eitaa logo
‹ فَریادِ سكوت ›
650 دنبال‌کننده
788 عکس
235 ویدیو
0 فایل
[ ما هیچ اِلهی هَمه تو] نوشتن میتواند آدم را بکشد و نویسندگی شغلیست کشنده. اما سکوت قَوی ترین فریاد است! من اینجام،شنوایِ همه چی! https://harfeto.timefriend.net/17252704841811 نوشته‌هایم‌تکه‌هایی‌از‌من‌هستندمن‌راپراکنده‌نکنید(: کپی؟فوروارد قشنگتره❗
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی وقتام اینطوریه که می‌خوام فراموش کنم کینه نمیزاره.
ولی من ‏اگه به کسی مشورت میدم، معنیش این نیست که بیشتر میفهمم یا می‌خوام نصیحت کنم حتی مخاطبِ صحبتایِ عاجزانه ام طرفم نیست،منِ گذشته است ك بهش توجهی نکردم.. معنیِ حرفام اینه که بیشتر اشتباه/تجربه کردم و دلم نمیخواد تو اون اشتباه و تجربه ای که من کردم رو داشته باشی(:❤️‍🩹
کاش یك سری چیزها را آدم ها برمیگرداندند سرِ جایش مثلا تکهٔ قلبی چیزی..(:
تعالي إليَّ أو خذيني إليك..!(: 
برای درمانِ این شکل از دلتنگی که من به آن مبتلا هستم،فقط می‌شود خوابید و در رؤیای آن فرو رفت..!(:
این روزها شاهدِ دیدن و شنیدنِ یك سری چیزها هستم که در برابرشان تنها می‌توانم پلك بزنم و سکوت کنم و تلاش کنم که حسِ حسرت در وجودم برافروخته نشود.. گاهی سعی میکنم که بر بغضم غلبه کنم و آن را درگیر نکنم که البته چندان موفق نیستم و همیشه تارهایِ بغضِ آویخته به گلویم آماده اند برای از هم گسیختن و این را دوست ندارم،چون یك جورهایی ضعفم را آشکار می‌سازد. گاهی میگویم: ای کاش مغازه ای باز می‌کردم به نامِ ‹قصّابیِ دلتنگی‌هایتان› و آن گاه در ابتدا همه دلتنگی های خویش را گردن میزدم و قطعه قطعه میکردم و سپس دلتنگی هایِ دیگران را. اما افسوس که امکانش را ندارم و از نظرِ مردم مسخره به نظر می‌رسد. -آرام؛ ¹⁶ ژوئیهٔ ²⁰²⁵
-راستش داستانش طولانیه.. +من وقتشو دارم.
به دلبستگیِ صامت می‌گن تعلق و من چقدر حسِ تعلق می‌کردم..(:
چشماشو بسته و میخونه: «ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم در محفل عاشقان نمی‌.. می‌پرم وسطِ شعرش و میگم که صبر کن! صبر کن آقا جون. من می‌ترسم... من از مجنون شدنی که مویز تو صفحه آخرِ کتابش در وصفش می‌نویسه: "گذشت از من ولی آخر نگفتی که بعد از من،به امیدِ که ماندی؟" می‌ترسم.