🌷 #خاطرات_شهید
✍زمانی ڪه در دمشق بودیم نیروهای فاتحین به شوخی به امیر می گفتند. محاسنت را ڪوتاه ڪن اگر دست داعش اسیر شوی محاسنت را می گیرند سرت را می برند.
❥●•شهید سیاوشی می گفت: این اشڪ ها و گریه هایی ڪه برای #امام_حسین (ع) ڪرده ام، به محاسنم ریخته شده است . من محاسنم را نمی زنم وخود ارباب نمی گذارد ،این سر من دست داعشی ها بیوفتد.
#شهید_امیر_سیاوشی🌷
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
🌀🍃
#عشق_به_سبک_شهدا ♥️
وقتی پیڪر #شہید_سیاوشے آوردند
همسرش مبهوت دست نوازش به رویش
ڪشید و اشڪ چشمان شهید سیاوشی
پاسخی شد براے #وداع...
#شهیدمدافع_حرم
#شهید_امیر_سیاوشی🌷
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
بار آخر كه گفت #هند ميرود و در واقع #سوريه ميرفت، اشكهايش را ديدم😢، لرزش دستانش را لمس كردم.
به من سفارش كرد كه هواي خودم را داشته باشم، نكند بيمار شوم. گفت نيايم ببينم #غصه خوردهاي و مثل هميشه لاغر شدهاي.
خودت را خوب نگه دار. #مراقب خودت باش❤️.
امير به هيچ كس نگفت كه كجا ميرود.
#شهید_امیر_سیاوشی
🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
بار آخر كه گفت #هند ميرود و در واقع #سوريه ميرفت، اشكهايش را ديدم😢، لرزش دستانش را لمس كردم.
به من سفارش كرد كه هواي خودم را داشته باشم، نكند بيمار شوم. گفت نيايم ببينم #غصه خوردهاي و مثل هميشه لاغر شدهاي.
خودت را خوب نگه دار. #مراقب خودت باش❤️ امير به هيچ كس نگفت كه كجا ميرود.
راوی: همسر شهید
#شهید_امیر_سیاوشی🌷
شادی روحش صلوات
🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
بار آخر كه گفت #هند ميرود و در واقع #سوريه ميرفت، اشكهايش را ديدم😢، لرزش دستانش را لمس كردم. به
#خاطرات_شهدا 🌷
💠زندگی به رسم شهدا
🔰من انتخاب خود #شهید بودم. در محله من را دیده و پسندیده بود☺️ هر دو ساکن #محله_چیذر بودیم. یک محله سنتی و مذهبی. این محله از قبل انقلاب هم همین طور بود. مردمش زمان انقلاب، انقلابی بودند✌️ و زمان جنگ هم #رزمنده.
🔰 #امیرم متولد ۱۵ خرداد سال ۱۳۶۷بود، به قول خودش روز قیام خونین مردم علیه #طاغوت به دنیا آمده بود. همسرم💞 بعد از سه سال تحقیق پیشنهاد #ازدواجش را با خانواده من مطرح کرد.
🔰امیر #خادم_امامزاده علی اکبر چیذر بود و من را هم در آستان امامزاده دیده بود. من و امیر در تاریخ ۱۳خرداد ماه ۱۳۹۲با هم #عقدکردیم. دو سال و نیم عقد بودیم و تازه قرار بود #زندگیمان را شروع کنیم که به #شهادت رسید🕊
🔰یعنی قبل از آغاز زندگی مشترکمان💞 آسمانی شد. من و امیر قرار گذاشته بودیم بدون مراسم و #تشریفات، بعد از یک سفر #مشهد و زیارت امام غریب🕌 زندگیمان را شروع کنیم.
🔰یک زندگی ساده به رسم و سبک #زندگی_شهدا. همیشه میگفتیم کیفیت بهتر از کمیت است👌 و #آرامش در زندگی از هر نعمتی بالاتر است✅
راوی:همسرشهید
#شهید_امیر_سیاوشی
🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
❣امير مثل خيلي از #تازه_دامادها عاشق زن💞 و زندگياش بود
💥اما درست در زماني كه ميخواستند زندگي #مشتركشان را زير يك سقف آغاز كنند همه داشتههاي دنياييـ🌎 را رها كرد و در اعزام به #سوريه شهيد شد🕊🌷
#شهید_امیر_سیاوشی
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#شبِ بیهوده ی ما را
چه به خیر⁉️
#خیر آنجا ست
که دلداده و دلداری💞 هست
⭐️تازه داماد بود و قرار بود
مراسم عروسیاش برگزار شود
خودش در #سـوریه بود
به خانواده گفت: #کارت مراسم را پخش کنند ...
⭐️وعده داد که خودش را #میرساند!
خانواده هم کارتهای عروسیاش را
پخش کردند. راست می گفت؛
خودش را رساند⚰ اما چگونه ...!🌷
#شهید_امیر_سیاوشی🕊
#شبتون_شهدایی🌙
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#شهدای_حسینی
▪️از 2_3 ماه مانده به محرم روزشماری میکرد برای نــــوکری ابا عبدالله الحسین. با شوق خاصی برنـامه ریزی میکرد.
▪️هر سال تو میدان امام زاده علی اکبر، جایی که اکنون مزار مطهرش در آنجاست، چای خانه راه اندازی میکرد ؛
خرید ملزومات و وسائل چای خانه رو با وسـواس و سلیــــقه خاصی خریداری میکرد. تمامی رو هم از بهترین ها .
▪️معتقد بود برای اهل بیـــــت نباید کـــــم گذاشت،
تا زمانی که اونها دستت رو با بزرگواری میگیرند تو هم شرمنده نباشی که چرا میتونستی و بیشتر انجام ندادی.
خادم امام زاده و هییت بود . ولی همیشه جلوی در هیئت می ایستاد.
▪️معتقد بود دربانی این خاندان بهتره و خاکـی بودن برای ائمه لطف بیشتری دارد . میگفت : هر چی کوچکتر باشی برای امام حسین (ع) بیشتر نگاهت میکند.
#شهید_امیر_سیاوشی🌷
https://eitaa.com/setaregan_velayat313