تغییر کردن جز این یه نفر! ایشون هنوز دارن همون حرفایی رو می‌زنن که تو بلوچستانِ زمانِ پهلوی زدن... فقط هم یه چیز می‌خوان! هنوز. هنوز. هنوز بر همان عهدی که بستند، هستند! من دیوانهٔ آدمایی‌ام که پای حرفاشون می‌مونن! مجنونِ هرکی‌ام که ثابت‌قدمه! روانیِ اونی هستم که موضعِ حق رو تشخیص داده، انتخاب کرده و در هررررررررررررررررررر شرایطی پاش مونده! به‌خدا اگه یکی این مدلی پیدا می‌کردم الآن داشتم روح‌الله رو حمام می‌کردم و از تو حمام با خدیجه جان کل‌کل می‌کردم تکالیف فرداش رو بنویسه و قربون‌صدقهٔ شریفه جان می‌رفتم که پشت در حمام روضهٔ مامان مامان گرفته! اما چه کنم که همه شب عاشق هستن و نیم‌شب فارغ(!)
همهٔ پیام‌هاتون رو پاسخ دادم. بررسی کنید چون چند روز دیگه پاک‌سازی می‌کنم‌.
سربه‌راه
امروز: صبح با مسؤول آقا جلسه داشتم. جذب نیرو کرده بودم. مصاحبه. برنامه کلاسی بسته بودم. جلساتم منظم
به‌نظرم به جواب رسیدم که چرا غالبِ این مذهبی‌ها، جهادی‌ها، فرهنگی‌کارها، هیئتی‌ها، طرح ولایتی‌ها، بی‌نهایتی‌ها، راهیان‌نوری‌ها، مسجدی‌ها، بسیجی‌ها، فعالانِ اجتماعی «برآیند»محورن، نه «فرآیندمحور»! چون خودشون رو پیغمبر می‌دونن😂 که اومدن بقیه رو هدایت کنن🤣 لذا نتیجه براشون مهمه که چند نفر به راه راست هدایت شن و زیرِ چترِ پیغمبریِ اونا راه پیدا کنن و تعداد اعضاشون بالا بره که نشونِ همه بدن ببینین! دیدین گفتیم ما پیغمبریم! ببین چقددددددددر جذب داشتیم😃 البته جذب کمّی ها! درجریان‌ها واقف به کیفیتِ این جذب‌ها هستن😏 بزرگترین سختیِ فرآیندمحوری می‌دونید چیه که اینا بهش تن نمی‌دن؟ فکر کنید! فکر کنید! به امام خمینی فکر کنید! به حضرت آقا! به مصطفی چمران! به قاسم سلیمانی! به یحیی سنوار! به طیبه سادات زمانی! فهمیدین؟😎 آدم‌های فرآیندمحور دنبال تکلیف هستن! فقط. فقط. فقط. نتیجه بده، نده براشون مهم نیست. تکلیف به بهترین شکل. به بهترین نحو. با بالاترین توان. در هر شرایطی‌. با کمترین حرف. بیشترین عمل. وَ رشد خودشون هدایت خودشون بندگی خودشون حین تکلیف! نه هدایتِ بقیه😁 بعد کارشون می‌گیره. کمّی کمتر. کیفی بیشتر. [قطعاً استثنا داریم، مثل همهٔ دانش‌ها و علوم و حتی آیات و احادیث. پس به اسثنائات کاری نداریم. باید قاطبه رو بررسی کرد.] آقا سیدالقائد❣ کمّی‌شون شلوغ‌تره؟! نه! بنده‌خدا فحش‌خورِ همه...😢 امیرالمؤمنین؟ ... الغارات... الغارات... 😭 اما کیفی‌هاشون رو بررسی کنید😍 تا می‌گی فرآیند مهمه همه فکر می‌کنن قراره به نتیجه نرسن! پس عکس چی؟ رزومه؟ اعتبار؟ حکم؟ اسم و رسم؟ فرآیندمحوری بودن صبر می‌خواد! صبر. صبر. صبر و ظرافت. صبر و فکر. صبر و توکل. صبر و اخلاص. صبر و تلاش حداکثری. صبر منافات داره با رزومه و اسم و رسم. آیه و حدیث هم علیه فرآیندمحوری زیاد بلدن اینا که گفتم😂 از نظرِ اینا حاج عبدالله والی هییییییییییییییییچ کار نکرده😂 به زبون نمی‌گن ها! ولی کنارش بودن نمی‌ذاشتن این‌قدرررررررر صبورانه و غریبانه تو بشاگرد کار کنه و هنوزم منطقه محروم باشه... عبدالله والی رو می‌شناسین؟😎 کمّی شلوغ بود یا کیفی پُر؟🤫 یعنی بازم برگشتیم سرِ «تکلیف».
آلفرد آدلر: تنها فرزند یا فرزندِ اولِ خانواده میل به پیشرفت دارد. تازه فهمیدم چرا با برادرام فرق دارم😶
استعاره❣
Caw Sociology!🐄 بله! جامعه‌شناسیِ گاو! به‌قول دخترام؛ خیلی حقه :) زیرشاخه‌ای از نظریات مارکسیستیه. می‌گه وقتی کارها رو تخصصی کردن، هدف از تقسیم کار تا اون‌جایی بود که کارگر نتونه کاری که انجام می‌ده درک کنه. مثلاً مسؤولِ بخشِ درِ بطری رو گذاشتن، نفهمه دقیقاً کارش چه جایگاهی داره! خب این به چه دردی می‌خورد؟ وقتی کسی درکی از جایگاهش، کارش، وظیفه‌ش نداشته باشه، به‌راحتی می‌تونی جابه‌جاش کنی. اونم چک‌وچونه نمی‌زنه! مالک هم می‌تونه با قیمتِ پایین، سودش رو بالا ببره! می‌شه چی؟ استثمار کارگر! از اون‌طرف چون تخصصی کردی تقسیم کار کردی مسؤولِ در بطری رو گذاشتن کار دیگه بلد نیست! بلد نیست برچسب بذاره! بلد نیست شِل ببنده! پس مجبوره کارش رو حفظ کنه! پس تو سرشم بزنی حقوقشم ندی هیچی نمی‌گه! کارش و می‌کنه! پس ازش بخوای با همون حقوق در بطری رو که همیشه از سمت راست می‌چرخونده حالا مورب و از سمت چپ بچرخونه می‌گه چشم! نمی‌گه پس حقوقم و باید زیاد کنی! چون حرف بزنه کارش و از دست می‌ده! کار دیگه هم که بلد نیست! مالک هم زود جاش یکی رو میاره! پس منتم سرش بذاری حقوقشم ندی می‌گه چشم! این آدم همین‌که سر کاره راضیه! از گاو راضی انتظار شیر بیشتر هم دارن! راضیه دیگه! پس باید بیشتر و باکیفیت‌تر شیر بده! این می‌شه جنبش روابط انسانی! می‌شه جامعه‌شناسی گاو! ساختار آشناست برای شما هم؟🥲
سربه‌راه
Caw Sociology!🐄 بله! جامعه‌شناسیِ گاو! به‌قول دخترام؛ خیلی حقه :) زیرشاخه‌ای از نظریات مارکسیستیه.
به ساختار درود نفرستید ها! بگردید ببینید تو این ساختار چه نقشی دارید! 🥲