eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
از فردا مدرسه شروع می‌شه و ساعتِ درسی‌م کاهش پیدا می‌کنه. ۹ صبح تا سه عصر مدرسهٔ مجازی و سرِ کلاسام
اون یکی اما بی شرمندگی گفت ما واقعاً لنگامون رو همه و با مجازی راحتیم... تو خودت رو اذیت می‌کنی! وقتی کسی درس نمی‌خونه چرا ما از زندگی‌مون بگذریم؟! مثل اینا که به هزاااااار بهانه امربه‌معروف نمی‌کنن همین‌قدر پفیوز! اون‌شب موبایلم دست‌به‌دست می‌شد و دویست و سی همکار فهمیدن همهٔ معلم‌ها بی‌شعور و مفت‌خور نیستن و از این بابت بسیار خوشحالم و حس می‌کنم رسالتی رو انجام دادم. مهمه که نشون بدیم نسل شهید رجائی و شهید مطهری و امام خمینی که زودتر از شاگردان‌شون در کلاس حاضر بودن، تموم نشده و همه این پفیوزای طلبکارِ به‌دردنخورِ این روزها نیستن. الآنم ساعت درسی‌م تموم شد اوّل به شاد سر زدم ببینم برای فردا دستورالعملی صادر نشده باشه که دیدم مدیرم روی گروهِ همکارا، روز به روزِ طرحِ عیدم رو عکس گرفتن و گذاشتن و کلی از طرحم تشکر کردن و زدن به سر همکارام که هر روز عید با بچه‌ها بودم. و بعد سیل تشکر والدین و دانش‌آموزانم. من که وظیفه‌م بوده و تشکر از کسی نمی‌خواستم، اما بابت این‌که همکارام دیدن همه مثل خودشون نیستن و والدین و بچه‌ها هم دیدن همین یه دونه انقلابیه تهش جوش درس بچه‌هاشون رو داشته، بی‌نهایت خوشحالم و تقدیمش می‌کنم به آقا صاحب‌الزمان علیه السلام.
سربه‌راه
اون یکی اما بی شرمندگی گفت ما واقعاً لنگامون رو همه و با مجازی راحتیم... تو خودت رو اذیت می‌کنی! وقت
بعد اومدم ایتا همین رو ثبت کنم که دیدم حاج‌آقای مسجدمون پیام دادن و ازم سن و سال و تحصیلات و شغلم رو پرسیدن. پرسیدم چرا؟ متوجه شدم هی شبا می‌رم ایده می‌دم یا اون‌شب شنیدم می‌گفتن خاورمیانه و من پیام زدم لطفاً به اصرارِ آقاجانِ شهیدمون بفرمایید غرب آسیا نه خاورمیانه، کنجکاو شدن بدونن من چه تجربیاتی دارم. رزومه ندادم و کوتاه سن و شغل و مدرک تحصیلی گفتم. دوباره پیام دادن شما سابقهٔ اجرایی دارید؟ که نوشتم بله، فعال جهادی هستم. ایشون نوشتن به‌نظرم با شکسته‌نفسی پاسخ می‌دید و بعد پیشنهاد کارگروه خواهران رو دادن. احتمال زیاد رد کنم چون این منطقه از دوستانم دوره و نمی‌تونم حلقهٔ اول رو از نیروهای خودم تشکیل بدم و ابداً هم حلقهٔ اولم رو مذهبی درس‌نخونده‌های پلشت بی‌نظم و بی‌تفکر قرار نمی‌دم. باید دید چی پیش میاد. فعلاً نه نگفتم چون ممکنه بتونم از محله‌های دیگه ظرفیتی قابل کشف کنم یا دخترکانِ نهمِ دو سالِ پیشم رو بیارم. خوب‌ترین و بلاخانوم و مجنون، نزدیکِ این منطقه ساکن هستن و سرم دررررررررررد می‌کنه برای دوباره دور هم جمع شدن و کارای خفن خفن کردن... باید بررسی کنم. ساعت پنج، چهارساعتِ آخر درس امروزم شروع می‌شه و چشمام خمارِ خوابه. نمی‌دونم الآن قهوه بخورم شب خوابم می‌بره یا نه... فعلاً با تجدید وضو نیرو می‌گیرم تا ببینم چشمام کجا روی کتاب رفت که سلاحِ قهوه رو بردارم. بسم اللّه.
پیاماتون رو تو تجمع که بودم جواب می‌دم.
اگه خیری ازم بهتون رسیده برای حالم چند صلوات هدیه کنید به آقا امام زمان علیه السلام. روحِ به‌هم‌ریخته‌م به جسمم فشار آورده و از دیشب رنجورم. درحالی‌که سخت به بدنم نیاز دارم این روزها...
از سرگرمی‌های مفید و مفرّحِ روزهای جنگ برای من، یادگیری و تقویتِ زبان انگلیسیه از توئیت‌ها😂😁 مثلاً از این توئیت، «خودتان قضاوت کنید» فسفری شد و ذخیره در ذهن و گالری😍😂
سربه‌راه
از سرگرمی‌های مفید و مفرّحِ روزهای جنگ برای من، یادگیری و تقویتِ زبان انگلیسیه از توئیت‌ها😂😁 مثلاً
معلمِ زبان بودم، روزی یه توئیتِ این‌چنینی از فروپاشی اَبَرقدرتِ جهان(!) با یه اصطلاح یا لغت می‌فرستادم واسه شاگردام! یه تیر و صدددددددد نشون😉
برجام ریخت😍😍😍😍😍😍😍 اومدم از خیابون رد شم برم به خانمی که تازه از راه رسیدن تذکر حجاب بدم که قبل از من یه خانمِ دیگه رفتن پیش‌شون و چیزی در گوش‌شون گفتن و جفت‌شون با لبخند به هم دست دادن و خانومه خودش رو پوشوند😍😍😍😍😍😍😍😍😍 وای باورم نمی‌شه یکی زودتر از من رفت امربه‌معروف😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍باورم نمی‌شه یه باتفاوت دیدم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 تو کیفم یه چند تا چیز خاص دارم از کربلا که خی‌لی خی‌لی خاصه و به هر کسی نمی‌دم. تهیه کردم برای موارد خی‌لی خاص... مثلاً هر چند ماه بشه که روزیِ یکی شه. تو این قحطیِ مذهبی‌واقعی، خدایی این روزی‌ش بود. خودم و رسوندم به خانمی که تذکر دادن و گفتم دیدم به اون خانوم تذکر مهربون دادید و با هم دست دادین و خودشون رو پوشوندن. گفتن وظیفهٔ مسلمونی‌مه عزیزم... واااااااااای فکر کردم خوابم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 گفتم دست‌تون رو بیارید. آوردن و گذاشتم تو دست‌شون. این‌قدر این‌قدر این‌قدر جا خوردن که نتونستن چیزی بگن و فقط اشک ریختن...😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 بوسیدم‌شون و اومدم. انگار خوابم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 انگار وسط فیلم سلیمان نبی علیه السلام هستم که یکی دیگه هم جلوی گناه ایستاد و نذاشت وارد امّت‌مون بشه تا پیروز شیم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍وای خدا😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
سربه‌راه
خواب بودم یا بیدار؟؟؟؟؟😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
دارم موسیقیِ جدید گروه وتر رو گوش می‌دم و به اون خانومِ آمر فکر می‌کنم که تا دید چی گذاشتم کف دستش، زبونش بند اومد و فقط اشک ریخت و چقدر امربه‌معروفش براش به یادموندنی شد... خدایا شکرت که خواب نبودم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
سربه‌راه
اگه خیری ازم بهتون رسیده برای حالم چند صلوات هدیه کنید به آقا امام زمان علیه السلام. روحِ به‌هم‌ریخ
حالمم خیلی بهتره. دیشب جون نداشتم ولی امشب این‌قدر پرچمم و بالا چرخوندم صد بار ازم فیلم و عکس گرفتن😂 ممنونم❣
مهدی رسولینماهنگ خط پایان.mp3
زمان: حجم: 2M
وااااااای گوشام اشتباه نشنیده بود😍😍😍😍😍 یکی‌تون برام مهدی رسولی‌ش و پیدا کردین😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 ببین برای تویی که همونی که شنیدم و یافتی و نذاشتی به گوشام شک کنم و الکی یه پوشهٔ آقای نریمانی به موبایلم اضافه کنم، یه امین اللّه با زیارت عاشورا نزدیک ضریح می‌خونم❣😍