ماجرای دنبالِ قاب گشتنم برای اتاقِ جدیدم بعد از بازسازی رو که یادتونه؟ که هیچی به دلم نمینشست و از بیسلیقگیِ مذهبیها کُفری بودم؟ حتی بعضیهاتون لطف کردید، وقت گذاشتید، سایتها و کارهای مختلف نشونم دادید.
هیچی به دلم نمینشست.
فاطمیه تو فروشگاهِ جمکران این طرح رو پسندیدم ولی قاب، کوچیک بود. شاید یک/چهارمِ این قاب یا کمی بزرگتر. نخریدم.
چهارشنبهٔ هفتهٔ پیش، چهارراه شهدا، تو مغازهٔ اعیونی و گرونِ سرِ چهارراه، این قاب رو دیدم و ذوق کردم، ولی نخریدم چون قابِ دورش آبیه و به اتاقم نمیومد. قابْسفید میخواستم که به اتاقم بیاد، ولی شنبه...
دیشب قبل از اینکه برم سرِ کار، رفتم و خریدمش... قابی که در بودنش پسندیده شد، اما در نبودنش روزیم...
حالا ولی به اتاقم میاد... اصلاً لازم باشه همهٔ اتاقم رو آبی میکنم... لازم باشه همهدنیا رو همرنگش میکنم.
قبل از به خونه برگشتن هم آوردمش حرم...
صدای دعای عهد، صحن رو برداشته...
ویدئو گرفتم بذارم ولی ایتا محدود کرده. با آقا نشستیم دعای عهد گوش میدیم... تو صبحِ خیلی خیلی سردِ حرم...
یادم نیست امروز چندشبه است...
فقط خوشحالم دیگه هروقت دلم بخواد میتونم با آقام باشم... دیگه چشمبهراهِ عیدا و رواقِ امام خمینی رحمة الله علیه نیستم... آقام با منه... دیگه تا همیشه...
پروفایلِ جدیدِ شادم :)
چون پرسیدید که میشه استفاده کنید یا نه؟ گفتم بگم اصلاً میذارم ایده بگیرید و استفاده کنید با ذکر دعای فرج و پیروزی جمهوری اسلامی و هلاکتِ خفّتبار نتانیاهو و ترامپ👍
#پروفایلام
ما لشکرِ محلهمون هرشب شلوغتر از شب قبله. با اینکه فقط خدا میدونه مشهد چطور سرد شده و شبامون با بارون و تگرگ داره میگذره :)
این کاغذا رو هم بین مردم پخش میکردن که گرفتنشون الحمدلله و انداختن تو گونی ؛)
ولی خواستم بگم من بازم قسم جلاله میخورم...
والله
بالله
تالله
اگر کوتاهی کنید... اگر به این تجمعات اضافه نکنید... اگر با در و همسایه حرف نزنید... همراهشون نکنید... اگر بیبخار و بیرگ و بیتوجه باشید...
حکومتِ امیرالمؤمنینتون از دست میره...
این تجمعات شوخی نیست...
دخترایی که دوست داشتین پسر بودید و نظامی(!) کاش بدونید مایی که شب میریم تجمع سربازِ مدافعِ شهریم... پسرایی که دوست داشتید برید سوریه و مدافع حرم شید... جمهوری اسلامی ایران حرمه و الآن مدافع میخواد...
مایی که از صبح زنگ و زنگ و زنگ و با کل مخاطبین موبایل پدر و مادر و برادر و خودمون حرف و حرف و حرف میزنیم که مجابشون کنیم بیان تجمع، بعد خونه به خونه و همسایه به همسایه... تموم دیشب حرف زدن با همکارا... حرف حرف حرف...
ما زهرای لحظهٔ بهمورسیدهٔ ولایتیم...
و سیدعلی خامنهای...
شهید
سیدعلی
خامنهای...
دیگه ناظر به ماست..............
رهبری که
جانش رو
جانِ بابرکتش رو
فدای امّتش کرد..........
پیاما رو حتماً جواب میدم، الآن شلوغم و تو بدوبدو برای تجمع شب.
اومدم بگم هرکی دیشب به نیابتم قدمی برداشته، شعاری داده، برای تنها حکومتِ شیعهٔ دنیا حنجرهای پاره کرده،
تموم ثوابِ صحبتای دیشبم با همکارام برای مجاب کردنشون که تجمعات شرکتت کنن و بیتفاوت نباشن رو بهشون تقدیم میکنم چون میدونم کارِ سخت، ثوابش بیشتره.
سربهراه
من قسم جلاله میخورم چون مطمئنم؛ به خدا قسم به خدا قسم به خدا قسم واقعاً بعد از شهادت پیامبر رو می
ممکنه وسط این فرسته خوابم ببره اما برام مهم بود به محض برگشتن به خونه بهتون بگم قسمهای جلالهم الکی نیست...
نمیدونم خبر دارید یا نه ولی تو مشهد تروریستای اسرائیلی داخلی کاکاغذ پخش کردن و فراخوان شورش دارن که البته به گونی منتقل شدن :)
امشب هم منطقهای از شهرمون مشتی گربهخفاش اومدن شاخ شونه کشیدن که مردم کاروان خودرویی با دوهزار خودرو رسیدن خدمتشون :)
من نمیدونم تا کی قراره شبا بیرون باشیم
برامم هیچ اهمیتی نداره
لازم باشه تا ته عمرم روژ و شب بیرون باشم
هستم.
جز اینکه برای کلاسای مجازی هفته آیندهم ویدئو و محتوا آماده کنم که تعهدمه و درس بچهها رو باید به بهترین شکل ممکن به فرجام برسونم تا فردای پیروزی کشورم متخصص و تحصیلکرده داشته باشه، هیچ کار دیگهای جز حراست از وطنم ندارم
نه دلتنگ کربلام
نه دلتنگ خونهم تو نجف
نه هوای زیارت قم دارم
نه راهیان عید و پیگیری میکنم
چون اگر جمهوری اسلامی نمونه
حتی حتی حتی حرم امام رضاجان هم نمیمونه...............
من این روز و شبا فقط وفقط و فقط زائر حرم جمهوری اسلامی هستم و مسافرِ خیابونهای شهرم.
از ۲۳ سالگی نه فقط شعارم، که عقیدهم شد
رهبر اگر فرمان دهد
جان زا فدایش میکنم!
حالا اون جونش و فدای من کرد و من موندم...
اربعینهای من
جهادیهای من
هیئتهای من
راهیانهای من
طرح ولایت من
اعتکافای من
نمازشبای من
دورههای گذروندهٔ من
سحنرانیهایی که پای منبرشون بودم
نمازجماعتهای من
نمازجمعههای من
تحصیلاتت من
رتبهٔ سه رقمی من
شاگرداولی من
دانشگاه فردوسی من
تندیسها و لوحهای من
رتبههای آموزش وپروشم
کلاسهای نویسندگی من
روضههای من
زیارتهای من
حرمهای من
کتاب خوندنای من
مستند دیدنای من
فیلم دیدمای من
اگر امروز
به کارم نیاد و
تشخیصِ درست برای من
به ارمغان نیاره
به تف نمیارزه.
میریزمشون سر کوچه.
از تهرانیها خجالتزدهام که خوابم میاد و دارم بیهوش میشم و فکر میکنم ظهر از خواب پاشم... ولی میشه من رو با زنگِ تماس بیدارم کنید که بهم بگید ترامپ هلاک شد! ترامپ به خفّتبارترین شکلی که هرگز کسی تصور نمیکرد هلاک شد!
بعد من مثلِ شنبه با صدای بلند گریه کنم... اما اینبار از شوق! وَ سجدهٔ شکر برم...
ای خدایی که نمرود رو به مگسی تحقیر و هلاک کردی!
اگه تو ایتا و بله به کانالای تازهتأسیسی برخوردید که بهظاهر انقلابی و ولایی هستن اما معتقدن جنگ، خشونته و بهدور از صلحطلبیِ اسلام،
نترسید! نخبهنخالههای بیانبلاگ (وبلاگیها) ریختن اینجا! امروز وبلاگ تعطیل میشه.
در تخته شدن اینستا هم همهشون ریخته بودن وبلاگ که الآن اونا هم میریزن اینجا. پس خودتون رو برای کانالهایی با ادبیات اینستایی و فحشهای «ک»دار آماده کنید بهتتون نزنه اینا از کجا اومدن ایتا!
با تشکر از همکاریتون و شعارهای فراوانی که فرستادید،
اونچه برای مقوانویسی در تجمعات پسندیدم:
۱. اگر سربهسر تن به کُشتن دهیم
محال است میهن به دشمن دهیم
(اصلِ بیت از شاهنامه طور دیگهایه که من کلمات رو دستکاری کردم تا همه متوجه بشن. فقط درسخوندهها نباشه که لذت ببرن، بلکه بچهها هم بفهمن، پیران هم بفهمن، زن و مرد معمولی هم بفهمن)
۲. هرکس که قدم به خاکِ ما بگذارد
باید سرِ خویش را به جا بگذارد
۳.من زندگی بدون تو را صبر میکنم
باشد؛ ولی دومرتبه برگرد با ظهور...
۴. ملّتِ ما اهل سازش نیست؛ اهلِ کربلاست.
۵. ما خشم روزگاریم
از آمریکا بیزاریم
۶. فاطمه یا فاطمه سربند ماست
دست اباالفضل پدافند ماست
۷. ای حضرت عزرائیل
هرشب برو اسرائیل
اگر به مورد جدیدی رسیدم، همین فرسته رو ویرایش میزنم.
#شعارنویسی
سربهراه
با تشکر از همکاریتون و شعارهای فراوانی که فرستادید، اونچه برای مقوانویسی در تجمعات پسندیدم: ۱. اگ
برای سه مسأله شعاری مناسب ندیدم و خودمم نتونستم اونطور که راضیم کنه بسرایم.
یک. دوست دارم در شعاری مطالبهٔ زدن کاخ سفید رو بکنم.
دو. و در شعاری به محترمترین شکل ممکن اما مؤثر و عمیق، بیان کنم حاضرم بمیرم اما آتشبس نکنیم و اینقدر این جنگ رو ادامه بدیم تا ترامپ و نتانیاهو به هلاکت برسن و تلآویو پودر شه و کل منطقه به صاحبانش که ما هستیم برگرده.
سه. و در شعاری بتونم مردم رو ترغیب کنم شده تا ته عمرمون ولی خیابونها نباید خالی شه و این تجمعات نباید از رمق بیفته.
اگر یافتید یا سرودید بفرستید برام.
سربهراه
سلام.
۱. من قسم جلاله خوردم! هیچچیزی این روز و شبها مهمتر و حیاتیتر از کف خیابون بودن نیست! شما شعار ننویس، قاب نداشته باش، پرچم نداری، دستِ خالی بیا تجمع و شعار بده! همین! بهظاهر هیچی نیست، ولی من آبروم و میذارم وسط که قیامت جلوی همه بیا تف کن صورتم اگر همین، مهمترین وظیفهٔ این روز و شبامون نباشه.
اگر پسر بودم تا خود سحر تو کوچه پس کوچهها میموندم. اگر پسر بودم از محلهٔ خودمون میرفتم هرجایی که خلوته و لشکری نداره...
پس الآن ایده و خلاقیت ضرورت نداره، همینکه تجمعات رو پر کنید جهاده! واقعاً خودت نمیتونی بیای، راهکار دادم، به مخاطبین موبایلت بزنگ، همسایهها، فامیل، بقیه رو مجاب کن. برو در خونههاشون و باهاشون صحبت کن.
۲. من بلاگر نیستم!
اینجا روزمرهنویسی منه!
اینا که میخونید روزمرهٔ منه!
عمر منه!
شادی و غم منه!
حسرت و رؤیا و خاطرات منه!
فرستههای بازنشری (فورواردی)ِ من رو بشمارید! من اهل بازنشر و تبادل و تبلیغ و بازدید و پیام و تعداد دنبالکننده نیستم. چون حرفی برای گفتن ندارم. صرفاً نویسندهای هستم بدون انتشارات که مثل همهٔ نویسندهها دوست دارم خونده شم، پس مینویسم.
لذا مشی بلاگری (فارغ از صحیح یا غلط بودن) رو ندارم و چون مراقبت میکنم کانالگرد نباشم هم الگوریتم رفتاریشون رو نمیگیرم انشاءالله.
۳. خیلی برام مهم بود طوری این پیام رو پاسخ بدم که هم مخلّ بقیهٔ فعالان نباشه و خدایینکرده ورودیهای مالیشون در این شرایط بسته نشه، چون برخیشون واقعاً دارن با پولی که جمع میکنن کارای مهمی برای این روز و شبا میکنن.
هم ایدهپردازی باشه برای بعدها.
بنابراین به هیچ وجه پول جمع کردن گروههای انقلابی رو که دارن از همین طریق فعالیت میکنن، نفی نمیکنم و بد نمیدونم. خودم هرجا تشخیص بدم درسته هم کمکشون میکنم.
اما سبکِ خودم این مدلی نیست. و این نه به معنی درست بودنِ منه، نه به معنیِ خطا بودنِ بقیه. صرفاً ویژگی شخصیتیمه مثل اینکه تو اربعین دوست ندارم تو صف بایستم تا غذا بگیرم! یا بالعکس ضریح نجف رو دوست ندارم بدون صف و تو هول و فشار برم و تنها صف عالمی که من دوست دارم، صفهای زیارت ضریحه.
همهچیز رو محترم و باکلاس دوست دارم و قدیمیها میدونن منظورم چیه و دلیلم چی. چون در بحث کارای جهادی و اربعینی و نذری بهش اشاره داشتم. حتی در همین بحث عیدی دادن به شاگردام.
خب مدل من چطوریه؟
بذارید یه خاطره از کاروانداری اربعین بگم که متوجه بشید: