eitaa logo
ستاره شو7💫
751 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
داستان شیخ بهایی و پینه توز اصفهانی شیخ بهایى روزى از بازار اصفهان می ‌گذشت، در یک گوشه دور افتاده بازار توى یک مغازه کوچک و رنگ و رو رفته که نور باریکى از سقف آن به داخل دکان می تابید و در و دیوارش را روشن می ساخت، ناگهان چشمش به پیرمردى افتاد که بیش از 90 سال از عمرش می گذشت و در آن حال مشته🔨 سنگینى(چیزی شبیه چکش) به دست داشت و مشغول کوبیدن به تختِ گیوه بود . شیخ بهایى با دیدن پیرمرد دلش به حال او سوخت و به داخل مغازه رفت و از پیرمرد پرسید: تو چرا در جوانى اندوخته و پس اندازى براى خود گرد نیاوردى تا در این سن پیرى مجبور به کار کردن نباشى؟ پیرمرد سرش را از روى گیوه برداشت و نگاه نافذش را بر روى شیخ بهایى انداخت ولى چیزى نگفت. شیخ دست پیش برد و مشته 🔨 را از دست پیرمرد گرفت و با علمى که داشت آن را تبدیل به طلا کرد و بعد زیر نورى که از سقف به روى پیشخوان مى‌تابید جلو پینه دوز گذاشت. مشته🔨 فولادى سنگین وزن که در آن لحظه تبدیل به طلا شده بود در زیر نور خورشید تلولو خاصى پیدا کرد و ناگهان دکان پینه دوز را به رنگ طلایى در آورد شیخ بهایى بعد از این کار به سرعت عازم خروج از مغازه شد و در همان حال خطاب به پیرمرد گفت: پینه دوز، من مشته🔨 تو را تبدیل به طلا کردم آن را بازار طلافروش‌ها ببر و بفروش و بقیه عمر را به راحتى بسر ببر. شیخ بهایى هنوز قدم از دکان بیرون نگذارده بود که ناگهان صدایى او را برجاى نگه داشت. این صداى پیرمرد بود که می گفت: اى شیخ بهایى اگر تو مشته مرا با گرفتن در دست تبدیل به طلا کردى من آن را با نظر(نگاه کردم) ، به صورت اولش در آوردم! شیخ بهایى به سرعت برگشت و به مشته🔨 نگریست و دید مشته🔨 دوباره تبدیل به فولاد شده است دانست که آن پیرمرد به ظاهر تنگدست و بى سواد از اولیا الله و مردان خدا بوده و علم و دانشش به مراتب از او بیشتر است و نیازى به مال دنیا ندارد. روى این اصل با خجالت و شرمندگى پیش رفت و دست پینه دوز را بوسید و غذر بسیار خواست و بدون درنگ از مغازه خارج شد. از آن به بعد هر گاه از جلو دکان پیرمرد رد می شد، سرى به علامت احترام خم کرده و با شرمندگى می گذشت! چقدر این داستان نکات قشنگی داشت⚖️ ╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯‌
حسین طاهریenc_16869393864153242151649.mp3
زمان: حجم: 3.4M
مناجات با امام زمان(عج) با صدای حسین طاهری شب جمعه ای یکم دلمون رو هوایی کنیم🥺 ᘜ ╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯‌
❜❜↲ کشتیِ نوح هم که باشی، برای آرامشِ طوفانِ دلت، باید به لنگرگاهِ کربلا برسی... ❛❛ ‹ 🥺 ›↝   ‹ ✨ ›↝ ╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ࢪوز رسیده اول یہ صدقہ واسہ سلامتے آقاامام زمان عج بنداز🌱 دوم یہ دوش حسابی بگیࢪ 🛁 غسل جمعہ فراموش نشہ
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه ممکنه امام زمان عجل الله این همه سال عمر طولانی داشته باشه؟😳🤔 ╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
💎 اون چیه 💎 حتی اگه توی یخچال باشه 💎 باز هم می سوزونه ؟! ╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
466.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه ذوقی میکنه 😍 🤣🤣🤣 ‌╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮ 🦋 @setaresho7 🦋 ╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯ ‌‌‌