سربهراه
خودکارِ یکیشون رو میگیرم و برای سردار مینویسم، وقتی نزدیکِ سی کلّه ریخته روی دستم که نوشتهم رو ب
جوینده؛ یابنده است!
سرِ جشنواره خوارزمی، دور میبینم دخترام برای درسِ من رتبه بیارن، استعدادِ ادبیِ شاخصی ندارن، اما نباید این فرصت ازشون گرفته شه.
ناحیهی خودم پاسخگو نبود، کلِ هفتهی گذشته به زنگ زدن به این و اون گذشت و پاسکاری شدن(!)
امروز رفتم یه ناحیهی دیگه. آبروی ناحیهی خودم رو بردم و دقیییییییقِ قواعدِ جشنواره رو درآوردم!
شورش به پا کردم رابطِ این ناحیه، به رابطِ ناحیهی ما پاسخگویی یاد بده.
حالا دستِ پُر دارم میرم کلاسم و قبلش به مدیرمون خبر میدم که ایشون هم پیگیر بودن و پاسخی نمیشنیدن.
میخوام به مدیرمون بگم کار با دیسیپلینِ اداری پیش نمیره، کار باید جهادی باشه!
گفته بودم وقتِ رو بازی کردنه!
@sarbehrah
سربهراه
امشب چی دعا کنیم؟ @sarbehrah
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
اللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِه
وَ الذَّابِّینَ عَنْه
وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِه
وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِه
وَ الْمُحَامِینَ عَنْه
وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِه
وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه😭❣🙏
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم
سربهراه
امشب چی دعا کنیم؟ @sarbehrah
چه کاری برای ظهورتون روی زمین مونده؟
من متوجه نیستم...
شما من رو برای کارهاتون انتخاب کنید...
بذاریدش روی دوشِ من...
شما من رو سربهراه کنید...😭🙏
@sarbehrah
میشه یک ماهِ دیگه راهیِ نیمهشعبانِ عِراق باشیم؟😭 همین جمع با همین شلوغیهامون، بینالحرمین...😭
@sarbehrah
وَ سَبيلُكَ الإِبْقآءُ عَلَى الْمُعْتَدين؛
وَ من چقدر این عبارت را زندگی کردم با تو... ... ...
@sarbehrah
آخر آدم باید در این دنیا یک کار بزرگتری از زندگی روزمره بکند.
«سووَشون»، سیمین دانشور، صفحه ۷۴
@sarbehrah
سربهراه
@sarbehrah
یکی از هفتمام، کتابیارِ گروهِ پژوهشه (پژوهش در آموزش و پرورش تزیین چهارتا دیوار و کپیپیست و چهار تا بخشنامه است که از این منظر من رابطِ پژوهشیِ غیرفعالی هستم! تیمِ پژوهش برای من یه فرصته که بتونم در پوشش، به اهدافِ خودم برسم. یکی از اهداف؛ کتابخون کردنِ حتی یک نفره در راستای هدفِ اصلیم که تلاشه. با خوندنِ کتاب، تلاش در خیلی از امور آغاز میشه: تلاش در بیکار نبودن... تلاش در فهم... تلاش در استفاده از منابعِ حقیقی... تلاش در باسواد شدن... تلاش در عدمِ اتلافِ وقت... و...) .
بهش گفتم از دخترا و دبیرا بخواه هرکس یه پاراگراف از کتابی که دوست داره برات بفرسته.
چیزهایی که فرستادن و برام میفرسته چک کنم؛ مطالبِ زرد و کتاباییه که تو چهارراهها میفروشن و غالبا روانشناسی غربیه... یعنی نسخهی کتابخون کردنمون هم با برنامه و از غرب تحمیلشده(!)
هییییییییچ خبری از کتابهای درست و حسابی نیست! دخترام و میتونم رد کنم ولی دبیرا رو...
با حساسیتی که روم ایجاد شده، پاراگرافی از سمتِ دبیرا رو رد کنم خودم رو به آتشِ حسادتِ زنانه انداختم که قُل اعوذ بربّ الناس!
تأیید کردم و دخترم رفت که برای دیوارِ پژوهش آمادهشون کنه.
اومد پیام داد خانم فقط پاراگرافی که خودتون فرستادید صفحه داره، از بقیه هم بگیرم؟ گفتم نه ولی اگر کسی با صفحه فرستاد به من بگو، برام مهمه. پرسید چرا؟ گفتم فقط کتابخون حقیقیها به صفحه و جلد و مترجم و انتشارات توجه میکنن. میخوام بدونم چنین کسی تو مدرسه داریم یا نه.
چون نسبت به دانشآموزای دیگه خیلی کتابخونه، احساسِ ضعف کرد و نوشت خانوم منم کتابخونم ولی فقط تو امتحانا نخوندم.
یادتونه وقتِ رو بازی کردنه؟
اینجا جاش بود! اینم دومین حرکتِ علنی و آشکارم!
من حرفم رو زدم و ستارهی قطبی رو نشون دادم، دیگه خدا برکت بده به جریانش.
@sarbehrah