سربهراه
صلوات میفرستم. زیاد. مدام. صبحها که مدرسه میروم اگر ختم واقعه و نذر یاسین روی دستم نمانده باشد، ص
باید قصهای مینوشتم بهاسمِ «بوناکترین معلمِ دنیا». قشنگ بود. آنچه پشتِ پلکهام بافته بودم در خستگیهای اتوبوسِ شبِ مؤسسه تا خانه، قشنگ بود. معلمی از خاطرم برد. بوی معلمی گرفتهام. بوی کتاب و برگه و خودکارِ قرمز و ماژیکِ بنفش میدهم. بوی نویسندگی، محو و دور، هرازگاهی از برآمدگیِ قلم، در انگشتِ میانهٔ دستِ راستم به مشامم میرسد...
صلوات میفرستم. که وقتی همه را به قصرهایشان فرستادم، هنوز بتوانم بنشینم و قصهٔ هر قصر را بنویسم. مثلاً قصرِ خورنق و من هم نظامی گنجهای!
سربهراه
باید قصهای مینوشتم بهاسمِ «بوناکترین معلمِ دنیا». قشنگ بود. آنچه پشتِ پلکهام بافته بودم در خست
اینها را برای تو نوشتم که نگرانم شدهای. که گفتی طول کشید این بسته بودنِ بازدیدت. که گفتی سرِ پایی و ویران.
پیری بهصورتم میآید رفیق. مثلِ مادرم که به صورتش میآید. مثل تو که حتماً به صورتت میآید. و من خوشبختِ خستهای هستم امشب که دارم پیر میشوم... و من حال خوبی دارم... کمی گیجم... زندگی چقدر مسخره سخت است... با اینهمه چقدر خوبم... چقدر بلند...
نگران نشو. اینجا دارم زندگی میکنم. دارم بزرگ میشوم. دارم پیر میشوم. و پیری به صورتم میآید... مثلِ مادرم که به صورتش میآید. مثل تو که حتماً به صورتت میآید.
و من خوشبخت خستهای هستم امشب... که درد میکند کمرم بسکه ایستادهام... بس که نرفتهام... بس که ننشستهام... و زندگی چقدر مسخره سخت است... چقدر احمقانه پیچیده است... چقدر خندهآور جدی است... و این که من در آنم زندگی است آیا؟
برویم آینه بیاوریم. سیاهی موهایم؛ کجا میروید با اینهمه عجله؟
نگرانم نشو... من بلندم... و زیبا... زیباتر از همیشهٔ این چند ماه... صبحها در کلاس راه میروم... به بچههای مردم شرحه شرحه کردنِ شعرها را میآموزم... عشق را از دهان میاندازم... سعدی را دلسرد میکنم... شهریار را میگریانم... اما هنوز بیمهابا، با تمامِ دندانهایم، حتی با آنکه اضافه است و همیشه همه گفتهاند بکش که زیباتر شوی، به قهقهه با دخترانم به جوکهای بیمزهشان میخندم...
من هنوز در جوابِ ماشین داریِ همکارانم، به قهقهه میخندم و مست داد میزنم من دیوانهٔ رانندگی هستم اما گواهینامه نگرفتهام!
و من میبینم که شهر از صدای خندههایم جوانتر میشود... شهر تا صدای خندههای مرا دارد... تا صدای جیکجیک گنجشکان را دارد... تا صدای برخورد مکرر پاهای پسرکان به توپها را در کوچهها دارد میتواند دوام بیاورد رفیق.
زندگی با اینکه میگویم سخت است و دانستنِ قوانینش طاقتفرساست... اما قسمتهایی از آن بسیار نرم است... مثل بالش نرمی در شبها وقتی کارگری که از کار جانکاهی برگشته، سر بر آن میگذارد...
فقط هنوز غصه میخورم که چرا کسی در خیابانهای شهر، بید مجنون نمیکارد؟! و هنوز بعد از چندین سال... خاطرم مانده بید مجنونِ دانشکدهام را قطع کردند...
مگر نه اینکه زندگی همین بود رفیق... و مگر نه اینکه زندگی همین است...
حالا دیگر چه فرق میکند که بدانم چهطور با بیپولی و کمپولی بسازم، یا ندانم... چه فرق میکند که به جای کار و کار و کار... کار و جاده و سفر را برگزیده باشم برای زندگیام... یا بهجای تشریفات مفصل و آداب سخت معاشرت... به آداب همیشهٔ خودم؛ همان سادگی... همان بینقابی... همان دیوانگی... همان صراحت و جسارت... به مردمان سلام کنم... به خانهٔ مردمان بروم و با مردمان همسفره شوم...
نگرانم نباش. من هنوز هم همان دخترِ لبِ پرچین هستم، نیمهٔ شبی شهریوری، زیرِ پیراهنِ پولکیِ آسمان، حوالیِ کوههای مرزی، یازده سالِ پیش...
فقط دارم بزرگ میشوم...
دارم پیر میشوم...
پیری بهصورتم میآید رفیق. مثلِ مادرم که به صورتش میآید. مثل تو که حتماً به صورتت میآید.
حالا چهقدر آرامترم رفیق... امشب که از گرداب زندگی سختی خسته به خانه آمدهام... احساس میکنم که چهقدر بلندم... چهقدر خوشبختم... چهقدر زندگی سادهٔ کمحجمی دارم...
چهقدر زندگی بهسبک چشمهای زنداداش آسان است... بهسبک گرم گرفتنهای تو با غریبهها...
و من که امشب چهقدر بلندم... مثل اقبالهایم...
Hans Zimmer @BEHMELODYHans Zimmer - Cornfield Chase (2).mp3
زمان:
حجم:
2.1M
با این زیرصدا بخون ❣
سربهراه
سلام کتابی نمیبرم، قرآن میخونم و نمازقضا. توصیهم برای خوندن: قرآن با معنی حتماً. در کنار قرآن ف
کتاب «شرح اسم» م رو برداشتم.
برای وقتهایی که حال عبادت ندارم که البته من اینطور وقتا میخوابم! ولی برداشتم بیکار نباشم.
چرا این کتاب؟
چون من اعتکافم با نوجوانهاست. جذب میشن بهم، میان بالاسرم ببینن چی میخونم. همین مدلی همیشه اینور اونور کتابام و عروس کردم بردن بخونن. چون کتابام حاشیهنویسی میشه و روش یادداشته براشون جذابه.
گمان هم نمیکنم خودم چندان صفحهای بشه بخونم. ولی وقتی مطمئنم مثل همیشه جذب میشن، میخوام برن سرچشمه و سر اصل مطلب، هوایی این استاد و فلان کس و بهمان نفر نشن.
سربهراه
سلام فتنه که تکراریه و همهچیزش آشکار(!) هرکی پی فروپاشیِ جمهوری اسلامی بود، خودش فروپاشیده😂 پس نگرا
خونِ جگرخورده یا محل رو ترک کرده، یا هنوز در حال نوشتنه تموم نشده لیست برام بفرسته!
اونی هم که گفتم کلیپی که میگی آقا فلان و برام بفرست هم نفرستاده!
اونی که گفتی یهسره اینور اونورم و جامعه نمیتونم بخونم و کتابخونم هم گفتم بیست کتابی که اخیر خوندی برام بفرست هم نفرستاده!
تو قرن هوش مصنوعی،
مذهبیامون لبودهن(!)
رو هوا حرف میزنن... رو هوا کار میکنن... رو هوا درس میخونن... رو هوا زندگی میکنن... رو هوا مسلمونی میکنن... رو هوا بحث میکنن... رو هوا گوش میدن... رو هوا میخونن... کلاً شووووووووت😂😂😂
بعد با توهمِ دینداری برای بقیه نسخه هم میپیچن!
کاش دست از هدایتِ بقیه به جهنمی که خودتون توشید بردارید و به خودتون بپردازید وقتی زیر لایههای دروغ و ریا و وهم و خیال مدفونید...(!)
سربهراه
خونِ جگرخورده یا محل رو ترک کرده، یا هنوز در حال نوشتنه تموم نشده لیست برام بفرسته! اونی هم که گفتم
احمق و سفیه و عقبمونده
اونایی که باز به شماها رجوع میکنن برای رسیدن به خدا 😂
پرسیدین یعنی تو به اعتراض مردم اعتراض داری و این حق و بهشون نمیدی؟
بله.
من حق اعتراض به مردم نمیدم.
مردم در منظومهٔ فکریِ اسلام،
نه فقط رهبر و امام و پیامبر و امام،
بلکه در منظومهٔ فکری اسلام، محوره.
قومی تا خودش نخواد، تغییر نمیکنه!
قوم یعنی مردم!
این و خدا تو قرآنش گفته!
امام ۲۵ سال خونهنشین شد تا مردم به حقیقت برسن...
امام خمینی مردم رو همهکارهٔ انقلاب میدونستن...
رهبر در هر سخنرانی مردم رو همهکاره میدونن...
پس مردم خیلی مهمه!
تصمیم مردم میشه سرنوشت مردم!
حالا این مردم خودشون انتخاب کردن!
به چی اعتراض دارن؟! به نظام و انقلاب؟! نظام و انقلابه که بهش حق انتخاب داده!
شورای نگهبان تأیید صلاحیت کرده؟! شورای نگهبان معیارهایی داره! هرکس اون معیارها رو داشته باشه تأیید میشه! دیکتاتوری که نیست چون این اصلاحاته، این انقلابیه نه پس رد صلاحیت(!) مردم باید این جمهوری بودنِ شورای نگهبان رو ببینن و قدرشناس هم باشن، هستن؟!
ما که به جلیلی رأی دادیم، دیگه چه کار میکردیم(!)
کمرت رگبهرگ نشه! انتخاب اصلح وظیفهت بوده! همونطور که آگاهی بقیه از اصلح هم وظیفهت بوده! کردی؟!
آره پیام میفرستادم!
انگشتات تاول نزنه(!) گم شو سرت و از گوشی بیار بیرون ببینم بازم انقلابیای(!)
کلیپ خانم بختیاریه نمیدونم راسته یا دروغ، ولی وقتی میدیدمش داشتم فکر میکردم مذهبیا رو دونه دونه و تکتک از جمعهای امنشون بیاری بیرون، مثل این خانم، یکنفره بذاریش وسط اغتشاشگرها، جنم دارن داد بزن جانم فدای رهبر؟😎
نه! نه! بااطمینان میگم نه! بااطمینان میگم تو رو از راهیان نور، از اعتکاف، از بینهایت، از طرح ولایت، از صحن حضرت عباس علیه السلام بردارن، بذارنت جای خانم بختیاری، صدات در نمیاد😂 تازه چادرت و برنداری، ریشت و نتراشی یهوقت خش روت نندازن جای خود😂😂😂
چرا مطمئنم؟! چون صبح تا شب دارم کلی آدم میبینم! مذهبیا از هرچی و هرکی میترسن جز خدا! تو مدرسه برای کاشت ناخن تذکر نمیده، بچهها باهاش دشمن نشن(!) تو خیابون مثل گاو میره و میاد، لخت و عور بشینه کنارش یه ما نمیکنه محض رضای خدا(!) تو دانشگاه سر تا پای رهبر و نظام و فحشکش میکنن این رگی تو تنش نمیجنبه که مدرکش و بگیره بره بشر رو به صراط جهنمیِ خودش هدایت کنه(!) به جلیلی رأی میده ولی نمیاد کف خیابون، دم مسجد، دم مدرسه، تو صف نونوایی با دو نفر دیگه حرف بزنه(!) من یادمه دوران انتخابات میومدین ازم اجازه میگرفتین برای نشر پیامام، شماها جز تو گوشیاتون مسلمون نیستین(!) انقلابی نیستین(!) فقط مثل بچههای دبیرستانی بدوبدو میاین پیام میدین شما این فرسته رو گذاشتین تحقیرم کردین، دل من و شکستین، دل مؤمن ارج داره، من اوف شدم! حاجی دل مؤمن ارج داره نه ریاکارِ منفعتطلبی چون تو(!) بهدرک که دلت شکست! تف تو دلای شیشهایتون که تا عیبتون و به سرتون میزنن بهجای استقامت در اصلاح و هدایت خودتون، میشکنه(!)
به جلیلی رأی دادی چند نفر و مجاب کردی رأی بدن؟! تو تو مهمونی خونوادگیت لالی که یهوقت همه طردت نکنن، بعد دم از انقلاب میزنی؟!😂😂😂 همه مثل خودت اسکول نیستن، من میام میگم بله، تو و هرکی مثل تویه حق اعتراض نداره! لال بمیرید و سرتون تو گوشی باشه و تو جمعای خودتون باد به غبغب بندازید و بگید مرگ بر ضد ولایت فقیه😂😂😂
مردمی که ایرانخودرو ثبتنام میکنه، بره چند برابر بفروشه حق اعتراض نداره!
مردمی که هجوم برده طلا و دلار میخره از قافله عقب نمونه و پدر اقتصاد و تو این شرایط داره درمیاره، حق اعتراض نداره!
مردمی که رأی سفید داد... رأی نداد... حق اعتراض نداره! مردمی که گفت خودشون از قبل انتخاب کردن، حق اعتراض نداره! من برادرم همینقدر اومد از اعتراضا حمایت کنه، سریع گفتم تو رأی ندادی! پس حق اعتراضم نداری! گرونی هم کمرت و شکسته، نوش جونت! یا عبرت بگیر، یا زیر این فشارِ خودخواسته کمر خم کن! چون آه و نالهٔ اون روستاییِ بیچارهای که تو کوه و کمر رفت رأی داد و امید داشت سفرهش بزرگ شه هم گردن تویه... چون انحراف اینهمه نوجوان زیر هجده سال که توی بزرگ باید برای سرنوشتش درست انتخاب میکردی و آیندهش و تباه کردی هم گردن تویه...
توی مذهبی که سال تا سال گذشت و پروفایلت حکم آنچه تو فرمایی بود و لال نشستی تا آقا و امام زمان بیان در خونهتم جارو کنن ماساژت بدن حق اعتراض نداری!
۴۰۱ حجاب مورد حمله قرار گرفت، رهبر سفارتمون و تو خاک سوریه زده بودن، بیست دقیقه ایستاده از حجاب صحبت کرد، شماها به بهانهٔ الآن صلاح نیست... دافعه داره... زده میشن... جذب حداکثری... لال مردین که بماند، چادراتون شد عبا، عباهاتون رسید به آرایش، آرایشاتون شد برای رضایت شوهرم که میدونی واجبه😂😂😂😂جمع کنین خودتون و مردم😂😂😂😂همه رو مثل خودتون چیز فرض نکنین دیگه(!)
خودتون و برای فلسطین با پروفایلاتون کشتید و آی پول واریز کنیم و فلان که وجداندردتون بخوابه چون اگر انسان باشید قبل از خواب حتماً یادتون اومده هر سکوت شما برابر مسؤولین خائن و تضعیف جمهوری اسلامی، بر مقاومت منطقه اثرگذاره و قطره قطره خون شهدا جهان به گردنته...
نجف نجف و علی علی میکنید و یه تار مو تو تنتون علوی نیست(!)
مظلوم رهبر... که فقط رهبر حق اعتراض دارن که سالهاست دارن دربارهٔ اقتصاد... علم... اسراف... منابع... ازدواج... بچهآوردن... فتنهشناسی... هممممممهچیز راهکار میدن و مردم گوش ندادن... عمل نکردن... اونایی هم که گوش میدن و عمل میکنن انتخاب نکردن... حمایت نکردن... بعد از سی و خردهای سال، سه سال این کشور رسید دست یه متقّی، همین مردمِ لالِ زمان روحانی، صداشون و برای کسی که بیوقفه براشون خدمت میکرد بالا بردن و هیچکس نکوبید تو دهن بدخواهش(!)
شما مذهبیا خودتون و کشتید که غیرمذهبیا رو جذب کنید، ولی شما جذب اونا شدید😎 یه نگاه به زندگیتون بکنید... تو مراقبههای هپروتیتون یه محاسبهٔ حقیقی بگنجونید تا ببینید بهتدریج چیبه سرتون اومده...
رهبر میگن مردم حق دارن اعتراض کنن، چون امام علی علیه السلام هم در الغارات گفتن... چون پیامبر صلوات الله علیه هم... چون زعامت فرق داره... چون توی مذهبی حتی یک دور ولایت فقیه خمینی رو نخوندی کوچولوترین سؤالای ذهنت حل شه و مغز کوچیک زنگزدهت بفهمه چی به چیه...
ولی وظیفهٔ من چیز دیگهایه!
وظیفهٔ تو هم!
نه!
من به مردم حق اعتراض نمیدم.
و در آرمانشهر ذهنم اینطوره که مردم همگی باید به درگاه خدا استغفار کنن... از ولی فقیه و امام جامعه عذرخواهی کنن... مثل حر، چکمهبهدوش... سربهزیر... از امام بخوان اونا رو ببخشه... و بهشون فرصت جبران بده...
بعد خود مردم
برای جبران و اصلاح
مثل جناب حر
بزنن به دل دشمن...
طلاها و دلارهای راکد رو وارد تولید کنن... منابع رو بهینه کنن... فقطططططط تولید ایرانی بخرن...
از کارمندی و دفترچه بیمه روی بیارن به تولید و تلاش و مهارت و سواد... واردات صفر شه و صادرات چندینبرابر... زیرمیزیبگیرها رو گزارش بدن... به هر خطا و منکری اعتراض کنن... از مسؤولین مطالبه کنن... کار کنن... کار کنن... کار کنن... تا سی و خردهای سال گندای انتخاباتیِ خودشون و نسل در نسلشون رو جبران کنن!
خدایی که دلت طاقت نیاورد و علی علیه السلام رو به شکافتنِ خونهت به آغوش کشیدی؛
پدرم رو سال تموم نشده
از جایی که فکرش و نمیکنه
کربلایی کن❣😭
سربهراه
از ارسالیهای دلفریبِ شما😍😍😍 همه مَشتیهای چایخور😍😍😍
وَ سلام بر مجاهد؛
عُرضه؛
کار در سکوت؛
مشهورِ گمنام؛
کمحرفِ پرعمل؛
جرئت؛
جنم؛
جسارت؛
صراحت؛
خفن؛
رستم؛
مرد❣
مقتولِ آمریکا.
مقتولِ آمریکا.
مقتولِ آمریکا.
اگه نبود
من و
مادرامون و
خواهرامون و
دخترامون...
دستبهدستِ وحشیهای آدمخوار میگشتیم.......
ولی بود.
بود و نذاشت دستشون
حتی تو رؤیاهاشون
به تارِ موی ما برسه.
نوشتم مقتولِ آمریکا؟