صلی الله علیک یا صاحب الزمان 🌹🍃
چه فصلی یا چه ماهی یا چه روزی را نمیدانم
ولی یک روز برمیخیزم از خواب پریشانم
خبر گل میکند یک صبح شور انگیز از رویت
بهاران میچکد از بغض گلدان ها به دامانم
تو می آیی و از شوق ظهورت راه می افتد
صدای جویبار اشک بر پهنای ایوانم...
تو می آیی و از شوق خبر مستانه می آیم
که پیچک را میان شاخه ی سوسن برقصانم
تو می آیی و مهمان میشوی بر خانه ام روزی
معطر میشود گل های سرخ روی فنجانم
قدم هایت،قدم هایت مبادا بر زمین آید
که دیگر رو سیاهی نیست در تقدیر مژگانم
سرم خم میشود آنقدر تا بر پات می افتد
به روی سینه می آیند بی صبرانه دستانم...
سلام آقا... سلام آقا نگاهت میکنم؟ شاید
حیا دارم که چشمم رابه چشمانت بلغزانم
نگاهت میکنم... عمریست حسرت روی دل دارم
هزاران سال مرگ و زندگی رفته ست بر جانم
تورا ای آشنا انگار جایی دیده ام اما
کجا و کی؟ نمیدانم، نمیدانم... نمیدانم
تورا میبینم و یک عمر رنج دوری ات لابد
سرازیر است از این چشم های خیس بارانم
تو می آیی و من انگار چای تازه دم کردم
شکر آید مگر اینبار بر لب های قندانم
صبوری کرده ام اما کشیدم درد بی صبری
شبیه صبر ایوبم شبیه شوق سلمانم..
نبودی من یقین کردم به شک، شک را یقین کردم
نبودی آتش شک داغ زد بر جان برهانم
تو بر لبهای نورت واژه های بهتری داری...
تو رنگ نور میپاشی به این افکار الوانم
تسلسل وار روی حلقه های کفر چرخیدم
تو ایمان میچشانی بر لب درگیر عرفانم..
برایم آیهی والفجر میخوانی و میبینم
به دین تازه ات اسلام آورده است قرآنم
میان خواب هایم ، گاه رویای خوشی دارم
دلم میخواهد این رویا شود تصویر چشمانم:
تو می آیی کنار کعبه و من نیز می آیم
برای هرکه نامت را بپرسد شعر میخوانم
#ریحانه_ابوترابی
💠 @shaeranehowzavi
🌹🌹🌹🌹🌹
کانال بانوان شاعر در ایتا:
#عاطفه_جوشقانیان
@sobhetazedam
#فاطمه_عارف_نژاد
@fatemeh_arefnejad
#سعیده_کرمانی
@kaftarchahiemamreza
#مریم_بسحاق
https://eitaa.com/Bichatr_zir_baran_poem
#آمنه_رضایی
@aseman8madad
#مهتا_صانعی
@shaeranehowzavi
#فاطمه_معصومه_شریف
https://eitaa.com/masoome_sharif
#ریحانه_ابوترابی
@https://eitaa.com/joinchat/4077519164C6ffca5f589
#مهسا_ایمانی_ماه
@mahemahsa
#زهرا_سلیمی
@shabenoghreie
#نرگس_سادات_موسوی
@khatkhatism
#مارال_افشون
@poem12
💠 @shaeranehowzavi
☘☘☘
به روی دست بالا رفته عکس خنده های تو
و میگریند مادرها و دخترها برای تو
تمام پهلوان ها دور هم سر در گریبانند
و دخترها غزل ها گفته اند از ماجرای تو
زنی با اشک چادر میکشد بر روی تابوتت
شهید غیرتی و پرچم عفت لوای تو
عجیب اینجاست:"معراج شهیدان در خیابان است "
ببین جا مانده در سرخی خونت رد پای تو
صدای غیرتت، خواب خیابان را تکان میداد
کلاغان را پرانده هیبت فریاد های تو
نشان دادی رگ غیرت به چاقوهای دل هرزه
دهان خنجر آب افتاد از خشکی نای تو
شهادت سرمه ی زیبنده ی مردان میدان است
کشیده خالقت آن را به چشم با حیای تو
به جان جوجه گنجشکان، حریم امن بخشیدی
پریدن از قفس تا آسمان ها شد جزای تو
پیامت در دهان شهر میچرخد که میگویی:
"اگر من مَردم، ای ناموس، جان من فدای تو"
حیا و عفت و غیرت برایت اشک میریزد
گمانم حضرت عباس(ع) باشد در عزای تو
#ریحانه_ابوترابی
#شهید
#شهید_غیرت
#شهید_حمیدرضا_الداغی
@shaeranehowzavi
🌹🌹🌹🌹
نشستی کنج آغوشم، جهانم را بغل کردم
تو خندیدی و من رنگین کمانم را بغل کردم...
تورا دیدم تورا دیدم دوبال شوق وا کردم
پریدم آسمان بی کرانم را بغل کردم
تورا بین دو بازو آنچنان بر سینه جا دادم
شبیه یک صدف در نهانم را بغل کردم
میان دست هایم تاب خوردی روی امواجم
منم چون برکه ماه مهربانم را بغل کردم...
در آغوشم نشستی هی غزل پشت غزل آمد
دویدم شعرهای بی امانم را بغل کردم...
هزاران بار از اندوه جانم رفت و هر دفعه
نشستم با دو دست خسته، جانم را بغل کردم.
میان رنج ها هربار دیدم که تورا دارم
به شکرانه خدای مهربانم را بغل کردم
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi
🌺🌺🌺🌺
چگونه با دل افسرده ام کنار بیایم؟
نمیشود بنشینی فقط شبی تو به جایم؟
به جای من بنشینی غم فراق ببینی...
و من به جای تو از بی خیالی ام بسرایم...
عجیب نیست که بعد از هزار مرتبه مردن..
برای لحظه شمردن ، هنوز هم سرپایم...؟...
هنوز هم سرپایم شبیه کهنه چراغی
که در کنار خیابان غروب کرده صدایم
هنوز هم سرپایم شبیه مرده ی کاجی...
که صد بهار و زمستان گریسته اند برایم
خوشابه حالم اگر لحظه ای ببینمت اما
بدا به حالم اگر بعد از آن کنند جدایم
شبیه شاخه بیدم پر از صدای چکاوک
هجوم خاطره هایت نمیکنند رهایم
بدون اینکه بدانم چرا، در این خفقانم
که عشقبان یِکُمِ ارتش بدون چرایم...
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi
🥀
چگونه با دل افسرده ام کنار بیایم؟
نمیشود بنشینی فقط شبی تو به جایم؟
به جای من بنشینی غم فراق ببینی...
و من به جای تو از بی خیالی ام بسرایم...
عجیب نیست که بعد از هزار مرتبه مردن..
برای لحظه شمردن ، هنوز هم سرپایم...؟...
هنوز هم سرپایم شبیه کهنه چراغی
که در کنار خیابان غروب کرده صدایم
هنوز هم سرپایم شبیه مرده ی کاجی...
که صد بهار و زمستان گریستند برایم
خوشابه حالم اگر لحظه ای ببینمت اما
بدا به حالم اگر بعد از آن کنند جدایم
شبیه شاخه بیدم پر از صدای چکاوک
هجوم خاطره هایت نمیکنند رهایم
بدون اینکه بدانم چرا، در این خفقانم
که عشقبان یِکُمِ ارتش بدون چرایم...
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi
🌺
جنازه پشت جنازه شهید پشت شهید
نزول موشک وباران, هجوم ترس و امید
سکوت شیون نوزاد در تلاطم خون
-هنوز گوشه ی لبهاش داشت میخندید -
اگر که زنده بماند، دوباره میمیرد؟
نفس کشیدن هر لحظه در تب تردید
اهای تیر، گلوله، آهای ترکش و بمب
برای تشنگی کودکان چه آوردید؟
چقدر غنچه در این شعله ها فراوان است
بدون معجزه آتش چرا گلستان است؟!
هزار پیکر مجهول بی نشان داریم
بجنگ دشمن صهیون! هنوز جان داریم
بکوب، خانه ام آباد تر شده ای جنگ
برای خرد شدن باز استخوان داریم
بیا بیا و ازین خون تازه، عکس بگیر
که در حضور خدا کار با جهان داریم
به قتل صبر بکش کودکان کم جان را
برای کشته شدن تا ابد زمان داریم...
که قطره قطره ی این خون به موج می افتد
رسیده ظلم به اوج و از اوج می افتد
تورا نرانم اگر از زمین خود، ننگ است
بترس دشمن صهیون که غزه دلتنگ است
جوان؟ جوان که بماند, جوان به جای خودش...
که شیرخواره مان در کشاکش جنگ است
شکست هیمنه ات تا ابد، بسوز ای دیو
رجز نخوان که حنایت عجیب بی رنگ است
هنوز اسلحه ی مادران ما آه است
هنوز اسلحه ات، ساحرانه نیرنگ است
جهان برای تو باشد خدا ولی با ماست
به کفر تکیه بزن ، شیعه ی علی باماست
آهای غزه گلویت به خون گرفتار است
دوچشم خیس کبودت هنوز بیدار است
هزار راکت و موشک، هزار تن کودک
چه رزم تن به تنی، این دگر چه پیکار است
برای هر خبری، زخم تازه ای داری...
و زخم از تو شمردن عجیب دشوار است
بگو که مرگ بیفتد به جان اسرائیل
که مرگ گفتن بر ظالمان سزاوار است
نترس تا بشِکافد خروش دریا را
که اژدها بکند چوب دست موسی را
اگرچه در تب خون، باز خاک من وطن است
زمین بی رمق چاک چاک من وطن است
اگر چه خانه شده گور دسته جمعی مان
همین خرابه ی اندوهناک من وطن است
نَمیرم و بروم؟ خواب دیدی ای صهیون
بزن که خانه ی خونین پلاک من وطن است
نجاستی و تورا خاکمال خواهم کرد
زمین مسجد الاقصای پاک من وطن است
شکفته از خفقان، های های آزادی
تمام خون فلسطین فدای آزادی
#ریحانه_ابوترابی
#فلسطین_ارض_المسلمین
@shaeranehowzavi
اثر خانم ریحانه ابوترابی که در کنگره "همسنگ طوفان "برگزیده شد ؛
بخوانیم:
جنازه پشت جنازه شهید پشت شهید
نزول موشک وباران, هجوم ترس و امید
سکوت شیون نوزاد در تلاطم خون
-هنوز گوشه ی لبهاش داشت میخندید -
اگر که زنده بماند، دوباره میمیرد؟
نفس کشیدن هر لحظه در تب تردید
اهای تیر، گلوله، آهای ترکش و بمب
برای تشنگی کودکان چه آوردید؟
چقدر غنچه در این شعله ها فراوان است
بدون معجزه آتش چرا گلستان است؟!
هزار پیکر مجهول بی نشان داریم
بجنگ دشمن صهیون! هنوز جان داریم
بکوب، خانه ام آباد تر شده ای جنگ
برای خرد شدن باز استخوان داریم
بیا بیا و ازین خون تازه، عکس بگیر
که در حضور خدا کار با جهان داریم
به قتل صبر بکش کودکان کم جان را
برای کشته شدن تا ابد زمان داریم...
که قطره قطره ی این خون به موج می افتد
رسیده ظلم به اوج و از اوج می افتد
تورا نرانم اگر از زمین خود، ننگ است
بترس دشمن صهیون که غزه دلتنگ است
جوان؟ جوان که بماند, جوان به جای خودش...
که شیرخواره مان در کشاکش جنگ است
شکست هیمنه ات تا ابد، بسوز ای دیو
رجز نخوان که حنایت عجیب بی رنگ است
هنوز اسلحه ی مادران ما آه است
هنوز اسلحه ات، ساحرانه نیرنگ است
جهان برای تو باشد خدا ولی با ماست
به کفر تکیه بزن ، شیعه ی علی باماست
آهای غزه گلویت به خون گرفتار است
دوچشم خیس کبودت هنوز بیدار است
هزار راکت و موشک، هزار تن کودک
چه رزم تن به تنی، این دگر چه پیکار است
برای هر خبری، زخم تازه ای داری...
و زخم از تو شمردن عجیب دشوار است
بگو که مرگ بیفتد به جان اسرائیل
که مرگ گفتن بر ظالمان سزاوار است
نترس تا بشِکافد خروش دریا را
که اژدها بکند چوب دست موسی را
اگرچه در تب خون، باز خاک من وطن است
زمین بی رمق چاک چاک من وطن است
اگر چه خانه شده گور دسته جمعی مان
همین خرابه ی اندوهناک من وطن است
نَمیرم و بروم؟ خواب دیدی ای صهیون
بزن که خانه ی خونین پلاک من وطن است
نجاستی و تورا خاکمال خواهم کرد
زمین مسجد الاقصای پاک من وطن است
شکفته از خفقان، های های آزادی
تمام خون فلسطین فدای آزادی
#ریحانه_ابوترابی
#کنگره_همسنگ_طوفان
#طوفان_الاقصی
@shaeranehowzavi
غرق گوهر شدند چشمانم
محو دلبر شدند چشمانم
از همان لحظه که تورا دیدم
محترم تر شدند چشمانم
#ریحانه_ابوترابی
#روایت_دیدار
@shaeranehowzavi
میان غرش طوفان به هم تنیده تنم
گلی که نور محبت به خود ندیده منم
بهار آمده اما تگرگ آورده ست...
نمانده غیر جراحت به روی پیرهنم...
دوباره میل شکفتن به جانم افتاده
ولی به سوز خزان باز بسته شد دهنم
میان خلوت گلدان خویش میخشکم
به پیشواز خزان برگ و ساقه میشکنم
...
سلام خواب زمستانی ام، خوش آمده ای
به برگ برگ وجودم... به رنگ رنگ تنم...
بخواب ای گل خوشبو... بخواب ریحانه...
که در بهاربهشتش تورا صدا بزنم...
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi
در سینه دارم غصه های یک جهان را
در چشم هایم ابرهای آسمان را
اندازه ی یک شهر حرف تازه دارم
کنج گلویم بغض را!این استخوان را...
شعری به جای قند بر لب میگذارم
سر میکشم اندوه تلخ استکان را
ارام در پس کوچه های شهر دلگیر
رد میکنم از زیر چشمم دوستان را
پیش آمده عرض سلامی کرده باشم
انداختم گاهی به زحمت دیگران را..
من با کبوترها صمیمی تر ازاینم
حظ میبرم پرواز های ناگهان را
گنجشک ها، گنجشک ها را دوست دارم
بر بال دارم زخم سنگ کودکان را
با یاسمن ها نسبتی دیرینه دارم
حس میکنم این شاعران بی زبان را
حتی علف را محترم تر میشمارم
این سبزهای ساده ی بی باغبان را
اینگونه شیرین میزنم در اوج تلخی
تاسیس کردم مجمع دیوانگان را
یکروز یک گنجشک من را میسراید...
این شاعر بی دفتر بی داستان را
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi
ای کاش میشد گندمی باشم
یا نان گرمی زیر دندانت
یا پسته ای، یا مغز بادامی
یا سیب سرخی بین دستانت
ای کاش جای قطره های اشک
آبی گوارا بر لبت بودم
ای کاش جای داغ در سینه
شمع فروزان شبت بودم
ای کاش میشد مادری باشم
با روی باز و یک جهان آغوش
یا کاش میشد یک پدر باشم
با کیسه هایی از غذا بر دوش
ای کاش میشد مرهمی باشم
بر زخم های تازه ی روحت
ای کاش میشد خنده ای باشم
بر روی لب ها جای اندوهت
ای کاش میشد قوتی باشم
تا استخوانت را برویانم
یا کاش در رگهات میجوشید
با هر نفس یک جرعه از جانم
ای کاش میشد درد را بوسید
یا گشنگی را لحظه ای خواباند
یا تشنه بودن را فراری داد
ای کاش میشد رنج را ترساند
من کیستم؟ من کاش و ای کاشم
من حسرتم من آه هرروزم
من شعله ای کوچک در این دنیام
هرروز با داغ تو میسوزم
یک روز آخر با همین آهم
تیشه بر این بنیاد خواهم زد
من بر سر دنیای ساکت ها
این رنج را فریاد خواهم زد:
چشمان غزه اشک آلود است
دستان غزه سست و بی جان است
لبهای غزه خشک و بی رنگ است
همسایه ی غزه مسلمان است!
◾
◾
پ. ن :
هر کودکی در غزه جان میداد
بر جان ما یک زخم کاری بود
جان میدهیم اما نمیمیریم
ای کاش مردن اختیاری بود
#ریحانه_ابوترابی
@shaeranehowzavi