eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
324 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
سلام تو مجازی همه شاخن و پیغمبر(!) احتمالاً آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بیان و اطلاعات نداشتن که نتونستن مردم رو قانع کنن(!) یا سیدعلی خامنه‌ای در اقناع توانمند نیست(!) عزیزم از فیلم هندی هم یه‌چی اون‌ورتره(!) یه جلسه حرف زده، قانعم کرده(!) آدرس کانالش و بده منم بهش ایمان بیارم😂 کتاب شهابی در شب رو خوندی؟! مناظرهٔ آقا امام رضاجان با مسیحی‌ها؟! دیدی چقدرررررر طول کشیده؟ وقتی کسی بلوف می‌زنه حرف زدم تو یه جلسه هم مسیر طرف رو عوض کردم، زیرورو کردم، منقلب کردم، با پشت دست حتماً بکوبید دهنش! برابر مذهبی‌عوضیا سکوت نکنید... همینا نسل‌ جدید و نسل قدیم رو از ما گرفتن... یعنی تو از امام رضا هم خفن‌تری؟! بابا بلدِ کار! بابا بیان و اطلاعات(!) بابا مسیح(!) پیغمبر(!) خیلی خواستم نگم ولی لازم دونستم؛ امام حسین علیه‌السلام چقدر حرف زد؟! تازه پسرِ پیغمبرشون بود... همه روی شونه‌های پیامبر این پسر رو دیده بودن‌... چرا نتونست تغییر بده؟! ما با انسان سروکار داریم. انسان پیچیدگی داره. برخی شاگردها هستن که در جلسهٔ گفت‌وگو می‌گن قانع شدیم. یا حق با شماست. یا بهش فکر می‌کنم. اما این به معنای اثر و نتیجه نیست. به معنای شروع تلنگره که اگر رها بشه دیگه شده. برخی مدارس زمینه‌دار هستن. مثلاً در بافت مذهبیِ مدرسه‌ای مذهبی، تلنگر زودتر اتفاق می‌افته. در بافتِ مدارس خاص مثل مدارس امام حسین علیه السلام هم همین‌طور. باید دید طرف کجا و برای چه مخاطبی حرف زده. باید مخاطبش رو بعد از این رصد کرد. به زبون اگر باشه من هر سال حدود پانصد شاگردم رو مؤمن می‌کنم(!) می‌تونم با این شوآف کلی فالوور بگیرم(!) ولی احمق نیستم! می‌دونم زبان با سبک زندگی فرق داره! نه من پیامبرم، نه کلاسام فیلم هندی، نه شاگردم رباتی که هرچی من گفتم بگه وووووووی! حق با شماست! تلنگر می‌زنم. ارزیابی می‌کنم. روی برخی سرمایه‌گذاری می‌کنم. ادامه می‌دم. وَ بعد از دوازده سال تدریس و فعالیت فرهنگی، می‌تونم با سینه‌ای ستبر بگم فقط سه نفر رو عوض کردم! سه نفر که هیچ ارتباطی به دین نداشتن، مستمر براشون برنامه ریختم، سالیان ساله ارتباط رو حفظ کردم، جای خطا و بازگشت رو هم تو ذهنم نگه داشتم. این واقعیت و حقیقته! اعتمادبه‌سقفِ مذهبیون رو برای تأمینِ خودشون برابر با تبلیغ و تبیین ندونین و به تاریخ اسلام رجوع کنید. هدف ما انجام وظیفه و رسیدن به نتایج خداپسنده، اما حقیقی و واقعی، نه آماری و رزومه‌ای و هیجانی و شوآفی(!)
سلام یک. موقعِ قرارداد بستن قید می‌کنم. سفرهام جزو شروطمه. دو. تنها معلمِ مدرسه‌ام همیشه که با وجودِ سفرام، درسم روی طرح درسم پیش می‌ره. همیشه این‌طور بوده که مدیرهام با دیدنِ سبکِ معلمی‌م بهم اعتماد کردن. نه سال‌های گذشته، نه امسال، مدیرهام جز من به کسی اجازهٔ مرخصی اونم برای سفر نمی‌دادن. امسال هم برای خانم زبان خودم صحبت کردم و همون‌طور که نوشتم کلاساش و خودم دارم می‌رم. سه. گمونم هر دو نفر از اعضای جدید هستین واگرنه روال من رو در نبودنم می‌دونستید. من کلاسام و مجهز به اتوپایلوت می‌کنم😁 تعداد سفرها و زمان سفرهام و می‌دونم، پس طرح درسم رو بر اون اساس می‌چینم. از ابتدای مهر هم شاگردام و کلاسام رو آمادهٔ روزای نبودنم می‌کنم. بدون این‌که کسی چیزی بفهمه، می‌برم‌شون روی هدایتِ خودکار. لذا در نبودنم کلاسام در جریانه، بدون معلم، اما در مسیر طرح درسم. حتی امتحانام هم برقراره :) اگر خواستید دقیق‌تر بدونید به نیمهٔ شعبانِ سال گذشته و سالِ قبل‌ترش رجوع کنید و برگزاری کلاس‌هام. چهار. برای این‌که بیشتر اضطرابت بدم باید بگم اسفند کتابامم تموم می‌کنم😁 پنج. غالباً افراد به زبان برای زندگی‌شون برنامه‌ریزی دارن(!) ولی همین‌که وقتی ازشون می‌پرسی چرا کتاب نمی‌خونی می‌گن چون سرم شلوغه(!) یعنی دروغگو هستن! نه برنامه‌ریزی دارن، نه کتاب‌خونن! دروغگو هستن. دروغ کلیدِ همهٔ بدی‌هاست! برنامه‌ریزی که واقعاً باشه، به همه‌چی می‌رسین. برنامه‌ریزی داشته باشید. حتی برای تفریح‌تون.
خدای مستجابِ دم افطار؛ تمومِ قهرهای ما رو به آشتی بدل کن.
برنامهٔ بعد از افطارم تا سحر:
سربه‌راه
تو این بحرانِ عبودیت خدا رو شکر که دعای افتتاح داریم😍 خدا رو شکر که ابوحمزه داریم😍 خدا رو شکر که تنف
دعای افتتاح برم می‌گردونه نجف؛ انگشتام بعد از خط بردنِ فرازهای دعا مزهٔ دِهین می‌ده... دوست دارم دونه دونه‌شون رو مثلِ وقتی دهین می‌خورم بمکم و باقی‌مونده‌های شیرینِ خوش‌طعمش رو هم ببلعم... من چرا شعبان دلتنگ برمی‌گردم؟!
یادتونه گفتم تو قطار خانوما فکر می‌کردن من و رفیق دانشجوییم؟ وقتی یکی‌شون به گوشی‌مون گیر داد، اون‌یکی بهش گفت دو تا دختر جوان با ما اومدن کربلا اونم سخت و حسینیه‌ای، کجا الآن جوونا پی این چیزان؟ بهشون سخت نگیرید، زده نشن. من گفتم جوونا از سخت‌گیری زده نمی‌شن، حتی اگر خودشونم گفتن از سخت‌گیری زده شدن باور نکنید، جوونا از دورویی و تناقض زده می‌شن. از این‌که شما رو تسبیح‌به‌دست می‌بینن اما هنوز عرقِ کربلاتون خشک‌ نشده می‌رقصید! از این‌که هرجا به نفع‌تونه دین‌دارید و هرجا به‌ضررتونه دین رو تغییر می‌دید. چیزی نگفتن و منم منظورم از این فرسته این بخش نیست. جوان بودنِ ما همیشه تو همه کاروانا به چشم میاد. فکر کن تو جامعه چطوره پس! این‌که یه دختر یا پسر جوان امربه‌معروف و نهی از منکر کنه! این‌که دختر و پسر جوان روزه‌دار باشه... این‌که دختر و پسر جوان نماز اول وقت بخونه... البته و صد البته که منظورم پسر و دخترهای جوانی هستند که بدیهی‌ترین ظواهر اسلام رو دارن... مثلاً من منظورم از مؤمن، به‌هیچ‌وجه عباپوش‌ها نیستن(!) چادری‌های آرایش‌کرده نیستن(!) پسرهای مذهبی که با دخترها می‌گن و می‌خندن نیستن(!) دخترمذهبی‌هایی که عروسی گناه هم می‌رن نیستن(!) و هر جوانِ درس‌نخونِ به‌دردنخوری هم نیست(!) این بدیهیات رو خودتون بدونید دیگه. نوشته بودم مدتی می‌شه به‌جای صلوات‌شمار که از اساس قبولش ندارم، ذکرهای تو مسیرهام و با تسبیحم می‌گم. تسبیح خب دیده می‌شه. ریا می‌شه :) و من عامدانه دارم ریا می‌کنم :) من ذاتاً دختر لجوجی هستم :) وقتی شیطان با همهٔ جنودش هجوم آورده، چرا من با همهٔ ایمانم بهش نتازم؟! :) من عاشقِ اون روایاتی هستم که می‌گه دشمنِ خدا رو عصبانی کنید😁 از حرص دادنِ بی‌خداها، پهلوی‌چی‌ها، مذهبی‌زرزروها، بی‌سوادهای لب‌ودهن، وَ هر دروغگوی دورویی لذت می‌برم :) این تسبیحِ توی دستم وقتی راهیِ مدرسه‌ام و قیافه‌م کوچکتر از دانشجوها حتی در جامعه خیلی حرفه... این‌طور دارن القا می‌کنن که این چیزا دیگه مال نسل قدیمه و با مرگ اونا تموم می‌شه. بعد یهو من و می‌بینن تسبیح‌به‌دست😁 رفیق و می‌بینن مفاتیح‌به‌دست😂 جفت‌مون رو می‌بینن در حال امربه‌معروف و نهی از منکر😂😂😂 واااااااای یعنی آتِش می‌گیرن! آتِش!😁 من برای فرهنگ‌سازی تو اتوبوس و مترو و مسیرها کتاب دست می‌گرفتم می‌خوندم. پای فرازهای دهین‌طعمِ افتتاحِ خوشمزه، تصمیم گرفتم کل ماه رمضان قرآن دست بگیرم😍 اصلاً جزء روزانه‌م و می‌ذارم تو اتوبوس‌های تا مدرسه و تا مؤسسه و تا شب‌کاری و تا خونه😁 قرآن سوزوندین ها؟ ببین تا چند نسلتون رو بسوزونم😝😂✌️ ذکر روزانه‌م رو هم تسبیح می‌گیرم دستم اونم بیرون😁 لغات زبانم رو میارم آخر شب و خلوتِ شبانه‌. حتی پاسخ دادن به پیام‌هام و میارم خونه ولی بیرون قرآن دست می‌گیرم و مفاتیح😎 وای پیشاپیش سلول‌هام همه صورتیِ گلبرگی شدن😂😍
سربه‌راه
یادتونه گفتم تو قطار خانوما فکر می‌کردن من و رفیق دانشجوییم؟ وقتی یکی‌شون به گوشی‌مون گیر داد، اون‌ی
قرآنِ اصلی‌م منتقل شد به کوله‌پشتی‌م برای مسیرها، کتاب‌های زبان و کتاب‌های مطالعه منتقل شد به میزم برای خونه، وَ ساعتِ دیدنِ سریالِ امام علی علیه السلام پَــــــــــــــر😭 یادم نمیاد سریالی رو تونسته باشم از اولِ اولِ یا تا آخرِ آخر ببینم! جومونگ و دونگی رو که یادتونه😒 اما هدفم بزرگتره و بهش می‌چربه. می‌رم زبان بخونم... سریال امام علی علیه السلام بهتون خوش بگذره🥲💔