eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
مثل تابلوی کیلومتر شهرها که کنار جاده است! می‌تونم عکس و تصویر هم خارج از کادر کار کنم که چندبعدی شه! آره... اذان شد! الله اکبر! اردوی جهادیه. آخرین قسمتِ اردوی جهادیه. الله هم فِی الساحه!
زمان: حجم: 133.2K
ای میهنِ خدایی صحنِ امام رضایی...❣ مشهد؛ حرم؛ رواق امام خمینی رحمة الله علیه
من امشب، شب‌کارم. کی جام می‌ره جبهه؟ برام مهمه‌.
همکارام برام گرفتن😍😭❣
این‌قدر از زبان همه می‌شنوم یا پروفایل و بیوگرافی می‌بینم برام سؤال پیش اومده؛ این‌که می‌گیم «با امام خامنه‌ای (سیدناالقائد جوان و جدیدمون) بیعت می‌کنیم» بیاید برام توضیح بدید دقیقاً یعنی چی؟ بیعت رو با ذکر مثال توضیح دهید.
سربه‌راه
این‌قدر از زبان همه می‌شنوم یا پروفایل و بیوگرافی می‌بینم برام سؤال پیش اومده؛ این‌که می‌گیم «با
یه کاغذ سفید با یه قلم بیار. به هیچ وجه راضی نیستم اگر بدون این کار فرسته رو ادامه بدی :) آوردی؟ چیزی که می‌گم رو بزرگـــــــــــــــــــــــــ وسطش بنویس: بیعتـــــــــــــــــــ = چـــــــــــــــشـــــــــــم نگاه کن کاغذت و! شبیه چیزایی که برای جواب فرستادی نیست! امام خامنه‌ایِ جدید با شما بیعت می‌کنم یعنی چشم! یعنی هرچی گفتی چشم! هرکار بگی چشم! هر امری بدین چشم! بیعت یه حس خوبِ خالی نیست! بیعت مِهرت به دلم نشست نیست! بیعت دوستت دارم نیست! بیعت برات آرزوی موفقیت می‌کنم نیست! بیعت باشه شما از این‌به‌بعد رهبر کشورمی نیست! بیعت دلم می‌خواد پیروزی‌ت و ببینم نیست! بیعت جونمم فدات می‌کنم نیست! بیعت یعنی چشم! عه! اونایی که به امامِ شهیدمون مُد شده بود می‌گفتن «من خودم انقلابی‌ام ولی به برخی تصمیماتِ آقا انتقاد دارم» رفتن زیرِ سؤال؟ آره :) خودشون و ولایت‌پذیری‌شون رفت زیر سؤال! نگاه به فضای مجازی نکن که هرکی برای خودش خبره شده بود و نظر می‌داد... نه! ولایت فقیه شوخی‌بردار نیست عزیزم! به کاغذت نگاه کن؛ بیعت = چشم! فقططططططط. فقططططططط. خواستی کتاب ولایت فقیه امام خمینی رضوان الله علیه رو دوباره بخون. قبلاً خوندیش دیگه؟ :) بازخوانی کن. بچهٔ ظهوری دیگه؟ یعنی سطحت بالاست! پس یکی از مهم‌ترین فرسته‌هام رو کامل می‌کنم: من بارها مقداد رو نوشتم. کلمهٔ مقداد رو در کانالم جستجو کنید میاد. مقداد! وقتی به خونهٔ امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها حمله کردن، مقداد دستش به قبضهٔ شمشیر بود و چشماش به لب‌های امیرالمؤمنین علیه السلام... :) منتظر بود امامش لب تر کنه! جلوتر از امامش نبود. عقب‌تر از امامش هم نبود. سکوت امامش رو هم تفسیر نکرد. وظیفه‌ش رو می‌دونست. کاری هم به بقیه نداشت. در روایت اومده مقداد حتی تو دلش حتی تو دلش حتی تو دلش سؤال پیش نیومد علی علیه السلام چرا کاری نمی‌کنه؟! حتی تو دلش! به کاغذت نگاه کن! بیعت = چشم پایینش هشتگ بذار برای خودت یادت بمونه: حتی تو دلش! آره... بیعت خی‌لی سخته! برای همین شیعه ماجراش فرق داره :) با امام خامنه‌ایِ جوان بیعت کردی؟ به کاغذت نگاه کن! گفتن می‌جنگیم. چشم! گفتن نمی‌جنگیم. چشم! گفتن نابودی اسرائیل. چشم! گفتن صلح و مذاکره. چشم! گفتن به میدان برو. چشم! گفتن به میدان نرو. چشم! حضرت عباس علیه السلام جنگ‌آوری بودن که حتی از دیدن‌شون دشمن قالب تهی می‌کرد! به میدون رفتن‌شون خیلی خیلی خی‌لی فرق داشت با بقیه! ولی حضرت ارباب علیه السلام، اجازهٔ میدون بهشون ندادن! حضرت عمو چی گفتن؟ چشم! :) عه سخت شد؟ آره عزیزم :) برای همین ۷۲ نفر شدن حجتِ تموم انسان‌ها تا قیامت :) کل دنیا و... ۷۲ نفر ولایت‌پذیر :)) این چشم گفتنه کجا باید تمرین می‌شد؟ در خانواده. با پدر. با شوهر. در کلاس. با معلم. هر ضعفی هست از این‌جاهاست. اون‌هایی که بهت ولایت داشتن رو باید می‌گفتی چشم :) منظومهٔ فکری یادتونه؟ شما نمی‌تونین بدون تمرین ولایت‌پذیری از عظیم‌ترین امتحانات عالم سربلند بیرون بیای... امشب از خدا بخواید و تمرینش کنید چون برای امامِ شهیدمون ولایی داشتیم... اما «من خودم انقلابی‌ام ولی به برخی تصمیماتِ آقا انتقاد دارم» هم داشتیم... و یه کوچولو فکر کنیم یادمون میاد کجاها امام خامنه‌ایِ شهید یه کار کردن و... انقلابی‌ها کار دیگه... (!) امشب سرنوشتت رو می‌نویسی. امشب یا ۷۲ تن می‌شی یا «من خودم انقلابی‌ام ولی به برخی تصمیماتِ آقا انتقاد دارم». جنگ، جنگِ اراده‌هاست! موشک و پهپاد و نفت و دلار اسباب‌بازی‌هاشن... جنگ، جنگِ اراده‌هاست! با امام خامنه‌ای بیعت کردی؟ به کاغذت نگاه کن! حتی تو دلت :)
برای امشب هم من مدلم این‌طور نیست که بگم مضطر شید و ختم بردارید و چله و فلان دعا و... دو دو تا چهار تای عقلیش واضحه. من مدل خودم اهمیتِ امشب رو می‌گم :) اربعین رو‌ یادتونه؟ می‌نوشتم و می‌نویسم و می‌گفتم و می‌گم که اربعین رفتن به خواستنه! به خواستن! ظهور هم به خواستنه... بسم اللّه الرحمن الرحیم. امشب خودتون رو بتکونید. ببینید تو وجودتون خواستنِ ظهور هست یا نه. اگر بود امشب اون صدا رو می‌شنویم... نبود... می‌شیم مانعِ نجاتِ بشر. یه‌جوری بتکونیم که به خواستن برسیم. خواستن.
سربه‌راه
یه گوشه از حرم نشستم که صبح شه و برم راهپیمایی. یه گوشه از حرم که یه عِراقی... به لهجهٔ حرمِ کربلا... داره ندبه می‌خونه... دارم به شب‌های قدر فکر می‌کنم‌. به میدان شهدا. به سرمای سوزنده‌ش. به این‌که تو همون سرما نشستیم و جوشن کبیر خوندیم و به سینه زدیم و قرآن سر گذاشتیم. به پرچمِ کاظمین که دیشب برامون آوردن. به تجمعات. به رهبریِ جوان و جدید. به بازخوردِ دنیا نسبت به ایران. به جمهوری اسلامی ایران. این روزا وقتم و صرفِ ایتا و وبلاگ نمی‌کنم‌. دنبالِ اخبار بین‌الملل هستم. راهپیمایی‌های خفنی که به طرفداری از ایران در نقاط مختلفِ دنیا برگزار شده. نقاطی که هیچ ربطی به اسلام و شیعه و مقاومت و ایران ندارن! مادرید با اون راهپیمایی‌ش چه ربطی به ما می‌تونه داشته باشه؟! ولی به طرفداری از ایران راهپیمایی کردن... توئیت‌ها و پیام‌های کله‌گنده‌های دنیا رو می‌بینم‌. مشهور شدیم به غولِ شرق! من عزّت خی‌لی دوست دارم! به آدمای محبوبم که نگاه می‌کنم می‌بینم عزّت‌شون خاص بوده؛ امام حسین علیه السلام. امام خمینی رحمة الله علیه. ذبیحِ پاک‌دامنم... امامِ شهیدم... ابراهیم رئیسیِ عزیزم... حتی آدمای معمولی! رفیقم. پدرم. مادرم. برادرکوچیکه‌م. فرمانده‌م. این زمانه از تاریخ و اتفاقاتی که افتاده و داره میفته... ظاهرش آشفته و تلخه... ولی داره اتفاقای بزرگی میفته... اتفاقای خی‌لی خی‌لی بزرگ... وَ من تو این زمانه‌ام! زمانه‌ای که قلدرای دنیا شدن موش و به جمهوری اسلامی ایران می‌گن غول شرق! دیشب رو به شکر گذروندم... شکر مهمه! اون‌قدر مهم که خدا تو قرآن بابتش گله می‌کنه: و قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور... چشمام داره می‌ره. نتیجه رو زودتر می‌نویسم‌. شاید پدر و مادرم شبیه خودم نباشن. ولی لقمهٔ حلال پدرم من رو سمتِ حقِ تاریخ هدایت کرده... دست‌بوسی مادر برام راحته ولی دست‌بوسیِ بابام نه... اما من به برکتِ لقمهٔ حلالِ پدرِ باعزتم تا این قله بالا اومدم... می‌خوام تا تهش باشم... تا ته ته تهش... که می‌رسی قله و... پرچم رو می‌کوبی روی قله و... می‌ایستی به تماشای دنیای زیر پات... الله اکبر! خدایا من شاکرم... من شاکرم... و می‌خوام یکی از سخت‌ترین کارای عمرم رو بکنم... امروز برگشتم خونه دست پدر و مادرم رو می‌بوسم... توضیح هم می‌دم چرا. برام مهمه. برام خیلی مهمه که بدونن گرچه همراه و هم‌شونه‌ و هم‌نفسم نبودن... ولی لقمهٔ حلال اونا... این حلال‌زادگی... این حلال‌زادگی... این حلال‌زادگی برای ماجرای حق و باطل خیلی مهمه... وَ دست‌بوسیِ پدر و مادرم کمترین نشانه از شکرگزاریه... خدایا من شاکرم... من شاکرم... به گریه‌های بلند اعتراف می‌گویند...
پدر و مادر یه دختر نوجوان، طوری تربیتش نکردن که متوجه بشه در فضای عمومی نباید بدون هندزفری موبایلش رو ببینه‌. من و با صدای انیمیشنش از خواب پروند و متأسفانه باعث شد لعن و نفرین به پدر و مادرش برسه بابتِ کوتاهی در تربیت. سرافکندگی پدر و مادرش در قیامت، موند گردنش... اونم صبح روزی که خودش و پدر و مادرش پاک شده بودن... اگر منتظرید من ببخشم، باید یادتون بیارم من همونی‌ام که هنوز امربه‌معروفِ حجاب می‌کنم :) یعنی شرایط و بحران، اسلام رو برام کم‌رنگ و پررنگ نمی‌کنه، بلکه اسلامه که برام شرایط رو «فرصت» می‌کنه! اصول، اصوله. می‌تونستم بازخورد تندی باهاش داشته باشم، اما چون فردای پاک شدنِ خودمه و نخواستم با تربیت ناقصِ بقیه خراب شه، به لعن و نفرین اکتفا کردم. از خستگی و بدخوابی نمی‌دونم چه کار کنم. گفتم بیام بنویسم دیشب صدایی نشنیدیم چون «خواستن» در ما نیست! برام مهمه که بگم «اضطرار» به اَدا و زور زدن و یادآوری کردن نیست! اضطرار این شکلی نیست که شما تا غروب پی زندگیت باشی، بعد از غروب بری نمایش اضطرار بدی، خدا هم گول بخوره :) باکلاس دین‌مدار باشیم... :) دین این‌قدر ایتایی و سطح پایین نیست :) دین رو از روی خود دین بشناسید، نه از روی مذهبیا... این و سه سالی می‌شه می‌گم، نه؟ :) مضطر زندگی‌ش مختل شده! مضطر زندگی نداره! مضطر طاقت نداره... مضطر... شما مضطری؟ :) وَ دوروبرت مضطر سراغ داری؟ :)
این‌که کوچولوهای مدرسه‌ای با فرم مدرسه و کوله‌پشتی اومدن، عصبی‌م می‌کنه... یه تفنگ و پول بلیط هواپیماش و بدن، می‌رم آمریکا پی ترامپ. تفنگم حیفه. نمی‌خوام‌. بیت‌المالِ شیعه چرا حرومِ اون استفراغ شه؟! فقط بلیط هواپیماش و ندارم. ده تا انگشت دارم و بغض و کینه‌ای دیرینه از ۹۸ برای درآوردنِ چشماش و پاره کردنِ گلوش.
سربه‌راه
وسطِ تدریسم این رو می‌بینم و گریه... من رو پشتِ موتور روایت کرده... دقیق. عمیق‌.
از افتخاراتم، دقیقاً افتخار هااااا! یعنی به این خصلتم می‌بالم، اینه که مستند شنود رو گوش ندادم. سه دقیقه در قیامت هم نخوندم. تا به این سن پی خواب کسی نرفتم. حتی یک بار هم جملهٔ «از آدم موثقی نقل می‌کنم» رو باور نکردم. پامنبری هیچ آخوندِ خواب‌نمای وصلِ نفس‌الحقی(!) هم یک ثانیه نبودم. در سن ۳۵ سالگی آگاهم که در طول کل عمرم فقط چهار بار استخاره گرفتم و طبق دستور اسلام دقیقاً جایی که قوهٔ عقلم قدرت تمییز نداره. به‌جای نشونه‌بازی هم به عقل و منطقم پرداختم. و قبلاً نوشتم که بدون یک جملهٔ احساسی و از این خزعبلات، می‌تونم ده ساعت بی‌وقفه عقلانی و دنیایی دربارهٔ اسلام و شیعه و آقا امام حسین علیه السلام صحبت کنم (این کار رو در دانشگاه کردم). این چند شب به این مدل پیاما می‌خندیدم، الآن پیش اومد گفتم بذارم دور هم بخندیم :)) یکم باکلاس دین‌مدار باشید، فردای پیروزی قراره بریم آمریکا تبلیغ... می‌خواین به جولز و جولیا بگین از آدم موثقی شنیدم که امام زمان به خوابش اومده گفته تو باید مسلمون شی نماز بدون وضو هم می‌تونی بخونی، بعدم فرم بدید عضو گروه استاد شجاعی شه؟! :))) تازه این‌که مذهبیا درس‌نخونن و زبان هم بلد نیستن بماند... :)))