eitaa logo
شبهای با شهدا
266 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
286 ویدیو
5 فایل
💫 در شب‌های ظلمانی ، با این ستاره ها می شود راه را پیدا کرد ✅ کاری از راویان نور
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی مادرم گفت باید با آقای همدانی جداگانه صحبت کنی اولش ترسیدم. بعد نماز خواندم و آروم شدم. با خواندن حدیث کسا آروم تر شدم. رفتم مقابل حاج آقا نشستم‌ از قبل خودم رو برای سوالات احتمالی از شغل و تحصیلات و در آمد و اعتقادات و عالم سیاست آماده کرده بودم. درست مثل پرسش کنکور برای هر سوالی پاسخی داشتم. اما حاج آقا نه از مهر دخترش حرفی زد و نه از تحصیلات و شغل و درآمد من . فقط یک جمله گفت ؛ زهرا خانم تا الان پیش من از جانب خدا بود. خیلی سعی کردم به او و بقیه بچه هام، بدم و حروم توی زندگی م نیاد. اگه قسمت بشه که با شما ازدواج کنه تنها درخواستم اینه که شما هم نون حلال بهش بدی . تو همون اولین دیدار شیفته اش شدم و گفتم تلاش می کنم مثل شما نان حلال بهش بدم. 🌹هدیه به روح سردار شهید صلوات 📚 برگرفته از کتاب ♦️ https://eitaa.com/shabhayebashohada
در مناطق مختلف، بلندگو به دست، مثل راوی ها صحبت کرد. گفت ؛ سفر راهیان نور آدابی داره. ما وقتی به زیارت یه امامزاده می ریم. اول نیت می کنیم بعد اذن دخول می گیریم و زیارت نامه و نماز می خوانیم. حالا می خواهیم به زیارت برویم . در شلمچه روی یک تانک قدیمی نشست و از همه کس تعریف کرد جز خودش، فقط احساسش را از دوری شهدا ، با اشک گفت و اشک همه را در آورد. جایی دیگر ، از قطعنامه و روزهای پایان جنگ گفت ولی هیچ حرفی از نقش خودش در هدایت نیروها برای مقابله با منافقین نزد. اما من از این و آن شنیده بودم که او و شهید صیاد شیرازی اولین فرماندهانی بودند که در این معرکه حاضر شدند. طوری خاطره می گفت که اگر کسی در دوران دفاع مقدس او را ندیده بود و با زندگی اش آشنا نبود گمان می کرد که در تمام سالهای جنگ، توی خانه نشسته بوده. یقین داشتم این تعریف از خود نکردن ، جزء آداب زیارت است زیارتی که باید خود را ندید اما گویی که او نه اینجا که همه جا و پیوسته در حال زیارت بوده. چرا که از روزی که او را می شناختم هیچ جا خودش را ندیده بود 🌹 هدیه به روح سردار شهید صلوات 📚 برگرفته از کتاب 🍃 https://eitaa.com/shabhayebashohada