#سبزترین_خیال🍃
•[صدای پای بهار رو میشنوید؟؟]🕊•
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
══❀━━☆◇☆━━━❀══
تو پاساژ راه ميرفتم که يهوخوردم به يه نفرو افتاد زمين..
سريع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذرخواهى ميکنم!
وقتى دستشو گرفتم ديدم طرف مانکن جلوى مغازه است..
اطرافمو که نگاه کردم ديدم يه يارو داره بهم نگاه ميکنه و يه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم:خنده داره؟خب من فکر کردم آدمه!
اما يارو چيزى نگفت!
خوب که دقت کردم ديدم اونم يه مانکن ديگست!
خیلی حالم بده...
😂😂😂
.#بخندیم
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_حسن
#نیمه_رمضان
🌺 ولادت با سعادت امام حسن ع) مبارک باد
#میلاد_امام_حسن
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت34 سوتبلندوکشدارقطاربل
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت35
سیاوشوعلیوحسینومشبرزووکربلاییواکبرخراسانیهمسوارواگنشدند.
یکیازکارگرمیخواستدرکشوییراببنددکهیوسفپایشراجلوگذاشتوگفت:«چهکارم یکنیعموجان؟درونبند!»
درونبندمکهنصفشبمیافتیدبیرون.فکرقاطرهاباشید.میپرندبیرونناکارمیشن!
حواسمونهست.اگهدربستهباشهازبویقاطرهاخفهمیشیم.
خوددانید.ازمنگفتن؛اماهرچیجلوبریدهواسردترمیشه.حواستونباشهنچاییدوسینهپهلونکنید».
قطارباچندبوقکشدارراهافتاد.
مردمباهیاهودستتکانم یدادند.
سیاوشباذوقوشوقبرایهمهدستتکانمیداد.
قاطرهاگوشهواگنبههمچسبیدهبودندونفسنفسمیزدند.
مشبرزویکعدلکاهرابازکردوجلویقاطرهاریختتامشغولباشند.
یوسفهمراهعلیواکبرخراسانیچندپتوراچسبیدهبهدیوارهچوبیپهنکردندتارویآناستراحتکنند.
مشبرزوپوتینهایشراکندوکناریوسفنشست.
بویگربهمردهبهسرعتبلندشد.همهدماغشانراگرفتند
مشبرزوباخجالتگفت:
«اینپاهایواموندهشدهبلایجونم.هردوادرمونیکهبگیدکردم؛امابوشنمیرهکهنمیره».
بهترنیستدوبارهمشمابکشیبهپاهات؟
مشبرزوپاهایشرادردوکیسهيپلاستیکی کردولبهاشراگرهزد.
سیاوشباناراحتیگفت:
«حسینآقاجفتکآتشیندارهخرابکاريمیکنه!»
هنوزجفتکآتشینکارشراتمامنکردهبودکهعقابوکوسهورئیسبزرگهمبدونخجالتبهاوپیوستند
حسینآهکشیدوگفت:
«خدابهدادمونبرسه.هنوزکاراصلیشونرونکردن!»
یوسفتاآنزمانفکرمیکردبدترینخاطرهيزندگیش18ماهدورانبیمارستانپسازمجروحیتشاست؛
اماآن18ساعتیکهباقاطرهاسوارقطارشدتابهمقصدبرسند،بدتری نخاطرهوکابوسزندگیششد!
هنوزچندساعتازحرکتشاننگذشتهبودکهقاطرهاشروعکردندبهسروصداوخالیکردنشکمشان.
چنانبویگندیبلندشدکهبویپاهایمشبرزودربرابرآنمانندنسیمیکمجانيدربرابرطوفانکمرشکنبهحسابمیآمد.
سیاوشکهتاآنزماناینچیزهاراندیدهبود،پشتسرهمعقمیزدوبالامیآورد.
وقتیآخرینقاطرصدایناجوریازخودشدرآوردوسرگینگندهوبدبوییبرکفواگنانداخت،
سیاوشدراوجبدبختیویاسجیغزد:
«اینبیپدرومادرهاانگارباهممسابقهگذاشتن.انگاربهعمرشوندستشویینرفتنوصبرکردنبیانای نجاخودشونروراحتکنن».
حتیحسینبداخموعصبانیهمازاینحرفسیاوشبهخندهافتاد.
قاطرهاهمباخیالراحتسروصدامیکردندوفضایعطرآگینرامعطروخوشبوترمیکردند...
ادامه دارد....
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖