eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
324 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
شهرام ناظریکیش مهر_استاد شهرام ناظری.mp3
زمان: حجم: 9.8M
شعر از مؤلفِ تفسیرِ المیزان؛ علّامه طباطبایی
رفیق زنگیده که خواب می‌دیدم با هم رفتیم فلان‌جا که مشغولِ کارِ فرهنگی هستیم. تو داشتی حرص می‌خوردی که اون‌جا دستِ مذهبی‌عقب‌مونده‌ها و بسیجی‌الکی‌ها و بی‌نهایتی‌‌پوچ‌ها و طرح ولایتِ ضدولایت افتاده که رسیدیم و دمِ در سیدناالقائد ایستاده بودن و فقط من و تو به محضرشون رسیدیم. من (رفیق) داشتم گریه می‌کردم و قربون‌صدقه‌شون می‌رفتم و تو هم داشتی عربی باهاشون صحبت می‌کردی و مدام می‌گفتی بِنَفسی أنتَ سیدی؛ روحی فِداک قائدی😍 بعد به آقا گفتی اجازه می‌دید براتون شعر بخونم؟ آقا اجازه دادن و تو شروع کردی به خوندنِ یه قصیدهٔ بلند😍 می‌گه می‌خوندی و اشکِ شوق می‌ریختی... 😍❣😭 می‌گم چی می‌خوندم براشون؟ می‌گه هیچی‌ش یادم نیست🥲 الحمدلله ربّ العالمین😭 پیام دریافت شد❣ + کتابی از سیدناالقائد در کتابفروشیِ کربلا؛ شعبان المعظّمِ ۱۴۴۷
اسلام ۱۴۰۰ سال پیش، برای زن حق شیر گذاشته، مهریه، دستمزد بابت کار خونه، کل پولی که از فعالیت اقتصادیش درمیاد رو برای خودش، دیهٔ مرد فقط به‌خاطر به سختی نیفتادنِ اون دوبرابر شده، کلِ مردهای عالَم (پدر، برادر، عمو، پدربزرگ، دایی، شوهر، پسر) رو هم موظف کرده زندگیش رو تأمین کنن و در خدمتش باشن، اون‌وقت از برام بلغور می‌کنن(!)
حامیانِ حقوقِ کودکان رو در به سرِ منِ شیعه‌ای می‌زنن که مولای خیبرشکنم خم می‌شده تا بچه‌ها پشتش سوار شن و بازی کنن(!) آمریکا شماره‌تلفنِ رسیدگی به کودک‌آزاری داره؟! اوه عزیزم! در جمهوری اسلامی چنین شماره‌ای نداریم چون از اساس به کودک‌آزاری اعتقادی نداریم! چون از اساس کودک‌آزاری رو روا نمی‌دونیم! اونا دارن چون بعد از هجده سالگی بچه باید بره زندگیش و خودش بسازه و هر بلایی سرش اومد دیگه انتخاب خودشه، اما در کشورِ اسلامیِ ما هنوز دختر و پسرای سی ساله، تنِ لش‌شون تو خونهٔ پدر و مادره و لباس زیرشونم مادرشون می‌شوره(!)
کاش دشمنِ باکلاسی داشتیم... عارمه هیچی‌نداری مثل آمریکا برامون زر می‌زنه! تو کلاسام می‌گم؛ آمریکا خاک نداره! تو کشورِ سرخ‌پوستا داره زندگی می‌کنه(!) نژاد نداره! همون انگلیسی‌ها هستن که اومدن و قارهٔ آمریکا رو پیدا کردن(!) زبان نداره! انگلیسی حرف می‌زنن(!) یعنی زبانِ انگلستان(!) یعنی زبانِ اروپا(!) فرهنگ نداره! ادبیات و تاریخ و همه‌چی‌شون برمی‌گرده به اروپایی‌ها(!) صنعت و تکنولوژی نداره(!) بازم از اروپایی‌ها گرفتن(!) برای من انگلیس، دشمنِ خفن‌تری از آمریکاست!
حالِ خوبِ قبلِ افطار❣😍
سایتِ دایگو مثل بیان‌بلاگ به رحمتِ الهی پیوست. گفت‌وگوی ناشناسی زشت، شلوغ، بی‌نظم، پر از تبلیغات وَ بدون امکانات و تنظیمات براتون گذاشتم که این حجم از بی‌سلیقگی‌ش روی اعصابمه و هرآن ممکنه کلاً بردارم و قیدِ تعامل رو بزنم. فعلاً حرف و نکته‌ای داشتید به سمع و نظرم برسونید و بدانید و آگاه باشید نویسنده‌ای که بی‌نظمی و بی‌سلیقگی رو برای تعامل با مخاطبش تحمل می‌کنه، گلی از گل‌های بهشت است، تا ببینیم بعد چی می‌شه.
سربه‌راه
حتی می‌خواستم بگم داوطلب شید، هر کدوم یه فراز از دعای افتتاح رو بخونید، پیام‌آوا بگیرید برام بفرستید
می‌خونید؟ اگر آره فراز به فراز برام بفرستید. یعنی هرکدوم‌تون یه فراز که همه طعمش رو بچشن و دهن‌تون مزهٔ دهینِ نجف بگیره. کی فرازِ اول رو تا فردا می‌فرسته؟ چراغش روشن شد😊 برین فراز دوم؟
سربه‌راه
می‌خونید؟ اگر آره فراز به فراز برام بفرستید. یعنی هرکدوم‌تون یه فراز که همه طعمش رو بچشن و دهن‌تون
اگه دوست داشتید پای فرازی که می‌خونید از حال‌وهواتونم بگید یا بنویسید. مثل سفرنامهٔ شعبانیه‌م. بیشتر می‌خوام بدونم با افتتاح چطور دلتون ضعف می‌کنه... من وقتی افتتاح می‌خونم خی‌لی دلتنگِ نجف می‌شم... نمی‌دونم چرا... انگار خونه‌ام... طبقهٔ پایین صحن حضرت زهرا سلام الله علیها... انگار خدا فقط برای منه... فقط خدای منه... انگار سیدعلی خامنه‌ای هستم... چندقدمی‌م ناوِ آمریکاست... مردمم پای نیل مردّد شدن... اون‌وقت من تو جلسهٔ تفسیر قرآنم... روی انگشترم انّ معی ربّی... :) من افتتاح که می‌خونم خی‌لی بچه‌پرروتر می‌شم :) خی‌لی قوی‌تر :) خی‌لی مصمّم‌تر :) من افتتاح که می‌خونم حس گَنگ بودن بهم دست می‌ده... فرازهای آخر که اصلاً نگم... نگم... شما چطور؟ با افتتاح دنیاتون چطوره؟ چه شکلیه؟ زرنگ باشید. هر وقتی پای افتتاح گذاشتید نذر ظهور باشه و از خدا بخواید روح دعا رو هم رزق‌‌مون کنه... ظهور بخواید. جنگ نمی‌شه. نترسید. از هیچی نترسید. از هیچ‌کس نترسید. به کم قانع نباشید. ظهور بخواید. واقعی بخواید. به ظهور فکر کنید تا واقعی حکومتِ عدل رو بخواید. واقعی خواستنه مهمه.
سربه‌راه
می‌خونید؟ اگر آره فراز به فراز برام بفرستید. یعنی هرکدوم‌تون یه فراز که همه طعمش رو بچشن و دهن‌تون
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
به نجف که رسیدیم با رفیق که واردِ حرم شدیم هر دو ذوقِ دیدنِ ایوان‌طلای جدید رو داشتیم چون چند اربعین و چند شعبان بود که می‌رفتیم و هی ایوان‌طلا در حالِ تعمیر بود و یه گوشه‌ش بسته... چند سال بود اون گلدسته‌های عظیم و باشکوه رو ندیده بودیم... از باب‌الفرج که وارد شدیم به رفیق گفتم من خوندم و شنیدم اینا که بار اول‌شونه می‌رن حج وقتی می‌خوان ببرن‌شون جای کعبه می‌گن سرتون رو پایین بندازید و تا نگفتیم بالا نیارید هر وقت می‌رسن کعبه بهشون می‌گن حالا سرتون رو بالا بیارید و ببینید بیا ما هم همین کار رو کنیم دستِ رفیق رو گرفتم دو تایی سرامون و انداختیم پایین با نگاه به زمین شروع کردیم حرکت کردن رفتیم رفتیم رفتیم ناودون طلا رو هم عبور کردیم به کنارهٔ ایوان رسیدیم اونم رد کردیم رفتیم و درست چسبیدیم به دیوارِ باب‌الرضا... انتهای دیوار که دقیق روبه‌روی ایوان‌طلا می‌شه... به رفیق گفتم حاضری؟ گفت آره‌ من شمردم: سه دو یک. سرهامون و بالا آوردیم و... الله اکبر! الله اکبر... الله اکبر... هر دو به گریه افتادیم... به شونه‌های لرزون... اون لحظه رو یادمه؛ حاجتی نداشتیم اصلاً حاجتی خاطرمون نبود! خستگی رنج غصه گِله اصلاً هیچی خاطرمون نبود! ما صرفاً وَ تنها از شکوهِ روبه‌رومون به رعشه افتاده بودیم... می‌دونین؟ اون روز باعث شد من و‌ رفیق دقیق‌تر به ظهور فکر کنیم... به لحظه‌ای که می‌بینیم‌شون... به سخنرانی‌شون... به نمازشون... به فرمان دادنشون... ما از شکوهِ ایوان‌طلای نجفِ علی علیه السلام درحالِ عروج بودیم... امام دیدن چه شکلیه؟! امام شنیدن؟! الله اکبر!
هدایت شده از تنها علاج
هر کسی دوست داره گناهان چهل سالش بخشیده بشه...