مشارکت ملی در پسا انتخابات
#یادداشت_روز_صراط
🔹️ایفای نقش آحاد جامعه در حاکمیت ملی، نباید منحصر به ایام انتخابات باشد.
انتخابات صرفا در یک روز انجام میپذیرد و با محاسبه ایام تبلیغات حدود یک ماه جامعه درگیر فضای انتخاباتی میشود ولی پسا انتخابات چه؟
🔸️طبیعتا در پسا انتخابات، کاندید حایز رای اکثریت، تبدیل به رئیس جمهور میشود. جمهور هم یعنی همه مردم، نه فقط رئیس اکثریت رای دهنده به آن کاندید.
🔹️با تلفیق دو مقدمه پیش گفته میتوان به چند نکته مهم پی برد که میتواند اثر گذار در انتخاب ما باشد. چه برای کسی که قصد شرکت ندارد و چه کسی که درگیر پیدا کردن کاندید است.
🔻۱_ رئیس جمهور برای درگیر کردن مردم در فرایند حاکمیت باید برنامه داشته باشد و به آنها باور عمیق داشته باشد.
🔻۲_ رئیس جمهور در سابقه و حلقه اول جریان فکری خود، باید پیشینه روشنی از توجه به مردم و احترام به آنها داشته باشد.
🔹️از این جهت فتنه ۸۸ میتواند تا حد زیادی مسیر را برای ما روشن کند.
میپرسید چرا؟ دلیل واضح است؛ کسانی که به رای مردم تمکین نکردند عملا نشان دادند آنها هیچ ارزش ذاتی برایشان ندارند.
🔻۳_رئیس جمهور باید نسبت به کل آحاد جامعه پاسخ گو باشد و نقدهای آنها را بشنود و با حوصله پاسخ دهد.
این مورد را کمی مصداقی بررسی کنیم.
🔸️طبیعتا عملا ممکن نیست که همه مردم بتوانند به صورت فردی از رئیس جمهور و کابینه او سوال کنند و پاسخ بگیرند. آری گاهی در یک دیداری در یک شهری و یا جمعی ممکن است یک شهروند عادی بتواند سوالی از دولت کند اما منطقی نیست که انتظار تکرار این تجربه را برای همگان داشته باشیم.
🔹️اینجا مساله احزاب و شخصیت های سیاسی هر تفکری مطرح میشوند. به این معنا که نمایندگان فکری اقشار مختلف اعم از نماینده مجلس و غیر آن، از رئیس جمهور و دولت او سوال کنند و او پاسخ دقیق بشنوند.
در این صورت میتوان ادعا کرد رئیس جمهور نسبت به تمام آحاد جامعه پاسخ گو و واقعا رئیس جمهور است.
🔸️دو #تجربه در این مورد پیش روی ماست.
🔻تجربه اول مربوط به دولت حسن روحانی است.
متاسفانه در طول ۸ سال دولت ایشان، فاصله بین مردم و حاکمیت بیشتر شد و دلیل آن فارغ از عملکرد اقتصادی، مشی سیاسی او بود. حسن روحانی و دولتش به منتقدان بی احترامی و فحاشی میکرد چه آن منتقد استاد تمام دانشگاه بود و یا یک فرد عادی ( که ممکن بود جزو رای دهندگانش باشد)! معنی واضح این عملکرد این بود که ایشان اعتقادی به جمهوریت، علی رغم ادعاهای زیادشان، نداشتند. به همین دلیل ابایی از تشنج آفرینی و شوک وارد کردن به مردم نداشتند که یک نمونه ساده آن، مساله بنزین و صبح جمعه بود.
🔻اما تجربه دیگر که کاملا متفاوت با روحانی هست، دولت #شهید_رئیسی است.
🔸️رئیسی در مدت کوتاه ریاست جمهوری خود، همواره در میان مردم بود، قبل از هر تصمیم بزرگی در مورد آن با مردم سخن گفت، با اصحاب جریانات سیاسی و احزاب مختلف و مخصوصا مخالف خود جلسات متعدد برگزار کرد و نقدهای آنها را از نزدیک شنید و پاسخ داد، پاسخی در کمال احترام.
🔸️این رفتار یعنی او اعتقاد داشت علاوه بر حامیانش، باید سخن نمایندگان فکری کسانی که به او رای نداده اند را هم بشنود و پاسخ گویشان باشد. او حتی نسبت به کسانی که در انتخابات شرکت نکرده بودند هم خود را، به حق، مسئول میدانست.
اینک عرصه انتخابات، عرصه رای دادن به یکی از این دو تفکر است.
🔹️ما با رای خود انتخاب خواهیم کرد، از فردای انتخابات همچنان در حاکمیت نقش داشته باشیم و یا نه.!
📌 مهم است که رئیس جمهور #یکی_مثل_رئیسی باشد.
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1
آیا عبرت میگیرند؟!
پایگاه خبری صراط، در یادداشت های پیشین خود به مناسبتی اشاره ای به اندیشه "پوزیتویسم سیاسی" در مقابل آنچه "سیاست ایدئولوژیک" خوانده میشود، کرده بود. اینجا
🔹جریانی در کشور با قدرت رسانه ای خود تلاش کرد در گوش جوانان چنین بخواند که دیپلماسی عرصه #ایدئولوژی نیست بلکه منافع ملی است که باید مبنای عمل و تصمیم باشد و این دو را رندانه در تضاد با یکدیگر تصویر کردند.
🔹طراحان و بازیگران اصلی این تفکر، البته این ادبیات را برای #انقلاب_زدایی از کشور به کار برده و بسط دادند. به باور آنها با اندیشه انقلابی امکان همسویی با غرب و مخصوصا آمریکا وجود ندارد و مشکلات جامعه نه تنها لاینحل باقی میماند بلکه بر تعداد آنها نیز افزوده میشود و این یعنی در ذهن این افراد ایده مرکزی حل مشکلات منحصر در بیرون مرزها و خارج از توان اذهان مردم ایران است. گوشه ای از علت این ناتوانی را یکی از افراد این جریان، کوچک بودن "کرتکس مغزی" ایرانی ها و کلفتیش برای غربی ها عنوان کرد. یعنی ایرانی جماعت ذاتا عقب مانده و غیرقابل پیشرفت است.! اینجا
🔹برجام نتیجه اعتماد #ایمان کامل این جریان به غرب و اطمینان از حل مشکلات به محض اتصال به غرب و آمریکا بود و تیترهای قبل و بعد 23 تیر 94 (تاریخ اعلام توافق برجام) همگی موید این تحلیل هستند. و البته روی دیگر ایمان به غرب، همانطور که اشاره شد #کفر به توانایی های ملت ایران بود.
🔹اینک که تن برجام به روح کذایی اش ملحق و نیست و نابود شده، ثابت شد اقتصاد ایران قبل از برجام بسیار موفق تر و امیدوارکننده تر بود و به واسطه بی عملی دولت روحانی و انتظار برای بهبود شاخص ها توسط برجام شکننده شد و #برجام_روحانی چنان اثر منفی بر تورم گذاشت که وصف آن نتوان کرد.!
🔹برجام با همه مصائبش اما میتواند #درس_عبرت و بیدار کننده کسانی باشد که حتی مفهوم ادبیات روشنفکرمآبانه خود را نیز درک نکردند و به واسطه شوقی که به غرب داشتند دم از پوزیتویسم سیاسی زدند و ملامت گر ایدئولوژی انقلاب شدند.
🔹اینک اما همان #تجربه گرایی_سیاسی موید مواضع انقلابی رهبر حکیم ایران شده است. رهبری که تلاش کردند ملت ایران از اعتماد به وعده های غرب توسط سیاسیون غربگرا لطمه نخورند و معیشتشان به سختی نیافتد، اما وقتی که آن سیاسیون توانستند از مردم رای برای قدرت سیاسی بگیرند، رهبری اجازه یک تجربه را صادر کردند و اختیاراتش را نیز به رئیس جمهور (روحانی) دادند.
🔹اینک با فعال سازی #مکانیسم_ماشه و نافرجامی قطعی برجام و تعبیر شدن سخن رهبری در #خسارت_محض بودن آن، باید به جای کوبیدن بر طبل ناامیدی و ترساندن مردم از تحریم هایی که هیچ وقت نرفته بودند که بازگردند، بفهمیم و بفهمانیم که برجام مهمترین تجربه و دلیل یک ملت برای #عدم_اعتماد به غرب و سیاستمداران آن است. اینک فصل بالا زدن آستین ها و اعتماد به میلیون ها جوان و متخصص داخلی و البته فصل مدیریت و تدبیر واقعی مسئولین است.
🔹حال که بسیاری از مردم که سخنان این جریان سیاسی_فرهنگی معطوف به غرب را باور کرده بودند #حقیقت را کشف و نسبت به آمریکا واقع نگرتر شده اند، آیا بازیگران اصلی این جریان هم به اشتباه بودن فکر و ایده خود پی برده و #توبه کرده و مومن به مردم ایران میشوند؟ آیا عبرت میگیرند و از تجربه برجام استفاده میکنند یا تعبیر "مازوخیسم سیاسی" برازنده آنهاست؟!
✍گروه سیاسی صراط
🔻#صراط را دنبال کنید
@serat_ir1