eitaa logo
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
64 دنبال‌کننده
300 عکس
728 ویدیو
3 فایل
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1dbcqqw&btn=Sebastian می دانم نیاز به صحبت با همچین پادشاه مغروری ندارید ولی باز هم اگر دردسری درست کردید یا گیر افتاده بودید من هستم . https://abzarek.ir/service-p/msg/4470490
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/satsojen/6388 کمی بعد وقتی یکم مونده که برسن سباستین رو به تئو میگه _برو چتر نجاتا رو بیار تئو برای لحظه ای کمی تعجب میکنه ولی بلند میشه و میره دنبال چتر نجاتا بگرده. دو دقیقه بعد برمیگرده و دوتا کوله پشتی تو دستشه. _بلدی بپوشی؟ _بله _پس اماده شو کمتر از سه دقیقه دیگه میپریم _چشم سباستین جت رو روی حالت خودکار قرار میده و و خودشم چتر نجات رو میپوشه.مال تئودور رو هم چک میکنه که نقصی نداشته باشه.بعد به سمت در جت میره. _اول تو در جت باز میشه و سباستین اشاره میکنه تا تئو بره ~~~~~~~ تئو می‌پره پایین و سباستین هم بعد از برداشتن عصاش میپره. دستشو کنار گوشش می‌بره و با هندزفریش به ساتسوجین میگه :« ساتسوجین جت رو برگردون.» هفت دقیقه میگذره ، اول تئودور چترش رو باز می‌کنه و بعد سباستین اینکارو می‌کنه .چند دقیقه ای میگذره اما چترش باز نمیشه سباستین کوله شو بررسی می‌کنه اما مشکلی نمی‌بینه دوباره گیره کنار دسته کوله رو می‌کشه اما بازم چتر باز نمیشه . تئو با گوشیش به سباستین میگه :« قربان چرا چترتون رو باز نمیکنید ؟» _ نمیتونم تئو. _ میام نزدیک. _ نه...سقوط می‌کنی. _ اما قربان ... _ این دستوره . ارتفاع سباستین با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت کمتر از هزار متر میشه ،عرق از پیشونی سباستین زیر کلاه جمع میشه سطح اکسیژن توی کلاهش رو کاهش میده ، سباستین توی هوا هنوز با چترش در گیره که یهو چتر باز میشه. ارتفاع تغییر محسوسی نمیکنه اما سرعت ش کمتر میشه. میشه حدود ۴۰ کیلومتر بر ساعت. سباستین با شدت روی بدنه کوه سقوط می‌کنه ، بین سبزه ها با سرعت زیادش پرت میشه ، به درختای کاج میخوره . وقتی به یه درخت دیگه برخورد می‌کنه بالاخره متوقف میشه ، تئودور بعد از سباستین فرود میاد و بعد از رها کردن چترش سریع به سمت سباستین میدوه.
https://eitaa.com/satsojen/7151 میخواستم بیام بکارمت بعد دیدم نه مثل اینکه چیزیت نمیشه ~~~ من؟ بکار راحت باش فقط حواست باشه زخمام باید درد بگیرن
میگم اینکه من گاهی تئودور عزیزمو تئو صدا کنم اوکیه؟ ~~~~~~~ مورد نداره
خیلی یهویی دلم خواست تئو رو با امیلی تو داستان هم اشنا کنم حالا بعدا شاید ولی فعلا سر هر دوشون شلوغه- ~~~~~~~ پیشنهاد خوبیهههههه
https://eitaa.com/satsojen/7152 اره اگه اسیب شدیدی میدیدی خودم میومدم میکاشتمت ولی خب خداروشکر چیزی نشد...صبر کن چ- فعلا که قصدشو ندارم ولی چشم- ~~~~~~~ آسیب شدید دیدم فقط تو باید توصیف کنییییی
یتیدیخیدیحسدسخید دیدی اخر خودم پیاماتو ۴٠٠٠ تا کردمدیخیدییتدژژت مبارکهه ~~~~~~~ همینو میخواستم بگم
https://eitaa.com/satsojen/7155 واو چه باحاله ~~~ ارهههه
https://eitaa.com/satsojen/7157 *نگاهِ خدایا خودت جلومو بگیر میخوام برم بخورمش اینقدر تنهایی اسیب نبین من خیلی سالمم از اول داستان هی تو داری تیکه تیکه میشی من مثل شلغم هیچیم نمیش- منم اسیب میخوام خب- ~~~~~~~ دادااااااش یه کوشولو صبر کن باید زخمات ابهت داشته باشه