eitaa logo
مدرسه‌تـ؋ــکرونوآوری‌ نگاه
4.5هزار دنبال‌کننده
976 عکس
340 ویدیو
6 فایل
مدرسه تفکر و نوآوری نگاه؛ «آگاهی» برای سامانی دیگر سایت مدرسه: www.negahschool.ir ارتباط با ادمین: @sch_negah_admin ارتباط با مسئول سایت: @sch_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
با زوال حکومت بنی‌امیه، آنها را زائل شده می‌دانیم. تا زمانی که این اشتباه اصلاح نشود نخواهیم دانست در کجا و چه شرایطی زندگی می‌کنیم. 💢بعثت پیامبر و تحول در جامعه‌ی مکه 🔻امام صادق(ع) زمانی فرمودند «نَحنُ و بَنُواُمَیَّهٔ نُجادِلُ فِی اللهِ» که حکومت بنی‌عباس بر سر کار بود و به تصور ما بنی‌امیه تمام شده بود. ضمن اینکه نفرمودند ما و بنی امیه «در گذشته» بر سر خدا می‌جنگیدیم بلکه فرمودند می‌جنگیم. اشتباهی که وجود دارد آن است که با زوال حکومت بنی‌امیه در شرق، آنها را زائل شده می‌دانیم و مسئله بنی‌امیه را تمام شده تلقی می‌کنیم. تا زمانی که این اشتباه اصلاح نشود نخواهیم دانست در کجا و چه شرایطی زندگی می‌کنیم. 🔻قریش پیش از بعثت به دو اقلیت و یک اکثریت تبدیل شدند؛ اقلیتی به میراث حضرت ابراهیم وفادار مانده بود مثل حضرت عبدالمطلب و ابوطالب. اقلیتی هم بیگانگی کاملی با حضرت ابراهیم و نبوت پیدا کرده بود. در نقطه کانونی این اقلیتِ ناخودآگاه و ناخداآگاه در مکه، امویان قرار داشتند. اکثریت هم بینابین این دو اقلیت بودند، به هنگام رفاه و عیش و نوش سمت اقلیتِ ناخودآگاه و ناخداآگاه بودند و هنگام ترس و خطر هم به اقلیتِ خودآگاه و خداآگاه پناه می‌بردند، مانند هنگام حمله ابرهه و پناه بردن به عبدالمطلب. 🔻با بعثت پیامبر آن اقلیتِ خودآگاه و خداآگاه در مکه به طرفداران پیامبر تبدیل شدند مثل حضرت خدیجه، حضرت علی و آن اقلیتِ ناخودآگاه و ناخداآگاه هم به دشمنان پیامبر بدل گشتند. اقلیتِ خداآگاه نفوذشان در جامعه نفوذ معنوی بود و کارهایشان از نوع کارهای خیر اما اقلیت ناخداآگاه نفوذشان سیاسی و اقتصادی بود. مکه موقعیت ژئواکونومیک (جغرافیای اقتصادی) مهمی داشت و این موقعیت کاملا در خدمت آن اقلیتِ ناخداآگاه قرار داشت لذا شعارهای پیغمبر که موجب خداآگاهی و خودآگاهیِ مردم می‌شد آنها را به خطر می‌انداخت، مثل اینکه پیامبر می‌فرمود «المفلس فی امان الله» یعنی ورشکسته را نمی توان در بازار برده فروش‌ها فروخت، او در امان خداست. این نوع شعارهای پیامبر برای آنها ضررهایی در پی داشت و مناسبات سیاسی_اقتصادی آنها را تهدید می‌کرد. امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه اول ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔️ @sch_negah
❓ابوسفیـان به عنوان یک جریــان تاریخی چگونه راهبــرد خودش را از مبارزه به نفوذ تغییر داد؟ ❓تمام مشکلات از سقیفه آغــاز می‌شود یا فتــح مکه؟! 🔻پس از حدود ۲۰ سال مبارزه بنی‌امیه به رهبری ابوسفیان علیه پیامبــر، سرانجام با فتح مکه تغییراتی در ابوسفیان رخ داد؛ حالا ابوسفیان اعتقادات موروثی خودش به بت‌ها را از دست داده و اعتقاد به شرک از سبد ذهنی‌اش خارج شده است ولی آنچه باقی مانده، نه توحید بلکه «اصالت طبیعت»، «اصالت لذت» و «اصالت قدرت» است. این جان‌مایه و روح دنیاگرایی یا دهری‌گری است. چنین چیزی امروز «سکولاریسم» نام گرفته است. 🔻جریان ابوسفیان با ورود به جامعهٔ اسلامی تبدیل به یک حزب مخفی سکولار شد. چرا می‌گوییم «حزب»؟ چون دنبال قدرت بودند و چون سکولار یا دنیاگرا بودند باید مخفی می‌ماند. این حزب مخفی، جامعه اصحاب پیغمبر را به خوبی می شناخت، اما همه جامعه اصحاب پیغمبر آنها را نمی‌شناختند. ورود این حزب مخفی سرآغاز مشکلات و پیدایش تحولات و مقتضیات جدید در جهان و تاریخ اسلام شد. 🔻قرائت رایجی وجود دارد که گفته می‌شود تمام مشکلات از سقیفه شروع شد. این ساده‌انگارانه است؛ سقیفه معلولِ مشکلاتی بود که پیش از آن به وجود آمده بود نه علت آنها. همه شنیده‌ایم که فتح مکه فتح الفتوح است اما مشکلات از فتح مکه شروع شد، زمانی که ابوسفیان به عنوان یک جریان اجتماعی در بافت نخبگان جامعه اسلامی یا همان اصحاب پیغمبر وارد شد. جریانی که اعتقادی به نبوت پیامبر ندارد. لذا شهادتین ابوسفیان تازه آغاز زندگیِ سیاسی و حیاتِ تاریخی اوست. 🔻تا پیش از فتح مکه جامعۀ اصحاب پیغمبر هم وحدت حقیقی(وحدت نظر) دارد و هم وحدت اعتباری. وقتی ما با یکدیگر هم‌عقیده نباشیم، اما در موقعیت قرار بگیریم که لازم شود مشترکاً از خودمان دفاع کنیم، با یکدیگر وحدت اعتباری می‌یابیم. در چنین جامعه‌ای شرک یک امر آشکار بود و خطرش برای همه محسوس. اما با ورود جریان ابوسفیان به جامعۀ اصحاب پیغمبر هر دو وحدت از بین رفت. وحدت حقیقی از بین رفت زیرا عده‌ای آنها را مسلمان دانستند و تصور کردند فرصتی به وجود آمده تا قدرت مسلمانان با ورود اشراف قریش افزایش یابد. وحدت اعتباری هم از بین رفت زیرا دیگر دشمن مشترکی وجود نداشت تا مسلمانان برای مقابله با آن متحد شوند. دیگر قرار نبود ابوسفیان از مکه نیرو جمع کند تا به مدینه حمله کند و قرار نبود جنگ خندق و احد و بدر تکرار شود. تا زمانی که پیغمبر در قید حیات بودند این زخم ایجاد شده سر باز نکرد و فرمایشات پیامبر فصل الخطاب بود، لکن پس از رحلت پیغمبر این زخم سرباز کرد. امویـان در اروپــا / دکتــر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه دوم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔️ @sch_negah
💢 «امویــان» با کینه از اسـلام و همه‌ی مسلمانـان به غــرب می گریزند! 🔻ناقوسِ خطـر برای امویــان، قبل از سقوط امویان نواخته شد؛ تقریبا همان وقتی که «طارق بن زیاد» وارد شبه جزیرۀ ایبــری (اسپانیا و پرتقال امروزی) می‌شود و شرائط را برای فتح اروپا مساعد می‌بیند. پادشاه اموی در «دمشق» نگران است. او با شنیدن اخبار خراسان احساس خطر می‌کند، به همین خاطر به فکر جایی است برای روزی که قدرتش سقوط می‌کند تا از دمشق به آنجا برود. لذا به طارق بن زیاد دستور می‌دهد، پیشروی نکند! چرا که اگر بنا باشد کلِ آنجایی که امروز اروپا است به قلمروی اسلامی ملحق شود، آن کسی که دمشق را می‌گرفت صاحب آن هم می‌شد و تنها پناهگاهی که می‌تواند به آنجا فرار کند را هم از دست می‌دهد. اما آیا خلیفه اموی؛ عبدالملک می‌توانست این حرف را به صراحت اعلام کند و یا باید آنرا مخفی میکرد؟! 🔻توحش عباسیان در ستیزشان با امویان، به انبان بزرگی از کینه در سینه امویان تبدیل شد؛ امویانی که به غرب فرار کرده بودند و قصد داشتند انتقام بگیرند. باید روزی انتقام می‌گرفتند و شرق را از نو فتح می‌کردند. برای این انتقام چکار باید کنند؟! غربی که عباسیان می‌دیدند و غربی که امویان آنرا لمس می‌کردند با غربِ امروز، متفاوت است. امویان در غرب چنین می‌اندیشیدند: چگونه می‌توان از اروپا مجددا به شرق حمله کرد؟ 🔻امویــان پس از سقوط‌شان در شرق وارد شبه جزیرۀ ایبــری شدند و در آنجا نظامِ دوقطبی مسلمان_مسیحی درست کردند. دو قطبی که، نه مسلمانِ آن مسلمان بود و نه مسیحیِ آن مسیحی. هم دنیای اسلام و هم دنیای مسیحیت چوب این نادانی را خورد که این پدیده را درست و به موقع تجزیه و تحلیل نکرد. 🔻یک قطب این نظام دوقطبی، به‌ظاهر اسلامی بود و پایتختش در دست بنی‌امیه و قطب دیگرش مسیحی. قطب مسیحی تنها یک ایالت نبود، چندین ایالت کوچک درست کردند مثل کاستیل، آراگون، لیون، کانتابریا. قطب مسیحی در «ستاد»، متحد امویــان بود و در «صف» دشمن آنان. اینها رابطه خونی باهم دارند؛ خلیفه مسلمین نوه‌ی پادشاه مسیحی است یا پادشاه مسیحی نوه خلیفه مسلمین. لذا هروقت که فرانک‌ها به ایالت های نوظهور حمله می‌کنند، امویان یعنی قرطبه کنار این ایالت‌ها قرار می‌گیرد و با فرانک‌ها می‌جنگد. زمانی هم که فرانک‌ها، جرأت حمله به ایالت‌ها را ندارند، مسلمانان به آن ایالت‌ها حمله می‌کنند. امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه سوم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
💢 جنــگ‌های صلیبی میـان کدام مسلمانان و کدام مسیحیان؟ 🔻مسیحی‌کُشی یکی از راهبردهای امویان برای کین‌آفرینی میان مسلمانان و مسیحیان بود. ماجرای ماریا و فلورا یا تخریب کلیساها بخشی از اقداماتی بود که می‌توانست احساسات مسیحیان را نسبت به مسلمانان مکدر سازد. 🔻همه من و شمایی که تاریخ جنگ‌های صلیبی را می‌خوانیم باید سؤالاتی داشته باشیم: ❓نیروهای صلیبی‌ها از کجا آمدند؟ ❓اسم این جنگ‌ها چرا صلیبی نام گرفت و چرا به مسیحیت نسبت داده شد؟ ❓اگر جنگ میان امپراتوری عباسی و بیزانس است باید سربازان از بیزانس بیایند اما چرا از جنوب فرانسه آمدند؟ ❓اگر جنگ مسلمان و مسیحی است، مسیحیانِ اروپای شرقی باید بسیج شوند اما چرا این اتفاق در اروپای غربی رخ داد؟ به هیچ وجه مهم نیست! اینرا ویلیام شایرر، نویسنده کتاب ظهور و سقوط رایش سوم میگوید: «وقتی که ما پیروز شدیم کسی در این باره سؤالی نخواهد کرد» و ما هم سؤال نکردیم! ❓چرا سربازان اروپایی دقیقا از جایی آمدند که آنجا برنامۀ کین‌آفرینی میان مسلمان و مسیحی بادقت اجرا می‌شد؟ جایی که آرامگاه برای ماریا و فلورا ساخته شد، از سر اسرای مسیحی مناره ساخته شد و بالای آن اذان گفته شد. چرا؟ پاسخ روشن است؛ چون راه فتح مجدد شرق از اروپا می‌گذشت. ❓اگر این جنگ‌ها، جنگهای صلیبی است باید آنجایی که نامش اروپا شده پس از جنگ‌های صلیبی، مسیحی‌تر از قبل می‌شد اما چرا سکولارتر شد؟ اگر جنگهای صلیبی با شعار مسیحیت به وسیله مسیحیان با رهبری کلیسا صورت گرفته، باید بعد از جنگ های صلیبی شاهد قدرت کلیسا باشیم نه سقوط آن! چرا شاهد قدرت کلیسا نیستیم؟ 🔻شواهد نشان می‌دهد اینها جنگ مسلمان- مسیحی نبود، جنگِ همان قدرت نوظهوری بود که با دو چهرۀ مسلمانی که مسلمان نبود و مسیحی‌ای که مسیحی نبود در شبه جزیرۀ ایبری ظهور نموده بود و آن انسان جدید و آن مذهب جدید را پدید آورده بود با مسلمانانِ قلمروی تمدن اسلامی. 🔻سرانجام فردریک دوم بعد از جنگ‌های صلیبی به گفته هربرت جرج ولز «پادشاه اروپا شد و اروپا در مشتش قرار گرفت و دربارش را نه در رم، برلین یا پاریس بلکه در سیسیل قرار داد. او که زبانش هم عربی و لاتین بود دو کار بزرگ انجام داد: ترویج الحاد در اروپا و انتقال علوم مسلمین به اروپا» امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه چهارم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
💢 اتمام جنگ‌های صلیبی و آغاز دین‌زدایی در اروپا 🔻پایانِ جنگ‌های صلیبی به معنای آغاز دین‌زدایی در اروپاست. اگر جنگ‌های صلیبی جنگ‌هایی بود که با انگیزهٔ دینی صورت گرفت و اگر کلیسای کاتولیک در این جنگها نقش آفرین بود، چرا بعد از جنگ‌های صلیبی مسیحیت در اروپا تضعیف شد؟ چرا تقویت نشد؟ 🔻پس از جنگ‌های صلیبی از دو طرف به کلیسا و مسیحیت حمله شد؛ یکی از درون و دیگری از برون! حمله از درون: چنین بود که مثلا ازدواج کشیش‌ها تحریم شد و نباید ازدواج می‌کردند یا اینکه یک نوع فتواهایی از کلیسا گرفته شد علیه علم، تحت عنوان تشبه به کفار و منظور از کفار، مسلمین بودند. خودِ مخالفت با ذاتِ علم یک نقطه ضعف بزرگ برای کلیسا شد که از همین‌جا به او حمله کنند. هر نقطه ضعفی که در کلیسا وجود داشت را بزرگ کردند، چه مسائل اخلاقی که طبیعتا در این شرایط پیش می‌آمد، چه مسائل مالی. حمله از برون: در دوران رنسانس شروع کردند به نقاشی کردن مقدسات مسیحیت به بدترین شکل ممکن! مثلا حضرت مریم را کشیدند با سینۀ باز، حضرت عیسی را نقاشی کردند، لخت مادرزاد، در حالی که حضرت عیسی و مریم کیستی‌شان مقدس است نه چیستی‌شان. 🔻زمانی که اسلام وارد اروپای جنوب غربی شد، یعنی شبه جزیرۀ ایبری، همان موقع دو اروپا داشتیم؛ ۱. اروپای متمدن ۲. اروپای بربر یا جنگل نشین. این جریانِ دین‌زدایی و ایمان‌زدایی که در اروپا بعد از جنگ‌های صلیبی آغاز شده بود، در اروپای بربر پیشرفت بیشتر و در اروپای متمدن پیشرفت کمتری داشت. یعنی کاتولیک‌ها در روم کاملا پیروز شدند، در آلمان میان ژرمن‌ها تا حدودی موفق شدند و نیز در میان فرانکها موفق بودند اما در میان ساکسون‌ها، اینگل‌ها، وایکینگ‌ها و قبایل اروپای بربر موفقیت چندانی نداشتند. الان هم اروپای بربر پروتستان هستند و اروپای متمدن، کاتولیک. به هرحال این جریان دین‌زدایی به مرور پس از جنگ‌های صلیبی توانست در اروپا حاکم شود. امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه پنجم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
💢 انقـلاب صنعتی، تحول در جهـان و انتظــار انقــلاب : پیدایش انقــلاب صنعتی و تحولات مــادر 🔻اگر چنانچه اتفاقاتِ شبه‌جزیرهٔ ایبــری نبود، باز هم انقلاب صنعتی رخ می‌داد، اما نه اینکه انقلاب صنعتی خارج از حوزهٔ تمدن اسلامی صورت بگیرد زیرا تمام زمینه‌های انقلاب صنعتی در داخلِ تمدن اسلامی فراهم شده بود. 🔻یکی از نتایج اینکه گفته می‌شد دین را کنار بگذارید و فقط روی ماده متمرکز شوید و جستجوی حقیقت را فقط در عالم طبیعت دنبال کتید، پیشــرفت در علوم مادی بود. دانشمندان به این جهت از این تحولات استقبال می‌کردند که در جستجوی حقیقت بودند اما اُمرای سکولار در جستجوی بسط قدرت بودند و به همین جهت از تحولات مذکور استقبال می‌کردند. این دو استقبال که روی هم جمع شد، انقلاب صنعتی شکل گرفت. البته الان از نظر تاریخچهٔ انقلاب صنعتی ادعا این است که از ایالت شیفیل شروع شد، دهکده‌ای هم آنجا وجود دارد که اسم آن‌ را دهکده انقلاب صنعتی گذاشته‌اند. 🔻انقلاب صنعتی که آغاز شد یک سلسله «تحولاتِ مادر» داشت و یک سلسله «تحولات ملازم». تحول مادر تحولی است که برای آن برنامه‌ریزی می‌شود و تحول ملازم آن تحولی است که برای آن برنامه‌ریزی نشده است. 🔻«تحولاتِ مادر» ناشی از انقلاب صنعتی ۱. بنــای بهشت مدرنیــته ۲. ساخت جهــان سکــولار ۳. ایجاد انســان سکــولار ۴. فتح بــازارهای جهــانی امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه ششم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
💢 انقلاب صنعتی ، تحول در جهان و انتظار انقلاب ✅ بخش دوم: تحولات ملازم انقلاب صنعتی و انتظار جهان برای انقلاب تحول ملازم آن تحولی است که برای آن برنامه‌ریزی نشده است ۱. لغو برده‌داری: ماشین اختراع نشد که خدمتی بشود به برده‌ها ولی ماشین برده‌داری را لغو کرد. ۲. تعمیم آموزش: قبل از انقلاب صنعتی آموزش خاصِ اشراف بود و قیمت کتاب‌ها نیز بسیار بالا بود اما با انقلاب صنعتی کتاب وارد زندگی توده مردم شد و آموزش آسان گشت. ۳. تعمیم سیاست: با اختراع ماشین چاپ و چاپِ انواع فصلنامه، ماهنامه و روزنامه، اخبار وارد کوچه و خیابان شد. ۴. گسترش طبقه متوسط شهری: به تدریج طبقه‌ای رشد کرد که نه آن قدر بی‌درد بود که به فکر درد جامعه نباشد و نه آن قدر دردمند که جز دردهای خودش چیزی را نشناسد. ۵. تضعیف تعصبات دینی: سکولاریسم سوار بر امواج تکنولوژی در مقیاس جهانی، تعصبات دینی را تضعیف کرد. ۶. تقویت خرد جمعی ۷. ارتقاء پایگاه اجتماعی زنان ۸. ارتقای نظری حقوق بشر ۹. فرهنگ جهانی ۱۰. پیدایش جهان‌شهر و ساز و کارهای دولت جهانی ۱۱. پیدایش سازمان‌های جهانی ۱۲. پیدایش چرخه‌های تصمیم‌گیری بین‌المللی ۱۳. افزایش آمیزش نژادها و افزایش نژاد گونۀ تمدن اسلامی ۱۴. حذف جغرافیا در نظام اداری ۱۵. سیستم ارتباطات بین المللی ۱۶. جهانی شدن و مسئله شمال و جنوب ۱۷. بت‌شکنی و پیدایش زمینۀ مناسب برای خداشناسی ۱۸. مسئولیت جهانی 🔻شش انقلاب و شعار لا إله إلّا الله پیش از انقلاب جهانی، شش انقلاب رخ داده است که این شش انقلاب یک «لا إله إلّا الله» را در تاریخ نوشته‌اند؛ انقلاب مشروطه انگلیس، انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب چین و انقلاب اسلامی ایران. از این 6 انقلاب، 5 انقلابِ انگلیس، آمریکا، فرانسه، روسیه و چین گفتند «لا إلهَ» و ششمین انقلاب که انقلاب اسلامی ایران است گفته «إلا الله»! بدین شکل یک «لا إله إلّا الله» از گلوی 6 انقلاب در دنیا منتشر شده است. اکنون دنیا متوجه شده که فراطبیعت یک واقعیت است و آن خدایی که ما آنها را آفریده بودیم باید شکسته شوند. 🔻انتظار انقلاب در جهان من حیث المجموع شرایط به این سمت رفته است که از همه نظر زمینه‌های یک انقلاب جهانی در حال آماده شدن است. اما این انقلاب جبراً اتفاق نمی‌افتد زیرا هیچ چیزی در تاریخ جبری نیست. این بستگی دارد که علمای دنیا، روشنفکران دنیا و آزادی خواهان دنیا چگونه از این فرصت استفاده کنند. در این میان مسئولیت شیعیان سنگین است و در میان شیعیان مسئولیت علمای شیعه و روشنفکرانِ شیعه‌ای که آزاده باشند، یعنی ذهنشان اسیرِ تئوری‌های القایی نباشد، خیلی سنگینی‌تر است. به شرط عمل کردن به این مسئولیت سنگین، امکانِ انقلاب جهانی وجود دارد. زمینه‌های انقلاب جهانی به وجود آمده است. امویــان در اروپـا / دکتر محمدحسن ▫️برشے‌‌ از جلسه ششم ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ـــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
🔰 ضرورت بحث از نسبت شهر و اسلام مسئله‌ای که پیش روی ماست، نسبت شهر و سبک زندگی ایرانی اسلامی است. اگر ما سبک زندگی را الگو یا مجموعه‌ای نظام‌مند از کنش‌های مرجح از نظر فرد و شیوه های متمایز زیستن بدانیم، آن‌گاه این سوال پیش می‌آید که آیا اسلام در خصوص کنش‌های مختلف جامعه اسلامی ارجحیت‌های خاصی را مد نظر دارد؟ به بیان دیگر آیا می‌توان به سبک زندگی اسلامی قائل شد؟ 🔻رجوعی به روایات به ما نشان می‌دهد که ائمه (علیهم‌السلام) درباره نوع خوراک و پوشاک و حتی آرایش و پیرایش ما سخن گفته‌اند و این یعنی همان سبک زندگی اسلامی. لکن سوال دوم اینجاست که آیا منطقی است اسلام درباره امور ساده‌ای مانند خوراک و پوشاک و... به ارجحیت خاصی قائل باشد اما درباره نظام کالبدی شهر که از اهمیت و اثرگذاری بالاتری برخوردار است، سکوت کرده و بی‌تفاوت عبور نماید؟ طبعا پاسخ منفی است و اینجاست که ضرورت پرداختن به موضوع شهر از منظر اسلام اهمیت می‌یابد. 🔰 ارکان شهر مسکن، مسجد و بازار سه رکن مهم شهر هستند که در آنها بیشترین حضور انسانی رقم می‌خورد. مسکن به عنوان بیشترین حجم ابنیه شهر، مسجد به عنوان رکن معنوی شهر و بازار به عنوان رکن اقتصادی شهر. بخش اول مباحث به مسکن معاصر اختصاص دارد. رکنی که بیشترین سهم را در ساخت شهر ایفا می‌کند و بالاترین تعامل انسان با شهر را به خود اختصاص می‌دهد. سالیان متمادی است که الگوی توسعه عمودی(آپارتمان) در شهرهای ما اجرا و عملی شده و الگوی توسعه افقی کاهش جدی داشته. ❓عمودی سازی از کجا آغاز شد؟ شاید بتوان پیش‌قراول توسعه عمودی در معماری و شهرسازی معاصر در ایران را عمارت شمس‌العماره ناصرالدین شاه قاجار دانست که مطابق با نمونه‌های اروپایی ساخته شد و سپس این الگوی عمودی‌سازی در دهه30 شمسی تبدیل به قانون شد و همه ابنیه مجاور خیابان و معابر الزاما بایستی حداقل دارای دو طبقه ساخته می‌شدند. ❓توسعه‌ی عمودی چه آثار مخربی ایجاد می‌کند؟ 1) نفی اشراف بر همسایه در روایات 2) ایجاد مانع برای تهویه 3) ساتر نبودن مسکن و سلب آرامش 4) سخت و ممتنع شدن انجام برخی تکالیف اجتماعی 5) منسوخ شدن برخی سنن اسلامی 🔻تغییر از درون‌گرایی به برون‌گرایی یکی از مشکلات دیگر مسکن معاصر، برون‌گرایی آن است که عدالت اجتماعی را تحت تاثیرات مخرب خود قرار داده است. تکاثر، تفاخر و شکل‌گیری مفهوم بالاشهر و پایین‌شهر زاییده همین برون‌گرا شدن مسکن است که آسیب‌های مهم اجتماعی در پی دارد. 💢برشی از جلسه اول درسگفتار دکتر محمدمنان ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔️ @sch_negah
🔰مقیاس و شاخصه‌های شهر اسلامی چنانچه در جلسه اول گفته شد، طبق برخی متون دینی، ساخت ابنیه مسکونی بیش از دو طبقه، مگر در شرایط اضطرار، مطلوبیت شرعی ندارند. لذا چنین استنباط می شود که یک محله اسلامی حداکثر می تواند شامل 320 خانه باشد. توسعه افقی شهری بنابر استنباط از روایات مرتبط با نماز جمعه، حداقل و حداکثری دارد. بدین معنا که قطر شهر اسلامی حداقل 3 میل و حداکثر 12 میل معادل 22 کیلومتر می‌باشد. طبق این اعداد اگر بعد خانوار را 5 نفر لحاظ کنیم، آنگاه حداکثر جمعیت چنین محله ای (به صورت تقریبی) برابر است با 1600 نفر که از لحاظ تراکم جمعیت یک عدد مطلوب است 🔰مسجد، محور شهر الگوی شهرسازی اسلامی هم در مقیاس محله و هم در مقیاس کل شهر، بایستی مسجد محور طراحی شود. .محوریت دادن به مسجد در شهر و سپس محله، علاوه بر اینکه اصالت را به نیازهای معنوی انسان می‌دهد، قواعد و شاخصه‌هایی را برای طراحی محله پیش روی ما می‌گذارد. به عنوان مثال: بنابر روایاتی که تا 40 خانه همسایه مسجد حساب می‌شود، حدود کالبدی محله برابر است با چهل خانه از اطراف مسجد محله در چهار جهت. یعنی یک محله مطابق با سبک زندگی اسلامی عبارت است از مسجد و ارسن عمومی در مرکز و خانه¬هایی که از چهار طرفِ مسجد حداکثر تا چهل باب را شامل می¬شوند. قاعده تعرف نیز که در سوره حجرات آیه 13 بدان اشاره شده، موید تفسیری است که تعداد خانه های محله را حداکثر 160 خانه در 4 جهت مسجد می‌داند.در نتیجه این محاسبه مساحت پیشنهادی 900 متری برای مسجد محله، مساحت موجّهی به نظر می رسد. چرا که بیش از نیمی از جمعیت محله، مربوط به کودکان و بانوان و کهنسالان و سایر گروه‌هایی است که بنابر متون دینی، از لزوم حضور در مساجد برای فریضه نماز، معاف شده‌اند. 💢برشی از جلسه دوم درسگفتار دکتر محمدمنان ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
🔰مبانی لیبرالیسم و ترجمان آن در معماری ریشه¬های تاریخی ظهور لیبرالیسم (به ویژه لیبرالیسم فرهنگی- اعتقادی) را بایستی در تحولات رنسانس و به طور خاص، نهضت اصلاح دینی(پرتستانیسم) جستجو نمود. مبانی لیبرالیسم به طور واضحی در ساخت شهر و معماری اثرات مهمی برجای گذاشت. مبانی لیبرالیسم را می‌توان اینگونه برشمرد: سکولاریسم، اصالت آزادی، اومانیسم، فردگرایی، عقل گرایی. 🔻تاثیرات سکولاریسم بر معماری نگاهی به نمونه‌های معماری در ایران گواه این مطلب است که مسجد به عنوان رکن مهم در معماری همواره لحاظ می‌شد. به عنوان مثال: میدان نقش جهان اصفهان نمونه‌ای بارز است از شکل‌گیری بازار و مدرسه و دارالحکومه در مجاورت مسجد. همچنین میدان گنجعلیخانی کرمان یا امیرچخماق یزد. علاوه بر این، شباهت معناداری در الگوهای کالبدی- فضایی مسجد و بازار وجود داشت که بازار را شبیه مسجد می‌کرد. ⁉️حذف مسجد از معماری شهری اما با ورود مدرنیته به عرصه معماری شهری ایران، ما شاهدیم که برای نخستین‌بار در ایران معاصر، میدان توپخانه تهران با تأثیرپذیری از مبنای سکولاریسم، بناهای مذهبی را از بدنه‌های یک فضای مهم شهری حذف کرده است. چهار بدنه این میدان عبارتند از چهار کاربری نوظهور شامل بلدیه (بدنه شمالی)، نظمیه (بدنه غربی)، بانک شاهنشاهی (بدنه شرقی)، و ساختمان پست و تلگراف (بدنه جنوبی). 🔰ظهور شهر-ثروت در برابر شهر-عبودیت این رویه چنان ادامه یافت که امروزه شاهد تسلط بانک به‌عنوان نماد ثروت بر بافت شهری معاصر هستیم که در مقایسه با تسلط مسجد به‌عنوان نماد معنویت و عبودیت بر بافت شهری سنتی به ما خبر از سکولار شدن معماری شهری می‌دهد. این یعنی ظهور شهر-ثروت در برابر شهر-عبودیت. البته کار به همین جا محدود نماند و مساجدی در شهرهای معاصر ایران ساخته شدند که معماری آن به وضوح برگرفته از مراکز تجاری و فراغتی است. نمونه‌هایی مانند: مسجد ولیعصر و مسجد و موسسه فرهنگی امام رضا در تهران. درست بعکس گذشته که بازار از کالبد مسجد متاثر بود. 💢برشی از جلسه سوم درسگفتار دکتر محمدمنان ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
💠جهانِ صدر پیش از پرداختن به متن کتاب" مکتب اسلام "، پرداختن به جهانِ صدر امری ضروری است تا بتوانیم محتوای کتاب را در بافت خودش فهم کنیم و فلسفه رجوع خودمان به این اثر گرانقدر را دریابیم. مرحوم شیخ جواد مغنیه که جزو فقها و مفسرین برجسته‌ی معاصر شیعی است می‌گوید اگر شهید صدر نبود من مارکسیست شده بودم! این تعبیر، حکایتی از دوران متلاطم فکری جهان اسلام در عصر شهید صدر دارد. آن عصر، دوران هیمنه و تسلط افکار غیر اسلامی اعم از لیبرالیسم و سه گانه‌ی کمونیسم، مارکسیسم و سوسیالیسم بر تمام لایه های وجودی جهان اسلام است. این در حالی است مردم در حیطه‌ی زندگی شخصی و فردی به شدت متمسک به مظاهر دینی هستند اما این دین و اعتقاد اجمالی مردم به دین، نهایتا در لایه‌ی عاطفی آنان جریان دارد و بیش از این با زندگی آن ها ارتباطی ندارد. در حکومت نیز وضعیتی مشابه وضع مردم دیده می‌شود، یعنی حکومتی که حاکم آن مسلمان و شیعه است اما حکومت آن با تمام اجزاء غیر اسلامی است! علت این معضل آن بود که اسلام هیچ نسبتی با زیست مردم برقرار نمی‌کرد و انسان مسلمان نیز هیچ پاسخ منسجمی برای زیست اجتماعی از اسلام دریافت نمی‌کرد و هیچ گاه اسلام در قواره یک مکتب اجتماعی در ذهن و تصور انسان مسلمان تصور نمی‌شد. 💢برشی از جلسه اول درسگفتار ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah
📌اسلام در قواره‌ی یک مکتب اجتماعی انسان مسلمان در عصر شهید صدر دو مشکل اساسی داشت و تلاش ایشان در این دوران که در آثار ایشان معکس شده است منعطف به حل این دو معضل مهم جهان اسلام بود: ۱. معرفت‌شناسانه: بدین معنا که هیچ گاه نمی‌توانست جامعه اسلامی و حتی پیش تر از آن نظام اجتماعی اسلام را در غالب یک مکتب و راهبر اجتماعی در برابر دوگانه لیبرالیسم و مارکسیسم تصور کند در حدی که به تعبیر شهید صدر تصور عبارت اقتصاد اسلامی در دوران معاصر ایشان مانند مثلث چهر ضلعی محال بود! ۲. روانشناختی: انسان مسلمان حتی اگر می‌توانست نظام اجتماعی اسلام را تصور کند، هیچ باوری نسبت به قدرت اسلام در حل معضلات اجتماعی نداشت. اولین حرکت شهید صدر ایجاد تصور و ذهنیت نسبت به مکتب اجتماعی اسلام بود، ایشان در " اقتصادنا " و " فلسفتنا " با تکیه بر میراث فقهی و معرفتی شیعه، اسلام را در قواره یک مکتب منسجم اجتماعی مطرح کردند، کاری که تا پیش از شهید صدر به طور منسجم شکل نگرفته بود و توان ایجاد یک تصور درست برای انسان مسلمان را نداشت و بسیاری از تلاش های قبل از ایشان منجر به تعریف کردن اسلام در بستر مارکسیسم و یا لیبرالیسم و تولد اسلام التقاطی می‌گشت. قسمتی دیگری از تلاش های ایشان معطوف به ایجاد باور به کارآمدی مکتب اسلام در حل مسائل عینی انسان مسلمان است که در کتاب " اسلام یقود الحیات " به روشنی منعکس شده است. نقطه حائز اهمیت و شاید به نوعی فلسفه رجوع ما به شهید صدر و دیگر آثار متفکرین اسلامی، استقرار ما در کلان مشکلات و معضلات نیم قرن گذشته است. به رغم انقلاب اسلامی و حرکت رو به رشد جهان اسلام، هنوز قسمت عمده‌ای از جامعه‌ی عمومی و نخبگانی مسلمان با دو معضل معرفت‌شناختی و روان‌شناختی در تصور مکتب اسلام و باور به مکتب اسلام دچار هستند. 💢برشی از جلسه دوم درسگفتار ✨آگـاهـے‌‌ بـــراے‌‌ سامـــانے‌‌ دیگــر✨ مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ ‌ 🆔 @sch_negah