سربهراه
یکی به حرفم رسید و تجربه کرد که دورههای مطالعاتی چی هستن... خدا رو شکر قبل از مسخ شدن و وقایعِ بعدش
پیامِ دیشبِ امام خامنهای
کوتاه بود و
روشن و
واضح!
مسخ شدید اگر پی تحلیل این و اونید!
قیامت میگید سربهراه گفت هااااااا :)
اونی هم که امام خامنهای به دهنش نمیچرخه رو
ترک کنید!
از من گفتن بود!
مثل همیشه...
گوش ندید و تجربه کنید!
فقط برخی تجربهها به قیمت عاقبتتون ممکنه تموم شه!
اینم از من گفتن بود😊
امشب شعارنوشته ببرید.
حتماً.
حتماً.
حتماً.
شعارنوشته
شکرِ عملیه اینه که امام
ما مردم رو
کنار اسم خودشون آوردن!
نگفتن من منتظر خواهم بود تا عملی شدن شروط
گفتن ما
یعنی مردم مبعوث
و خود امامِ والامقاممون.
غفلت کنیم
تنبلی کنیم
سهلانگاری کنیم
میشیم مسؤولینی که دیگه با مای امام جمع نشدن...
شعارنوشتهها مبتنی بر پیام دیشب آقا باشه.
پیام دیشب آقا رو همهجا ببرید.
من ممکنه کل پیام رو بنویسم و قسمتهای مهم رو فسفریطور کنم.
من میخوام تا پیام بعدی امام
این پیام رو هر شب کار کنم.
نباید بذاریم کسی تحریفش کنه.
کسی تحلیلش کنه.
کسی دستکاریش کنه.
کسی فراموشش کنه.
قشنگ مثل همونی که روی کانال امامه
با اسم و تاریخ بنویسیدش
بذارید همه از بر شن امامِ جامعه
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
گفتن خلاف نظرم عمل کردن...
بذارید از بر شن
آقای پزشکیان
قبول مسؤولیت کرده!
انشاءالله سربلند شه
بذارید از بر باشن کِی سربلند شد
و خدانکرده سرشکسته شد
بذارید از بر باشن کِی سرشکسته شد.
ما تو اربعین روی یه برگه کاغذ خطدار
با مداد نوشتیم اگر مطمئنی امام زمان علیه السلام تو این مسیر و پاهای مبارکشون روی این خاک نیست، بازم آشغال بریز!
با دو تا سنجاق زدیم پشت چادرامون.
چون دستمون علمِ فلسطین بود و دیگه نمیتونستیم چیزی نگه داریم. از قبلم درست نکرده بودیم که بهش برسیم. همونجا با توجه به حجم زباله به فکرمون رسید.
باور کنید همون رو میخوندن و آشغالا رو جمع میکردن و به ما التماس دعا میگفتن.
پس کوتاهی نکنید.
بعد از ۱۴۰۰ سال
دلِ امامی
بالاخره
به مردمش گرم شد.........
مراقبِ تاریخ و
دلِ اون امام
باشیم❣
تا فیها خالدون یه عده سوخته که دستشون بسته شده و دیگه نمیتونن بندازن گردن امام😂😂😂
وقتی از سوختنشون مینویسم
یهچی میگم
یهچی میشنوید ها😂😂😂
سووووووووووووووختن😂😂😂
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا «روزِ یازدهم» نیستم.
از روزِ یازدهم
مثلِ هر سال
دعوتید به روضه❣
در عزاداریهاتون؛
التماس دعای ظهور...
من عمری درس خوندم
درسخون بودم
از اون درسخونایی که واسه یک صدم بالاتر یا پایینتر گریه نمیکردم
حسادت نمیکردم
خودخوری نمیکردم
تلاش میکردم
تلاش میکردم
تلاش میکردم
من اون موقعی که گوگل در دسترس نبود
هوش مصنوعی نبود
هر خونهای کامپیوتر داشت متمول بود
اون موقعی که پیشدانشگاهی بودم ولی هنوز همهٔ همسنوسالام موبایل نداشتن
با پدر و مادری کمسواد
بدون هیچ کمک و کلاس و کتاب کمکی
درحالیکه اتاق نداشتم
شبها توی حیاط
جلوی در دستشویی
با نور دستشویی
درس میخوندم
کنکور رو همون بار اول
با رتبهٔ ۷۴۰ قبول شدم
اولین انتخابم
ادبیات فردوسی رو آوردم
و با زحمت
با تلاش
با دویدن
یکه و تنها شاگرد اول ارشد شدم
وَ به ناحق
به نامردی
مدرکم رو ازم دریغ کردن
و من شدم یه لیسانسه
که دیگه هرگز نمیتونه کنکور دکتری بده
و هیچکس نمیدونه این چه رنجیه
و هیچکس نمیدونه این تلخترین اتفاق زندگی یه درسخونِ درسدوسته
و هیچکس نمیفهمه یه نفر هر صبح که چشماش و باز میکنه و این مسأله یادشه یعنی چه
اما
من
گردن
کج
نکردم!
این و هم هیچکس نمیفهمه
توی اون دانشگاه
کافی بود گردن کج کنم
کافی بود بیفتم پی استاد قبول
مجیز استاد پیشقدم رو بگم
کافی بود بلهقربانگوی استادام باشم
کافی بود به استاد ساکت که گفت در عقایدت اینقدر محکم نباش بگم چشم
مدرکم و گرفته بودم
همکار استادامم میشدم
استاد ساکت استخدام موزه دانشگاه فردوسیم میکرد
بعد از چند سال جزو گروه ادبیات فارسی میشدم
استاد میشدم
آزمون دکتری که قبول میشدم دیگه نگران مصاحبه نبودم که چون چادریام و چون انقلابی ردم کنن
استادام میدونستن یه چادری بیتفاوتم و یه مذهبی بیریشه و مطیع و بردهٔ جاه و مقام و ثروت
قبولم میکردن
آزمون جامع رو میدادم
با این و اون مقاله مینوشتم
به جایگاههای رفیع میرسیدم(!)
اما من
محکم به عقایدم چسبیدم و
مدرکم رو رها کردم!
مدرکم رو
مدرکم رو
مدرکم رو
دسترنج نوجوانی و جوانیم رو
زحمت و بیخوابی و دویدنهای عمرم رو
من مدرک الف ارشدم رو
که همزمان به دبیر سه مدرسه بودن گذروندم
رها کردم
گردن کج نکردم
عزتم رو نشکستم
حسرت دکتری رو به دلم گذاشتم
رنج و تحقیر لیسانسه بودن رو سالها به جونم خریدم
ولی
گردن
کج
نکردم!
تو دوازده سال از چهار مدرسه
وقتی در اوج بودم
وقتی کل بچههای مدرسه عاشقم بودم
وقتی کلی کار کرده بودم
اخراج شدم
چون
ناحق
نکردم
چون
عزتم رو
به پول و شهرت
نفروختم
خدایا
خدایا
خدایا
خدایا
من در بدترین شرایط
وقتی خودم همهچیز رو از دست دادم
ایستادم کف خیابون
که کشورم
خون رهبرم
امنیت امامم
خاکم
آسمونم
آیندهٔ آیندگان
افرادی که نمیدونم
ایستادگی من رو تحسین میکنن
یا تحقیر
اما بهخاطر اونا
نه حتی فرزندانی که ندارم و نمیخواد نگرانشون باشم
من بهخاطر آیندگان که عزتمند زندگی کنن
صد و چند شبه کف خیابونم
غریبه رو ادب کردم
اما خودی
من رو رسونده به جایی که
قماربازِ قاتل
گفته ایرانیها گرسنهان.........
آخ...
خدایا...
خدایا...
خدایا...
من عمری سختی کشیدم که سربلند زندگی کنم
من از خیلی چیزا گذشتم که عزتمند زندگی کنم
خدایا من جوونیم و گذاشتم پای درسم اما حتی اونجا گردن کج نکردم
خدایا میبینی با عزتم چه کردن؟!
خدایا امروز و امشب و فردا
شبِ هیهات من الذله است
وَ من دیگه نمیدونم باید چه میکردم که
قماربازِ قاتل
جرأت نکنه حتی اسم کشورم و اهلیتم رو به زبون بیاره
خدایا من از مسؤولینی که رأیم نبودن به تو شکایت میکنم
من از مردمی که با انتخابشون من رو دچار چنین مسؤولی کردن به تو شکایت میکنم
من از مردمی که با سکوت و انتخاب نکردنشون من رو دچار چنین مسؤولی کردن به تو شکایت میکنم
من از مردمی که با تبیین نکردنشون و بیتفاوتی من رو دچار چنین مسؤولی کردن به تو شکایت میکنم
خدایا من از بیغیرتی مسؤولینم به تو شکایت میکنم
خدایا تو شاهدی من از گرسنگی نترسیدم
رجایی میگفت یک نون رو ۳۶ میلیون نفری میخوریم
من میگم نون هم نباشه
خاک وطنم رو میخورم
اما هیهات من الذله
خدایا من از هرکه امروز غرورم رو شکسته به تو شکایت میکنم
خدای حسین
خدای عباس
خدای علیاکبر
خدای علیاصغر
خدای سرِ بلندِدلِ داغدار زینب
من از هرکه زبونِ قماربازِ قاتلِ شکستخورده رو بر منِ پیروزِ فرزندِ شهید خامنهای رو دراز کرده
به تو شکایت میکنم
خدایا من عمری دویدم برای عزتمند زندگی کردن
عمر رو بگیر اما عزتم رو نه
خدای حسین..............
سربهراه
من عمری درس خوندم درسخون بودم از اون درسخونایی که واسه یک صدم بالاتر یا پایینتر گریه نمیکردم حسا
خدایا من گریهکنِ حسینم
من سینهزنِ حسینم
من بیچارهٔ حسینم
من پابرهنهٔ بیابونگردِ آفتابسوختهٔ اربعینهای حسینم
من رو میشناسی خدا
من قیمهخورِ حسینم...
مرگم بده اما به گندمِ آمریکا خفتم نده...
ای تنها شنوای فریادرس!