🔘 جوادالائمه علیهالسلام
📝آیت الله غروی اصفهانی (کمپانی)
توسن طبعم که داشت سَبَق به يومُ الطَّراد
کنون چنان مانده شد که «قيلَ يَکبو الجواد»
توسن طبعم که بود من الجياد الجياد
کنون چنان مانده شد که لايجيد الطراد
بلبل نطقم ز بس گشته اسير قفس
به نغمه دارد هوس نه سير ذات العماد
آتش شوق از خمود مینکند هيچ دود
طبع روان از خمود گشته نظير جماد
نوبت آن شد که باز بال و پری کرده باز
کنم ز کوی نياز مرغ دلی اصطياد
تا که به چوگان عزم، گوی سعادت برم
روی ارادت برم بسوی باب المراد
روح نبیّ و ولیّ، لطف خفیّ و جلیّ
محمّد بن علیّ، هو التقی الجواد
آينه ذات حق، گنج کمالات حق
مصحف آيات حق، ز مبتدا تا معاد
صورت و معنای حق، ديده بينای حق
حجّت کبرای حق، علی جميع العِباد
دفتر آداب عشق فاتح ابواب عشق
قائد ارباب عشق الی سبيل الرشاد
نيّر تابنده اوست شمع فروزنده اوست
خدای را بنده اوست و لِلوَری خَيرُ هاد
هادي راه نجات در همه مشکلات
ذاک شفيع العصاة، يوم يُنادی المناد
عروه دين منقصم، از ستم معتصم
عاقر قوم ثمود، ثاني شدّاد عاد
ريخت به کامش ز قهر، شربت سوزنده زهر
که تلخ شد کام دهر و حُلوُه لا يُعاد
ز زهر جانسوزتر، ز تير دل دوزتر
همدمی امّ فضل، طعنه بنت الفساد
به غربت ار درگذشت، من نکنم سرگذشت
که آبش از سر گذشت ز ظلم اهل عناد
شاهد بزم شهود، شمع صفت رخ نمود
جلوه او دل ربود و فازَ بالاتحاد
ز خرمن حسن خويش داد به او خوشهای
تا شودش توشهای و إنّه خير زاد
#آیت_الله_غروی_اصفهانی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘 جوادالائمه علیهالسلام
📝محمدعلی صاعد اصفهانی
بُرونِ در بنه اینجا هوای دنیا را
درآ به محفل و برگیر زاد عقبا را
بگیر ساغر پُر از میِ ولایت را
گذار بر دگران خوان «منّ و سلوی» را
به زیر سایۀ نخلی نشین که پرتو آن
به زیر سایه گرفتهست نخل طوبا را...
درآ به وادی ایمن که نخل طور اینجاست
بیار دیدۀ پاک و نگر تجلّا را
بیا در آینۀ طلعتِ امام جواد
ببین هرآینه انوار حقتعالی را
بخواه هر چه که خواهی مراد خود ز جواد
بخواه حاجت و بشنو ندای بُشری را
شفیع ساز به درگاه حق، امام نُهُم
جواد، نوگُلِ باغ علیِ موسی را
«تقی» که دوخته خیاط لمیزل از لطف
به قد سرو رسایش لباس تقوا را...
به غیر نخلِ امامت به بوستانِ وجود
نیاورد بَرِ آرامش و تسلّا را...
#محمدعلی_صاعد_اصفهانی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
جوادالائمه علیهالسلام
📝حسین منزوی
اى ریخته نسیم تو گلهای یاد را
سرمست کرده نفحهٔ یاد تو باد را
افراشته ولای تو در هشت سالگی
بر بام آسمان، عَلَم دین و داد را
خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر
بوسیده آستان امام جواد را
خورشیدِ بیغروب امامت که جود او
آراستهست کوکبهٔ بامداد را
جود و سخا جواز تداوم از او ستاند
تقوا از او گرفت ره امتداد را
آن سر خط سخا که به جود و کرم زده
بر لوح آسمان رقم اعتماد را
بیرنگ کرده بددلی دشمنان او
افسانهٔ سیاهدلیهای «عاد» را
تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر
بوییم از امام نُهم عطر یاد را
وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم
عطر بهارِ وحدت و باغِ وِداد را؟
جز آستان جود و سخایت کجا برم
این نامهٔ سیاهِ گناه، این سواد را؟
بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش
بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟
خط امان خویش به ما ده که بشکنیم
دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را
ای آنکه هرگز از درِ جودت نراندهای
دلدادگان خسته دلِ نامُراد را
بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود
جدت امام ساجد، زین العباد را
تا روز حشر یار غریبی شوی که بست
از توشهٔ ولای تو زادالمعاد را
#حسین_منزوی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت علی علیهالسلام
📝حسن صنوبری
آمد علی که وضع جهان را عوض کند
اوضاع بیحساب زمان را عوض کند
تن را رها کند ز تنشهای بیهدف
جان را عوض کند، هیجان را عوض کند
تا عطر باغهای خرد را به رخ کشد
تا راه رودهای روان را عوض کند
آمد علی ز کارگه جبر و اختیار
تا نقشههای کاهکشان را عوض کند
آمد علی که سلطهٔ شر را بههم زند
تا اقتدار دور بتان را عوض کند
با ذوالفقار خویش رسیده ز راه تا
ظلم نهان و عدل عیان را عوض کند
این رودخانه جانب مرداب میشتافت
آمد علی که این جریان را عوض کند
در کاخ ظالمان و به کوخ ستمکشان
جای بهار و جای خزان را عوض کند
تا در کمان فقر، نباشد فقیر، تیر
آمد علی که تیر و کمان را عوض کند
پس تیر عدل را به کمان خدا گذاشت
تا سوی ظلم خط و نشان را عوض کند
با قلدران به سختی و با کودکان به مهر
آمد علی که طرز بیان را عوض کند
دست عقیل سوخت به آتش که تا مگر
این پنبههای گوش گران را عوض کند
تا که یتیم رنج یتیمیش کم شود
آمد علی که رسم زمان را عوض کند
در چارسوق کهنهٔ دنیا رسید تا
معنای لفظِ سود و زیان را عوض کند
آنقدر کار کرد در آن آفتاب داغ
تا شأن و قدر کارگران را عوض کند
آنقدر عاشقانه خدا را ستود تا
در ما حضور وهم و گمان را عوض کند
تا خون تازه در رگ انسان بیاورد
این قلبهای بیضربان را عوض کند
آمد علی که مومن و کافر، که مرد و زن
آمد علی که پیر و جوان را عوض کند
از کعبه آمده است برون تا دومرتبه
فکر تمام طوفکنان را عوض کند
*
«ما حاضریم عالم خود را عوض کنیم؟!
_ آمد علی که عالممان را عوض کند
#حسن_صنوبری
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت علی علیهالسلام
📝عیسی ثاقب
امشب سرم از اعتلا بر عرش اعلا می رسد
باب هدایت باز شد باب ضلالت گشته سد
پیچیده هر جا این سخن کوریّ ارباب حسد
بنت اسد در بیت حق آورده حق را یک اسد
حیرتزده بینی کنون هر شیخ را هر شاب را
لالائی ای زیبا پسر لالائی ای قرص قمر
زیبا جمالت دور باد از چشم شور بد نظر
جان ابوطالب شده از نار عشقت شعله ور
تنها نه مادر که تویی بر عالمی جان و جگر
بردی ز قلب مادرت صبر و قرار و تاب را
به به به چشم جادویت به به به روی نیکویت
دل میبُرد از عالمی این ذوالفقار ابرویت
بوی حماسه میوَزَد از جهد و تاب گیسویت
هی بوسه میگیرد لبم از این دو دست و بازویت
حُسنت به جانم میکند هر لحظه بیش اِعجاب را
چون پا نهادم در حرم کردم به داور التجا
از شوق ناگه چاک شد دیوار بیت کبریا
من مات و حیران ناگهان آمد به گوشم این ندا
تو مام صاحب خانهای یا فاطمه داخل بیا
بستند بر اغیار پس دیوارِ بیت و باب را
چون در حرم محرَم شدم با حوریان همدم شدم
قلبم پر از شادی شد و فارغ ز درد و غم شدم
من عزت عالم شدم من شوکت آدم شدم
شد کعبه زایشگاه تو من مفخر مریم شدم
دلدادهی خود کردهای عیسای نیک آداب را
گفتند دور از ساحتت هر چه نُحوست میشود
از نار کینه شعلهور خصم عبوست میشود
عالم به صد فخر و شرفت خود خاکبوست میشود
دانی که روزی حضرت زهرا عروست میشود؟
پور تو صاحب میشود آن گوهر نا یاب را
رفتی به آغوش امین چشمت به رویش باز شد
تو لب گشودی بر سخن جان مات از این اعجاز شد
خواندی ز تورات و صُحُف بس رازها ابراز شد
«قد أَفلَحَ اَلمؤمنون» چون بر لبت آواز شد
مهر تو فائز میکند فرمود امین احباب را
نام تو را خوانده خود ذات حق والا علی
از نام اعلای خدا مُشتَق شده زیرا علی
هر لحظه که گوید لبم لا لا علی لا لا علی
آید به گوشم دم به دم هو یا علی هو یاعلی
پر کرده نام نامیت اقطار را اقطاب را
#عیسی_ثاقب
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت علی علیهالسلام
📝قربان ولیئی
خبری دارم اگر بیدارید
گوش دارید اگر، بسپارید
خبری شور قیامت در او
نفخۀ صور قیامت در او
خبری تشنۀ او آب حیات
خبری زمزمۀ زمزم ذات
خبری رعد ستایندۀ او
خبری عرش رسانندۀ او
خبر این است و دگر بی خبری
باخبر باش اگر بی خبری
ذات از پرده برون افتاده
نقطه در حلقۀ نون افتاده
خبر این است که بر لوح وجود
نقش نقاش ازل جلوه نمود
از شبِ ذات خبر آمده است
خبر این است و سحر آمده است
خبر این است و علی آن خبر است
راز توحید در او مستتر است
او که در ذات خدا ممسوس است
غیبِ غیب است ولی محسوس است
ساقی و باده و جام است علی
معنی شرب مدام است علی
اول و آخر راه است علی
الف و های اله است علی
عین عرش آمد و های لاهوت
پرتو افکند به روی ناسوت
رعد از خطبۀ او حیران است
تشنۀ دم زدنش باران است
انصتوا، نور سخن می گوید
نور بر طور سخن می گوید
پاس دارید دَمِ رحمان را
به سخن آمدن قرآن را
مرحبا باطن قرآنِ مُبین
راز نورانی طاها یاسین
آمد از عرش شتابنده، سروش
رفت از شُرب کلامش از هوش
خرد خام من، آرام، خموش
می هوش آور او را می نوش
که خرابات ازل سینۀ اوست
گوش کن هر نفسش حق هو هوست
گرچه سلطان وجود است علی
تا ابد سر به سجود است علی
بوتراب است و به خاک افتاده
خاک را رفعت دیگر داده
آسمان است ولی خاک آجین
مشیِ سلطان تواضع را بین
متحیّر شدم از ذات علی
در شگفتم ز مناجات علی
حیرت از روح پرستندۀ اوست
این خدا کیست علی بندۀ اوست؟
این علی کیست که کعبه زاد است؟
بندگی می کند و آزاد است
یارب این جامۀ انسانی چیست؟
کیست این بندۀ ربّانی کیست؟
غم ز دل می برد این شادی بخش
کیست این بندۀ آزادی بخش
این ترازوی خدا میزان کیست
که دمی بی غم محروم نزیست
کیست این کیست خرابم از او
نظری کرد و شرابم از او
شده ام غرقۀ خمخانۀ او
کیستم؟ بندۀ دیوانۀ او
کیستم؟ گمشده در ذات علی
کیستم؟ آینه ای مات علی
نظری کرد و به خود می پیچم
کیستم؟ هیچم و هیچم هیچم
نظری کرد و خراباتم کرد
کشتۀ شعشعۀ ذاتم کرد
محو در نقطۀ بسم اللهم
نظری کرد که رازآگاهم
راز را دیده ام و می پوشم
بر سر آتشم و می جوشم
مستم ای ساقی کوثر، مستم
رستگارم که به تو دل بستم
شاکرم یارب از این سرمستی
این شناور شدن ِ در هستی
نظری کرد و چه سوزی دارم
شب قدر است و چه روزی دارم
مهربان است و نظرها دارد
شب از این مهر خبرها دارد
گوش کن نیم شبان می آید
مطمئن باش که نان می آید
ما یتیمان و علی نان آور
به جهانبانی اش ایمان آور ...
#قربان_ولیئی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت علی علیهالسلام
📝آقا حسین خوانساری
اصل ایمان ،عین عرفان،مظهراسما ،علیست
بوستانِ آفرینش را چمن پیرا علیست
زمزم وخیف ومِنا وکعبه و بطحا علیست
دین علی،دنیا علی ،ایمان علی ،عقبی،علیست
بعد خیرالمرسلین یکتای بی همتا علیست
باعثِ ایجاد عالم ،قاضی یوم الحساب
خسروِ معنیّ و صورت ،رهنمایِ شیخ وشاب
رافعِ بنیادِ گردون ،نور بخشِ آفتاب
عقل اوّل ،عرشِ اعظم ،معنی امّ الکتاب
کوثرِ عین الحیات و سدرهء طوبی علیست
مخزنِ علمِ الهی ،عالِمِ نزدیک و دور
نفس خیرالمُرسلین ،فرماندهٔ یومُ النّشور
مظهرِ حُسنِ ازل ،آیینهٔ بزمِ حضور
محفل آرای تجلّی ،شمعِ نور افروزِ طور
آستین قدرِ موسی را یدِ بیضا علیست
اولیاء انوارِ ذاتِ آفتابِ وحدتند
مهبِطِ آثارفیضِ بی حسابِ وحدتند
درحقیقت جمله اوراقِ کتابِ وحدتند
یک به یک هرچند رشحاتِ سحابِ وحدتند
مرجع این قطره های فیض چون دریا علیست
عکسها گردید درعالم زیک صورت عیان
موجها گشتند ازیک بحر ،پیدا درجهان
نیست مخفی ،سرّ این معنی به نزد عارفان
نورِ اوشد جلوه گر برصورتِ پیغمبران
نوح وابراهیم و خضر وآدم و موسی علیست
رازدانِ لوکُشِف دامادِ خیرالمُرسلین
عروه الوثقی اهلِ حقّ امیرالمومنین
الله الله ،قدره الله ،هادی راهِ یقین
روح حقّ درجیب مریم ،جان جبریلِ امین
احمد مُرسل که شد معراجِ او عرشِ مجید
چهرهٔ مقصود را ازلطفِ حقّ بی پرده دید
راه بود ازنورِشاهِ اولیاء آن شب پدید
بی ولایش درمقامِ قربِ حقّ نتوان رسید
خضرِراهِ ره نوردِ لیلة الاسری علیست
دستِ تقدیرِ الهی باعثِ موت وحیات
شمعِ فانوسِ حقیقت ،نوربخشِ کاینات
درحریمِ جلوهٔ حسنِ ازل ،مرآت ذات
گرچه ممکن نیست سلبِ احتیاج از ممکنات
آن که مستغنی است ازدنیا ومافیها علیست
#آقا_حسین_خوانساری
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت علی علیهالسلام
📝مهدی جهاندار
نه فقط خلیل، تبر به کف
به مصاف بتکده یاعلی...
نه فقط کلیم، عصا به دست
میان شعبده یاعلی...
به رکوع آیهی إنّما
به وفای سورهی هلأتی
به حدیث قدسی لافتی
که خدا صدا زده یاعلی!
نه کسی شبیه تو تا ابد
که یَکن لکَ کفواً أحد
نه کسی شبیه تو از ازل
به جهان نیامده یاعلی!...
#مهدی_جهاندار
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت زینب سلاماللهعلیها
📝مجید لشکری
کیست که بر لوح قلم میزند؟
حول خداوند قدم میزند؟
کیست که در وزن نگنجیده است؟
کوه وِقار است و نرنجیده است؟
کیست که مختار کند جبر را؟
کیست که بیتاب کند صبر را؟
کیست خم آورده به ابروی قهر
لرزه برافکنده به زانوی شهر؟
کیست به عصمت متجلّی شده
شأن ولی را متولّی شده
او که در افلاک نبی کوکب است
زُهرهی زهرای علی زینب است
حلم مجسّمشدهی نشأتین
روح یکی جسم دوتا با حسین
خطبهاش از نهج بلاغت پر است
هیبت مولاست که در چادر است
وجه علی تا که اتم میشود
خطبهی او تیغ دو دم میشود
بدر دوم، بین کلامش نهان
فاطمه در خطبهی شامش نهان
در سخنش لحن امیر آمده است
کوکبهی دهر به زیر آمده است
صبر الهی ست، تفضّل شده است
«أخرجنا الله من الذُّل» شده است
راهبر قافلهی ماست این
زین اب و زینت زهراست این
توسن گفتار که چالاک شد
کاخ یزید از دم او خاک شد
زیر و زبر را به هم آورده است
خواهر سقّا علم آورده است
از دل این سِفلهمتکّای فرش
خیمه برافراشته در تاج عرش
میرود از خویش به حیرانیَاش
آینه از آینه گردانیَاش
جلوهی این آینه در مشرقین
سر زده از طلعت روی حسین
قسمت زینب که سفر میشود
روی حسین آینهگر میشود
گرچه به غیر از غم و غارت نبود
این سفر از جنس اسارت نبود
گرچه سزاوار به زنجیر نیست
شیر به زنجیر مگر شیر نیست
از حد اوصاف که رد میشود
دخت علی بنت اسد میشود
گو همه مغلوب که او غالب است
جان علیّ بن ابیطالب است
جان علی رنج فراوان کشید
چند بغل روضه به دامان کشید
خیز و بخوان روضهی دستار را
روضهی بیمار و پرستار را
روضه ی دروازه ی ساعات را
قافلهی مادر طاعات را
روضهی این روضه چه بود؟ آه آه
روضهی بازار یهود آه آه
قسمت زینب که الم شد الم
دست کشیدیم و قلم شد قلم
#مجید_لشکری
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت موسیبنجعفر علیهالسلام
📝حبیبالله معصوم (عاصی)
موسی جعفر ز طفلانش جدا افتاده است
سالها گویا به زندان جفا افتاده است
مثل زینب در غل و زنجیر همچون فاطمه
زیر شلاق عدو در التجا افتاده است
دختری دارد بسان مهر و ماه و آفتاب
در فراق ماه رویش او ز پا افتاده است
صبح و شب آتش بگیرد این نحیف بینوا
بسکه دلتنگ علی موسی الرضا افتاده است
باب حاجات خداوند است این مظلوم دهر
اینکه در ظلمت به زنجیر دغا افتاده است
روح بیتالله از بس در ظُلَم تعذیب دید
رونق از خورشید و از مروه صفا افتاده است
چشم طفلانش به در گریان و موسی خون جگر
اینچنین آتش به بیت اولیاء افتاده است
چونکه در زندان خبر از حال زارش میرسد
دخترش معصومه در ذکر شفا افتاده است
عاقبت آمد رضا با هیبتی از کوه غم
خواهرا خاکم به سر فصل عزا افتاده است
مصطفی در عرش میگرید خدا در فوق عرش
هالهای از غم به ذات کبریا افتاده است
ماتم عظمی کند زهرا به پا بر پور خویش
مرتضی از غم به دریای بلا افتاده است
چون خمینی موسوی باشد، کند یک انقلاب
انقلاب مهدی اندر ماجرا افتاده است
سر به دامان رضا در کنج زندان جان دهد
یاد شاه تشنهلب در کربلا افتاده است
جان زینب عمهام سوگند تا یومالابد
عاصی از لطف رضا در ارتضا افتاده است
#حبیب_الله_معصوم
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت موسیبنجعفر علیهالسلام
📝آیت الله غروی اصفهانی (کمپانی)
عمری اَر موسی کاظم ز جفا مَسجون بود
در صدف گوهرِ بحرِ عظمت مکنون بود
مظهر غیب مصون بود و حجاب ازلی
اسم اعظم ز نخست از همه کس مخزون بود
ماه کنعان بُد و شد گاه تنزّل در چاه
یا که زندان شکم ماهی و او ذوالنّون بود
کاظمُ الغَیظ که با صبر و شکیبائی او
صبر ایوب چه یک قطره که با جیحون بود
پرتوی بود که تابید از این نور جمال
آن تجلی که دل موسی از او مفتون بود
پور عمران نکشید آنچه که موسی زِ رَشید
ظلم فرعون نه همچون ستم هارون بود
پای در سلسله، سر سلسلۀ عشق نهاد
لیلی حُسن ازل را زِ ازل مفتون بود
سِندی اَر زهر ستم ریخت بکامش چه عجب
تلخی کام وی از تلخی زهر افزون بود
از رُطب سوخته موسی چه ز انگور رضا
نخل وحدت ثمرش میوۀ گوناگون بود
کس ندانست در آن حال که حالش چون گشت
غمگسار وی و غمپرور وی، بیچون بود
گر بمطموره غریبانه بجانان جان داد
دل بیگانه و خویش از غم او پر خون بود
شحنۀ شهر اگر شهره نمودش چون مهر
لیک از بار غمش فُلک فَلک مشحون بود
#آیت_الله_غروی_اصفهانی
🆔 @setayeshgaran_ashuraee
🔘حضرت موسیبنجعفر علیهالسلام
📝عاطفه جعفری
تجلی داده ای با هر دعایت روح عرفان را
فضیلت داده القابت تجلیگاه انسان را
تورا باب الحوائج! کاظم آل عبا خواندم
عبا بر سر کشیدی جان ببخشی جسم بی جان را؟
رسول الله را وقتی در آن لحظه پدر خواندی
کشیدی بر فضیلت های هارون خط بطلان را
پر و بال قنوتت را شکنجه داد با زنجیر
ولی نفرین نکردی در دعای خود نگهبان را
تو با این بردباری ها به اصحابت نشان دادی
برای کظم غیظ خود مصادیقی فراوان را
"شترها هم نباید خدمت ظالم کنند"، آری
تو روشن کرده ای با این سخن تکلیف صفوان را
اشداء علی الکفارُ کظم غیظ را با هم
نشان دادی چنین توصیه های ناب قرآن را
اگر چه ماه محبوسی و فی قعر السجون بودی
ولی روشن کند نامت در و دیوار زندان را
#عاطفه_جعفری
🆔 @setayeshgaran_ashuraee