جمعه صبح است به نرگس برسان اين پيغام
سوخت بی عطر تو اين باغ كمی زود بیا...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
▫️رمضان امسال را
با تمام دعاهاے فرج وقت افطارش،
با تمام گله هاے هر شب افتتاحش،
با تمام «عجّل» هاے شب هاے قدرش،
میسپارم به شما اے آقاے من!
به این امید ڪه
به یمن آمین هایت،
آخرےن آدینه رمضان بے حضورت باشد
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#وارث
بیا خودت برای دلم کاری کن
ماه مبارک رمضان به نیمه رسید اما دل من ....
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
#سبزترین_خیال🍃
•[صدای پای بهار رو میشنوید؟؟]🕊•
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
══❀━━☆◇☆━━━❀══
تو پاساژ راه ميرفتم که يهوخوردم به يه نفرو افتاد زمين..
سريع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذرخواهى ميکنم!
وقتى دستشو گرفتم ديدم طرف مانکن جلوى مغازه است..
اطرافمو که نگاه کردم ديدم يه يارو داره بهم نگاه ميکنه و يه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم:خنده داره؟خب من فکر کردم آدمه!
اما يارو چيزى نگفت!
خوب که دقت کردم ديدم اونم يه مانکن ديگست!
خیلی حالم بده...
😂😂😂
.#بخندیم
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_حسن
#نیمه_رمضان
🌺 ولادت با سعادت امام حسن ع) مبارک باد
#میلاد_امام_حسن
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت34 سوتبلندوکشدارقطاربل
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت35
سیاوشوعلیوحسینومشبرزووکربلاییواکبرخراسانیهمسوارواگنشدند.
یکیازکارگرمیخواستدرکشوییراببنددکهیوسفپایشراجلوگذاشتوگفت:«چهکارم یکنیعموجان؟درونبند!»
درونبندمکهنصفشبمیافتیدبیرون.فکرقاطرهاباشید.میپرندبیرونناکارمیشن!
حواسمونهست.اگهدربستهباشهازبویقاطرهاخفهمیشیم.
خوددانید.ازمنگفتن؛اماهرچیجلوبریدهواسردترمیشه.حواستونباشهنچاییدوسینهپهلونکنید».
قطارباچندبوقکشدارراهافتاد.
مردمباهیاهودستتکانم یدادند.
سیاوشباذوقوشوقبرایهمهدستتکانمیداد.
قاطرهاگوشهواگنبههمچسبیدهبودندونفسنفسمیزدند.
مشبرزویکعدلکاهرابازکردوجلویقاطرهاریختتامشغولباشند.
یوسفهمراهعلیواکبرخراسانیچندپتوراچسبیدهبهدیوارهچوبیپهنکردندتارویآناستراحتکنند.
مشبرزوپوتینهایشراکندوکناریوسفنشست.
بویگربهمردهبهسرعتبلندشد.همهدماغشانراگرفتند
مشبرزوباخجالتگفت:
«اینپاهایواموندهشدهبلایجونم.هردوادرمونیکهبگیدکردم؛امابوشنمیرهکهنمیره».
بهترنیستدوبارهمشمابکشیبهپاهات؟
مشبرزوپاهایشرادردوکیسهيپلاستیکی کردولبهاشراگرهزد.
سیاوشباناراحتیگفت:
«حسینآقاجفتکآتشیندارهخرابکاريمیکنه!»
هنوزجفتکآتشینکارشراتمامنکردهبودکهعقابوکوسهورئیسبزرگهمبدونخجالتبهاوپیوستند
حسینآهکشیدوگفت:
«خدابهدادمونبرسه.هنوزکاراصلیشونرونکردن!»
یوسفتاآنزمانفکرمیکردبدترینخاطرهيزندگیش18ماهدورانبیمارستانپسازمجروحیتشاست؛
اماآن18ساعتیکهباقاطرهاسوارقطارشدتابهمقصدبرسند،بدتری نخاطرهوکابوسزندگیششد!
هنوزچندساعتازحرکتشاننگذشتهبودکهقاطرهاشروعکردندبهسروصداوخالیکردنشکمشان.
چنانبویگندیبلندشدکهبویپاهایمشبرزودربرابرآنمانندنسیمیکمجانيدربرابرطوفانکمرشکنبهحسابمیآمد.
سیاوشکهتاآنزماناینچیزهاراندیدهبود،پشتسرهمعقمیزدوبالامیآورد.
وقتیآخرینقاطرصدایناجوریازخودشدرآوردوسرگینگندهوبدبوییبرکفواگنانداخت،
سیاوشدراوجبدبختیویاسجیغزد:
«اینبیپدرومادرهاانگارباهممسابقهگذاشتن.انگاربهعمرشوندستشویینرفتنوصبرکردنبیانای نجاخودشونروراحتکنن».
حتیحسینبداخموعصبانیهمازاینحرفسیاوشبهخندهافتاد.
قاطرهاهمباخیالراحتسروصدامیکردندوفضایعطرآگینرامعطروخوشبوترمیکردند...
ادامه دارد....
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖