eitaa logo
‹ فَریادِ سكوت ›
643 دنبال‌کننده
813 عکس
236 ویدیو
0 فایل
[ ما هیچ اِلهی هَمه تو] نوشتن میتواند آدم را بکشد و نویسندگی شغلیست کشنده. اما سکوت قَوی ترین فریاد است! من اینجام،شنوایِ همه چی! https://harfeto.timefriend.net/17252704841811 نوشته‌هایم‌تکه‌هایی‌از‌من‌هستندمن‌راپراکنده‌نکنید(: کپی؟فوروارد قشنگتره❗
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرا اتفاقی پیر کرد که هرگز رُخ نداد(:'
کی خبر داره ما یه شبمون اندازه هزار شب طول کشیده؟! کی خبر داره ما قلبمون رو درحالی که هنوز جون داشت کُشتیم؟! کی خبر داره ما چی شنیدیم و چی حس کردیم که اینجوری بدحال و بی حوصله افتادیم یه گوشه؟! کی خبر داره نیمه چپِ بدنِ ما مخصوصا اون قسمت که قاتلش بودیم چجوری هر شب تیر می‌کشه و تقلا میکنه برا نجات؟! واقعاً کی می‌دونه؟! هیچکس عزیزِ من،هیچکس جز تو نمیدونه چه بر تو گذشت(:
بگذریم،میگذره.
بعد از هزار مرتبه خواهش، دمِ وداع چیزی نداشتم که بگویم، گریستم..!🖤
فكر کنم جدی جدی تمام شد جدی جدی هیچکس‌ در ذهنم پرواز نمیکند و لب هایم را با حرف هایش کش نمی آورد؛ کاش فردی می‌بود و میگفت این‌ها همه خواب است،به چه می اندیشی؟! اما همه چیز جدی بود. نبودنِ دستانش میانِ دستانِ یخ زده ام به موقعِ رفتن.. حالِ زارِ من به موقعِ تنهایی اشک هایم.. نوایِ توی سرم که نامِ او را صدا میزد و شخصی محکم بر دهانش میکوبید و میگفت بس است دیگر،او تمام شد.. همه و همه جدی بودند؛ این دنیا چه چیزش شوخی بود؟! همه چیز جدی بود.
دلِ من قبلِ دلت،هیچ دلی دوست نداشت تنِ من قبلِ تنت میلی به آغوش نداشت سرِ من قبلِ تو زندانیِ افکار نداشت لبِ من قبلِ تو میلی به لبخند نداشت(:
انگار به عادت کردن هم عادت کرده‌ایم..!
دیدی فهمیدم درد از شفا بهتره اگه تهِ شفا رنجیدنِ تو باشه..؟! می ارزید اون مستی به این خماری می ارزید این که تو آرومی به اینکه من پریشونم می ارزید(: _تکه ای از پادکستی که دوستَش داشت.
‹ فَریادِ سكوت ›
صدات پیچید تو سرم.
تو سرِ خودمم مُدام میپیچه رو دورِ تکراره انگاری..