سالها در طلبت جان به لبم بود و نبود
جز به سودای لبت بر دو لبم بود و نبود
یک دم آسوده خیالم به سرانجام فراق
لحظه ها ، ثانیه ها ذکر لبم بود و نبود
فرصت شرح فراقم که بدانم چونم
شعله ام سوخته ام تو همه بود و نبود
نیلیا عشقی و سر را به تنت هست هنوز؟
آخر قصه همین بود که سر بود و نبود
شعری زیبا از
#سردارشهیدسیدعباس_نیلفروشان
متخلص به نیلی
و انگار این شعر را برای خودش سروده بود😔
💠💠💠💠💠💠
در محفل ما شعر سخن می گوید
👇👇👇
@shaeranehayemahkhaky