eitaa logo
سردبیر سایت ضیاءالصالحین
10.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
3.1هزار ویدیو
120 فایل
☫☫☫☫☫ «اهمیت فضای مجازی به‌اندازهٔ انقلاب اسلامی است.» ☫☫☫☫☫ سربازی مقیم تنگۀ اُحُد، پیرامون مسائل روز، حوزه #آذربایجان و #قفقاز ☫☫☫☫☫ 🌸 استفاده از تمام مطالب کانال مجاز می باشد 🌷فقط با ذکر یک صلوات ☫☫☫☫☫ تبلیغات و ارتباط با ما : 🆔 @Admin_sardabir313
مشاهده در ایتا
دانلود
🚨 ساختار، بیمار است: وسعت سکولاریسم در قدرت سیاسی ✍️ 1️⃣. مسأله این نیست که چرا فلان مدیرِ دست‌چندم در دولت وفاق، موضع سکولاریستی دارد، بلکه مسأله این است که سکولاریسم، در مغزِ استخوانِ بسیاری از دولت‌های پس از انقلاب، رسوخ کرد و به سکۀ رایج تبدیل شد. دولت موقت در جمهوری اسلامی، یک «استثنای تاریخی» نبود، بلکه دولت‌های بعدی نیز، بیش‌وکم در همان امتداد حرکت کردند. مگر دولت موسوی، سیاستِ سوسیالیسم اقتصادی و دولت متمرکزِ حداکثری را در پیش نگرفت؟ مگر هاشمی‌رفسنجانی، سیاست تعدیل اقتصادی را انتخاب نکرد و اقتصادِ بازار آزاد را به جامعه تحمیل ننمود؟ مگر خاتمی، سیاست دموکراتیزاسیون را انتخاب نکرد و تساهل‌وتسامحِ لیبرالی را به اجرا درنیاورد؟ مگر روحانی، تلفیقی از دو دولت هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی نبود؟ و مگر پزشکیان از همان آغاز، تصریح نکرد که دولت مطلوبش، دولت خاتمی است و آن را به‌عنوان الگو برگزیده است؟ در کدام عرصه، خط و جهتِ «اسلامِ نابِ محمّدی» در ساحت دولت‌ها در پیش گرفته شد؟ فرهنگ، اقتصاد یا سیاست؟ ما با چرخه‌ای تکراری و ملالت‌آور از دولت‌های «التقاطی» و «بینابینی» روبرو بودیم که نسبتی با انقلاب اسلامی و آرمان‌های آن نداشتند و جز در بستر جمهوری اسلامی، ننشستند. از این جهت است که میان «جمهوری اسلامی» و «انقلاب اسلامی»، فاصله افتاده است. متهم ردیف اوّل، همین دولت‌های «چندپاره» و «التقاطی» و «ترکیبی» هستند که تعهد معنایی و هویّتی به انقلاب نداشته و ندارند و وام‌دار تجدّد و نظریه‌های تجدّدی هستند. درِ سیاست، هیچ‌گاه بر پاشنۀ حقیقت نچرخید و همیشه شاهد «زاویه‌ها» و «شکاف‌ها» و «فاصله‌ها» بودیم. نباید مسأله را به موضع‌گیری فلان استاندار یا فلان معاون وزیر فروکاهید. کلّیّتِ ساختار با درجات متفاوت، گرفتار «سکولاریسم» و «گریزِ آگاهانه از اصالت‌های انقلاب» شده است. جمهوری اسلامی، بخشی از مسیر ترمیدور را طی کرده است. 2️⃣. او که از قرآن و نهج‌البلاغه می‌خواند، اگر به‌راستی متعهد و مقیّد بود، قوارۀ وجودی‌اش را که بیش از اتاق جراحی نیست، درمی‌یافت و عنان ایران را به دست نمی‌گرفت. در جایی نشسته که جغرافیای او نیست. از ندانستن‌ها و نتوانستن‌هایش گفت، اما نگفت که با این‌همه «فقدان» و «عدم»، چرا ریاست بر دولت را اراده کرد؟! رئیس دولت، واسطه و میانجی نیست که بر کرسی قدرت تکیه بزند و آن‌گاه، لشکر کارشناسانِ موهوم را به میدان اجرا بیاورد. بازی سیاست، هرگز چنین ماهیّتی ندارد. من با مشارکت حداکثری و حضور مردمی، سرِ ستیز نداشته و ندارم، بلکه آن را فضیلت می‌شمارم، اما نه مشارکت توده‌ایِ هیجانی را، نه انتخاباتِ بیگانه با علم و عقل و منطق را، نه رأی قومیّتی و احساسی و کورکورانه را. اینها، نه فضیلت است و نه در سایۀ نظریۀ مردم‌سالاریِ دینی قرار می‌گیرد. مردم‌سالاریِ دینی، «عاقلانه» و «عالمانه» است و زمام امر ملّی را به دست «آنان که نمی‌دانند» نمی‌سپارد. صلاحیّت حکمرانی در مردم‌سالاریِ دینی، این‌چنین حداقلی و ناچیز نیست که بتوان بی‌هیچ «طرح» و «تدبیر»ی، تأیید گردید و به ریاست دست یافت. این واقعیّت‌ها، مزاح‌هایی هستند که در نهایت، به افول و انحطاط خواهند انجامید. نمی‌توان تفکّر توده‌ای و عوام‌پسند و ناپخته را برگزید و سودای فتح داشت. و مگر داستان غم‌انگیزِ حکمرانی در جمهوری اسلامی، محدود به شخص پزشکیان است؟ دیگرانی که در دولت‌های سازندگی و اصلاحات و اعتدال، قدرت را در کف خویش گرفتند، چه کردند؟! استثنا، کفایت و کاردانی است و قاعده، سفاهت و کارنابلدی. دهۀ نود که دهۀ تعطیلی اقتصاد نام گرفت، حاصل حاکمیّت چه کسی بود و با معاش و معاد مردم چه کرد؟! 3️⃣. نقّادی، نافی امید نیست، بلکه بیان حقایق، گشودن مسیر امید است. البته امید باید مبتنی بر واقعیّت‌ها باشد و نه اوهام. اگر سازوکارها و ساختارها، غلط چیده شده باشند و قدرت سیاسی، عرصۀ متوسطان و ضعیفان باشد، باید به «اصلاح» و «بازسازی» و «بازاندیشی» دعوت کرد و صدای نقد و ابطال را با چماق امید، خفه نکرد. امید، آن‌گاه معنی می‌یابد که منطق و مبنای حکمرانی، بر حکمت ایمانی و عقل انقلابی استوار باشد. در این صورت، می‌توان به علاج اختلال‌ها، امید داشت و جزئیّات و فروعاتِ ناخوشایند را نادیده انگاشت. اینک چنین نیست. چیدمان ساختاری و قواعد تدبیری، آشفته و پریشان هستند و نوسان و تلاطم می‌آفرینند. این قطعه‌های ناتمام و مشوّش، فرسایش ایجاد کرده‌اند و ذهنیّت اجتماعی را دلسرد نموده‌اند. دوگانگیِ فرساینده، خسته‌کننده و پُرهزینه شده و مجال نداده که غایات انقلابی تحقّق یابند. سیاست نابخردانه و ناانقلابی، علت‌العلل تعلیق آرمان‌هاست. ©️ 🇮🇷 @sardabir313 🇮🇷