اگر دوست دارین این رمان جذاب ادامه پیدا کنه بفرستین برای دوستان و گروه هاتون تا ما هم انگیزه و انرژیمون نیفته 🥴😃
برسونید بچه ها به 1k
هر کسی رو که بخوام،
با کمک خودم تاییدش میکنم🌱
وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ
سوره آل عمران آیه ۱۳
#دلانه
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت صحنه تاریخی 😂⛔️
میگه هِم های ... 🤣🙈
#بخندیم
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ســــــــــــــــــــلام صبح زیباے آخر هفتہ توݩ بخیر باشہ😘
الهے دعاے پدرامام زمان عج همیشہ نوࢪ لحظہ هاتون باشہ🌱
یہ روز دیگه هم شرو؏ شد
و قراره به همه دنـیا نشون بدے
چقدࢪ باسلیقه ای 😎💪
یه صبحونہ گرم و خوب 🍳
لطفا مقوے باشہ تاجوݩ بگیری 😁
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
علی ظهریباندوران کودکی.mp3
زمان:
حجم:
10.6M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔸مشتی محمد حسین می گفت: به دلم افتاده این بچه از بنده های خوب خدا میشه...
🔹ابراهیم با خدا قهر کرد و گفت: دیگه نماز نمیخونم😤
#قسمت_اول
#شهید_ابراهیم_هادی
#داستان
#رفیق_خدایی
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت44 چندباربگم،میخواهیمب
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت45
همینرونگاهکن،اندازهدهتاقاطربنیهداره. دیوارراستروباسیصدکیلوبارمثلقرقی بالامیره.بهشمیگنعقاب!
خستگینمیفهمه.جونمنبه دستوپاشنگاهکن.ماهیچههاروسیرکن، تازهسهسالشه،جوونجوونه».
باآنکهیوسفهیچسررشتهایدرشناخت قاطرهانداشت؛اماکورکهنبود. عقابکهسیصدکیلوباررارویدیوارراست بالامیبرد،ازبسلاغروپیرودربوداغونبود، حتیحسسرپاایستادننداشت. انگارازاولخلقتش هیچغذایی بهمعدهاشنرسیدهوتبدیلبهگوشت نشدهبود.فقطپوستواستخوانبود. حتیبنیهتکاندادنگوشها ودمشراهمنداشتتاحشراتسمج ومزاحمراازخوددورکند.تکههایسرگین زیردماشچسبیدهومایعلزجوقهوهایازپوزهاشتازمینکشآمدهبود. نفسنفسمیزدوباچشم های بیمار وبیحالتبهاینوروآنورنگاهمیکرد.
کربلاییدستیوسفرافشرد وعلامتدادکهبیابرویم.یوسفراهافتاد. امااوسجلالراهیوسفرابستوالکیخندید ودندانهایطلایشرانشانداد.
کجاپهلوون؟مگهدنبالحیوونخوبنمیگردی، چیازاینبهتر؟مشبرزوبهقاطريکههرآن درشرفرختبربستنازایندنیابود، اشارهکردوگفت: «اگهحیوونسرحالوکاردرستتاینباشه، پسوایبهحالحیوونایدیگهات».
توچراپیرمرد؟ توکهمعلومهدنیادیدهای. اینبیچارهکمیچاییده.خوبمیشه.
حقباشماست.حالایهدوریمیزنیمقسمتشدمیآئیمخدمتت!
🔳🔳🔳
سیاوشودانیالشیفته ی دوتوله خرسشدهبودند.
تولهخرسهایخوشگلوبامزهقلاده بهگردن،کنارمادراسیرودرزنجیرگرفتار پشتکوارومیزدند و شیرینکاریميکردند.
بهسروصورتهمهپنجولمیکشیدید ورویمادرشانمیپریدندوبعدغلتمیزدند.
نفسسیاوشبندآمدهبود. بادهانباز،خیرهبهخوشمزهبازیتوله خر س هاشدهبود. دانیالهمکهبهعمرشخرسوتوله اش راازنزدیکندیدهبود، مثلسیاوش،شیفته يتولهخرسها شدهبود. سیاوشدشمنیولجبازیبادانیالراازیادبرد.آهسوزناکیکشیدو زمزمهکرد: «حاضرمداروندارم روبدمواینامالمنبشه». دانیالهمبدونچشمبرداشتنازتوله خرسهاگفت: «حرفدلمنرومیزنی».
چندنفر دیگرهم کنارسیاوش ودانیالایستادهوبهتولهخرسها خیرهماندهبودند. سیاوشازمردسبیلویبداخلاقیکهصاحب خرس وتولههایشبود،پرسید: «اینامالشماستآقا؟»
مردسبیلونگاهیبیاعتنابه سیاوشکردوبهسیگارشپکزدوگفت:
«فروشینیستن».
به نظرتون مرد سیبیلو چه در سرش، میگذشت؟ ایا واقعیت را میگفت؟ 🤔
ادامه دارد...
#رمان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖