ایتا که میخواستم کانال بزنم، دوستام گفتن اینجا پاتوقِ مذهبیاسکولاست که برای هر وظیفهای دنبال بهانه هستن و فهمشون از دین مساویه با میزان منفعت و مصلحتها. رفیق که بیش از همه بهم شناخت داره، گفت تو دانشگاه و با همکلاسیهای ضدانقلاب و پهلویچیت دوست و رفیق بودی، ولی با ایتاییها نمیسازی.
راست میگه؛ از همکلاسیهای ارشدم، دوست صمیمیم پیرمرد هفتاد سالهای بود که پروفایل تلگرامش شاه بود و فرح، پاترولش، پاترول مرحوم خسرو شکیبایی، وَ هر پنج دقیقهای که با هم بودیم داشتیم به هم تیکه مینداختیم :) ولی فوقالعاده محترم و اهل کتاب و اندیشه بود و من دوستش داشتم. خاطرات جذابی از این آقا دارم که باشه هروقت فرصتش بود. ولی من واقعاً روحیه و کشش دانشگاه و ضدانقلاب رو دارم، اما کشش مذهبیعقبمونده رو نه!
حتی وبلاگ هم مینوشتم قبلاً تعریف کردم، اونجام طیف غالب سایبریهای دشمن هستن با فحشهای رکیک ناموسی. با تهدیدهای جانی. ولی من تا بلاگفا سر پا بود بلاگفا نوشتم، تا بیان قفلم نکرده بود، بیان هم نوشتم.
میخوام بگم من آگاهانه اومدم ایتا و آگاهانه اینجا شروع کردم نوشتن.
الآن یه کاری کردم که برای خودم پیش پاافتاده و «خب که چی؟»گونه است، ولی یادتون افتادم که چقدر من پیام دارم ازتون چه کار کنم و چطور به درد بخورم و از این شعارا! بهتون تو پاسخای پیامام گفتم که چقدر بیخاصیت و متوهم هستید. و البته متکبر به کارهایی که نکردید و چیزهایی که ندارید. همهتون میگید کتابخونید😂😂😂 ولی نمیدونم چرا پس انتشارات صدرا رو نمیشناسید؟! 😂😂😂 همهتون میگید مفید و پای کارید، ولی نمیدونم چرا عقبهٔ درسی ندارید و مشتی پشت کنکوری و همیشهپلاس اینور اونورید بهجای درس خوندن😁😁😁 با مراقبه و حرز و ریاضت و چله و این چیزام که خودتون و خفه کردید و آقا هم که به زور واکسن زده بود😂😂😂
وَ خب میدونین که؟ تکبر با متکبرین عین تواضعه و این یکی رو من خوب بلدم ؛)
اوه یادم رفت... شما نهجالبلاغه نخوندید... لٰکن درگیرِ علی هستید😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
آقا به من چه؟ آدم بشید یا نشید چیزی به من اضافه و از من کم نمیشه☺️ سوختهٔ نهایی خودتونید و این جذابِ ماجراست😎✌️
کسی «واقعاً بخواد مفید باشه» راهش و پیدا میکنه.
اونی که دنبال هیاهو و آی من چه کنمه، دنبال خواستن نیست، دیگه خودتون میدونید دنبال چیه :)
خلاصه؛
چه کردم که برای خودم سطحیه ولی ممکنه رگی از سیبزمینیِ وجودتون رو بجنبونه؟
یکی از دوستام یه آیدی برام فرستاد. گفت این مدیر یه مؤسسه است که برای شیفت عصرش پی دبیره. مدیره یه اینستاگرامیِ محضه :) ضدانقلاب، سلطنتطلب، بیبندوبار، سگباز، برهنه، هرچی و هرطور که فکر کنید...
چون من کار کردن اینجور جاها رو دوست دارم و تا اخراجم نکنن، عمراً عقبنشینی کنم، پیشنهاد داد پیگیر شم.
پروفایل خانومه رو دیدم سرخ شدم از خنده :)
پیام دادم به دوستم این من و نمیگیره.
آگهیش و فرستاد که همین پنج دقیقه پیش گذاشته و دنبال دبیره.
گفتم من که پیام میدم بهش تا با دیدن رزومه و پروفایل و بیوگرافی و آیدیم فشاری شه، ولی این من و نمیگیره :)))
ببین من مطمئن بودم نمیگیره. ولی برای خالی کردن دل دشمن و اینکه بفهمه ما هستیم و هر چقدرم خودش رو غرق در گناه کنه که خیال کنه دنیا همونه، ولی ما هستیم،
بهش پیام دادم.
رزومهم و فرستادم😁 کاااااااامل😂
چون من دو تا رزومه دارم؛ یکی کااااااااامل برای این موارد😁 یکی متواضعانهتر برای برخی موارد😌
بلافاصله پیام داد استخدام کردیم 😂😂😂😂😂😂😂😂
خدایا این کار ناچیز رو از من قبول بفرما که دشمنت رو فشاری کردم و رزومهم و به رخش کشیدم و بیچاره تو دیدن پروفایلام و اسم و بیوگرافیم تا دو هفته تراپیلازم شد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
گفتم بنویسم برای اونایی که تو شب تجمع رفتنشونم موندن و استخاره میگیرن😉😁
به خواستنه!
به خواستن!
نه به اَدا😉
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بشرِ ضدّ اتحادم من و یادِ نگرانیهاتون برای امربهمعروف کردن انداخت :)
چرا هیچیتون شبیه شهدا نیست؟ :)
وَ چرا اینقدر پی شهادت لَهلَه میزنید؟ :)
سربهراه
این بشرِ ضدّ اتحادم من و یادِ نگرانیهاتون برای امربهمعروف کردن انداخت :) چرا هیچیتون شبیه
همهشونم تأکید دارن روی چادر😂
حتی یکیشون نگفته عبا😐
چه رسد به بیحجاب...😔
پوففففففف... مُشتی ضدّ اتحاد رو خدا گلچین میکنه و اینهممممممممه دلسوزِ اسلام و انقلاب و اتحاد رو گذاشته😢😂
خب دیگه من رسیدم به قرارم با رفقا. نماز که خوندیم اول میریم پرچم لبنان بخریم. بعد میریم مقوا بخریم. نمیشه عَلَم درست کنیم و مثل روز تشییع شهید رئیسی که فیلم گذاشتم براتون باید کنار خیابون مقوا رو بنویسیم و روی دست بگیریم ولی همینم خوبه.
خدایا تو شاهد باش من از این کانال به اون کانال نرفتم، ننشستم گوشه خونه به غصه خوردن، ادای وصلها و بافهمها رو درنیاوردم هی تو کانالم تز بدم، نه چیزی رو به امامم چسبوندم، نه برای میل خودم ضعیف و متحملشدهش کردم،
به این قرآن و اذان قسمت میدم که من رو قیامت جزو هدایتشدگان قرار بده که من فقط به وظیفهم در حد فهمم عمل کردم. خودم رو وقف وظیفهم کردم و تلاش کردم همونی که به دوشمه در قبال حکومت تو، انجام بدم.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم. غیر المغضوب علیهم. والضالین .
سربهراه
فردای پیروزیِ «وطن» تکلیفِ مستضعفینِ جهان چی میشه؟ ظهور باز هم یه قصه است برای صبحهای جمعه و غروب
نگرانیِ من از «برای وطن» یادتونه؟
الآن امشب و لبنان و... چطو میشه؟ :)
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی
سربهراه
وقتی با دوستامم، اینطوریه که یه کلاسِ پسرونهٔ پایه هشتم هستیم. شلوووووووغ و پر از جیغوداد و سروصدا و همهمه. بعد من میخوام برای کانالم پیامآوا بگیرم. یه سوت میزنم و همه دستبهسینه و ساااااااااااااااکت میشینن. من که روی کانال ضبط رو شروع میکنم، اینا هرچی میخواستن بگن و بکنن رو با ایما و اشاره میگن و میکنن! اونوقت شبیه فُکِ قطبی و مورچهخوارِ آفریقایی میشن! کاری میکنن بترکم از خنده و خودشونم منفجر شن :)
پشتِ صحنهٔ همین ۲۴ ثانیه برای شما هم صد بار ترکیدن از خنده و لغوِ ضبطه😂😂😂
سربهراه
من میمِ مالکیت رو خیلی دوست دارم. برام خیلی مهم و خاصه. یادتونه نهمِ دوییهام و چطور خطاب میکردم؟😍
با کلمهٔ عزیزم اینطوری نیستم ها! برای عزیزم فلسفهبافی نمیکنم و روزی صد بار به شاگردام و مردمی که امربهمعروف میکنم میگم.
توجهم دقیقاً روی میمِ مالکیته.
معمولاً توی توئیتهای سیاسی و نظامی، «مردمِ عزیز» خطاب میشدیم. ولی حالا فرماندهٔ خفنی که خفنترین ارتشِ دنیا رو به خاک و خون کشیده، ما رو با میمِ مالکیت خطاب کرده... 😍
میدونین؟ همهچیز داره حریری و پُفپُفی و ستارهای برقْبرقی میشه... ما به مسئولین اعتماد کردیم و اونا به ما... منکرِ نفوذ و دارودستهٔ فریدون نمیشم، نه، «افرادِ فاسد» داریم، اما «نظامِ فاسد» نداریم. که اگر داشتیم الآن ایرانی نبود و ما هم اتباع بودیم یا اسیر و برده...........
آقای پزشکیان موقع صحبت کردن چند باری عصبانیمون کردن، اما پای کارِ انقلاب و مردم موندن، واگرنه چهل روز، مقاومتی سربلند نداشتیم...
من به خیلی چیزا فکر میکنم؛
به اینکه چهل روزه تو جنگیم... ما! ایرانِ ۴۷ سال تحریم... ایرانِ در یک سال جنگِ ۱۲ روزه دیده و کودتادیده و داغِ امامدیده و باز جنگ... ایرانِ تا پیشانی در مشکلاتِ اقتصادی فرورفته... ایرانِ دووووور تا دووووور پایگاهِ نظامیِ آمریکا و منافق و داعش و تجزیهطلب و دندونتیزکرده... ایرانِ از درون درگیر با پدرنامعلومهای وطنفروش...
جنگ با کی؟ با شیطانِ اکبر! با اَبَرقدرت و اَبَرثروتِ دنیا... با آمریکایی که دست روی هر چیز و هر کس و هر کجا گذاشت، گرفت!
اونوقت چی شد؟
مردم کمبودِ غذا و امکانات و دارو و درمان ندیدن... مردم قطعی و قحطیِ آب و گاز و برق ندیدن... مردمِ نبودِ بنزین و سوخت ندیدن... تعطیلیِ بیمارستان و درمانگاه و ادارات ندیدن... درسِ بچههامون نموند... کار دولتیمون نخوابید... حقوقی به تعویق نیفتاد... کاری زمین نموند... نونواییای تعطیل نشد...
اینا خیلی مهمه ها! برید انقلاب فرانسه بخونید... جنگ جهانی... بوسنی و هرزگوین... تاریخ هند و ژاپن... اصلاً برید جنگای اروپاییهای موبور و چشمرنگی رو بخونید! بابا همین جنگ اوکراین و روسیه که تازه است! یادتونه اوکراین فروشگاهها رو مردم غارت کرده بودن؟!کمبودِ دستمالتوالت رو برای ماتحتناشورها یادتونه؟!
مردم از مسؤولین این رو دیدن وَ...
اینکه هیچ مسؤولی فرار نکرد!
قایم نشد!
یکی از دلایلی که من اهل کانالگردی نیستم اینه که فضای مجازی، فضای رقابته و ناخودآگاه انصافت رو تضعیف میکنه. خیلیها در فضای مجازی به حضور آقای پزشکیان و عراقچی و مابقیِ مسؤولین خرده گرفتن که نمایشیه...
ولی مردم...
مردم...
اونی که کف خیابونه...
اونم خرده گرفت😊
اما نه چون نمایشیه؛
چون نگران شدن❣
مسؤولِ عزیز جان مادرت برو مخفی شو... تو فقط دستور بده و کارا رو پیش ببر... ما هستیم... کف خیابون با ما مردم!
بهخدا من این رو خودم شنیدم! یه شب که داشتم برای یکی میگفتم دیدی آقای پزشکیان و عراقچی اومده بودن تجمع؟ گفت آره! ولی تو رو خدا نیان! ما کف خیابونیم که اونا کارا رو پیش ببرن، نکنن این کار رو... ما نگران میشیم😍😭
خدای من... اصلاً همینکه مردمِ کفِ خیابون فریاد میزنن «ابالفضلِ علمدار، خامنهای نگه دار» بیاونکه امامشون رو دیده باشن، یعنی خیلی... خیلی... خیلی همهچیز اکلیلیه😍❣😭
حالا بیاین از اونور نگاه کنید؛
مسؤولین از ما چی دیدن؟
بهجای هجوم به مرزها و فرار... بهجای پناهنده شدن... بهجای غارت... بهجای هجوم به فروشگاهها...پمپ بنزینها... احتکار...
ببین اون چند تا نخاله رو بذار کنار! دوربینت و ببر بالا! از دیدِ دنیا که داره ما رو میبینه و همهشون کَف کردن نگاه کن 😍
مسؤولین، مردمی داغدار رو دیدن که فرونریختن...
همون شبِ حادثه... همون بسم اللّهِ داغ... ریختن کف خیابون...
ببین الآن عادتمون شده و دنیا ازمون میترسه رو نبین! برگرد به شبِ اول... به نهمِ اسفند...
وای خدا ما اونشب بیرون بودیم... دورت بگردم مردمِ عزیزم... شبِ اول یعنی تو از جونتم گذشتی... یعنی هرچه بادا باد... یعنی جگر داشتن... یعنی آب از سر گذشتن...
شب اوّل خطرِ سقوط بود... خطر هجوم کفتارها... ولی زن و مرد... با بچه و کس و کار... ریخت بیرون... گریهها فریاد شد... عزا، حماسه شد... یادته؟ شب اول رو یادته؟ ما بیکس شده بودیم... یتیم شده بودیم... یادته؟ ما اتفاقی رو از سر گذروندیم که حتی تصورشم نمیکردیم... یادته؟ سینهٔ سوختهمون رو یادته؟ از دنیای بی علی میترسیدیم ولی دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتیم...