eitaa logo
🇮🇷دلم آسمون میخاد🇮🇷
3.1هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
12.6هزار ویدیو
119 فایل
﴾﷽﴿ °. -ناشناسمون:بگوشم 👇! https://harfeto.timefriend.net/17341201133437 . -شروط‌وسفارشات↓ @asemohiha . ارتباط با مدیر کانال @Majnoon1108 . •|🌿|کانال‌وقفِ‌سیدالشهداست|🌿|• . -کپی‌‌محتوای‌کانال = آزاد✋
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷دلم آسمون میخاد🇮🇷
بسم الله الرحمان الرحیم💎♥️🌱 #سه_دقیقه_در_قیامت #پارت_پانزدهم البته فکر🤔 و نیت✨ کار خوب، در بیشتر ص
بسم الله الرحمان الرحیم 💎♥️🌱 {نجات یک انسان} همین طور که با ناراحتی😔، کتاب📖 اعمالم را ورق می زدم و با اعمال نابود💥 شده مواجه می شدم، یکباره دیدم بالای صفحه با خط درشت نوشته شده:[ نجات یک انسان]🦋 خوب به یاد داشتم که ماجرا چیست😊 . این کار خالصانه برای خدا بود😇 . به خودم افتخار کردم ☺️و گفتم: خدا را شکر😍 . این کار را واقعا خالصانه برای خدا انجام دادم . ماجرا از این قرار بود که یک روز☀️ در دوران جوانی با دوستانم برای تفریح و شنا کردن🌊، به اطراف سد زاینده‌رود رفتیم . رودخانه در آن دوران پر از آب بود و ما هم مشغول تفریح⚽️ . یکباره صدای جیغ زدن یک زن و فریاد های یک مرد همه را میخکوب کرد😳! یک پسر بچه داخل آب افتاده بود و دست و پا میزد😱، هیچ کس هم جرات نمی کرد داخل آب بپرد و بچه را نجات دهد . من شنا و غریق نجات بلد بودم . آماده شدم که به داخل آب بروم اما رفقایم مانع شدند!🙁 آنها می گفتند: اینجا نزدیک سد است و ممکن است تو را به زیر بکشد وبا خودش ببرد 🤦🏻‍♂. خطرناک است و..... اما یک لحظه با خودم گفتم: فقط برای خدا 🙃و پریدم توی آب، خدا را شکر که توانستم این بچه را نجات بدهم🙏🏻😍 . هر طور بود او را به ساحل آوردم و با کمک رفقا بیرون آمدیم . پدر و مادرش حسابی از من تشکر کردند 🤩‌. خودم را خشک کردم و لباسم را عوض کردم . آماده رفتن شدیم . خانواده این بچه شماره تماس وآدرس من را گرفتند . این عمل خالصانه خیلی خود در پیشگاه خداوند ثبت شده بود . من هم خوشحال بودم 😇. لااقل کار خوب با نیت الهی😙 پیدا کردم . می دانستم که گاهی وقت ها ، یک عمل خوب با نیت خالص، یک انسان را در آن اوضاع نجات میدهد ❤️. از اینکه این عمل،خیلی بزرگ در نامه عمل نوشته شده بود فهمیدم کارم مهمی کرده ام . اما یکباره مشاهده کردم که این عمل خالصانه هم در حال پاک شدن است😟 . با ناراحتی گفتم: مگه نگفتید فقط کارهایی که خالصانه برای خدا باشه حفظ میشه، خب من این کار رو فقط برای خدا انجام دادم . پس چرا داره پاک میشه😥؟! جوان پشت میز لبخندی زد و گفت: درست میگی، اما شما در مسیر برگشت به سمت خانه با خودت چه گفتی🙂؟ یکباره فیلم آن لحظات دیدم😞 . 🇮🇷🍃ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📿 ♥️🌿↓ @shahadat_arezoomee ما دادیم که شهادت زیباست↑🌿🍁
🇮🇷دلم آسمون میخاد🇮🇷
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂 🍂🍃 🍂 #نسل_سوخته #پارت_پانزدهم امتحان خدا یا... _آقا ن
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂 🍂🍃 🍂 نامه های بی شاید _با خودت فکر نکردی اگر فکر کنم همه اش رو تقلب کردی و کلا بهت صفر بدم چی؟ ترسیدم جواب بدم دوباره یکی یه چیز دیگه بگه اما سکوت عمیقی فضا رو پر کرد یهو یاد حرف حضرت علی افتادم که روی دیوار مدرسه نوشته بودن _آقا ما اونقدر از شما چیز های با ارزش یاد گرفتیم که بنده شما بشیم حقی از ما وسط نیستنمره علون رو ثلث سوم میشه جبران کرد اما دیگه نتونستم حرفم رو ادامه بدم و سرم رو انداختم پایین دوباره دفتر ساکت شد _برو درم پشت سرت ببند کارنامه هارو که دادن علوم ۲۰شده بودم،اولین بارم بود که از دیدن نمره ۲۰اصلا خوشحال نشده بودم کارنامه ام ر برداشتم و رفتم مسجد نماز که تمام شد رفتم جلو نشستم کنار امام جماعت _حاج آقا یه سوال داشتم از حالت جدی من خنده اش گرفته بود _بگو پسرم حاج آقا من سر امتحان علوم تقلب کرده بودم بعد یاد حرف شما افتادم که از قول امام گفتید این کار حق الناس و حرامه و بعدا لقمه رو حرام می کنه منم رفتم و گفتم اما معلم مون باز بهم ۲۰دادهالان هنوز گناهکارم یا نه؟ پولم حروم میشه یا نه خنده اش محوشد مات و متحیر مونده بود چه جوابی به یه بچه بده همیشه می گفت _به جای ترسوندن بچه ها از جهنم و عذاب از لطف و رحمت و محبت خدا در گوششون بگین برای بعضی چیزا باید بزرگتر بشن حالا یه بچه اومده چنین سوالی نی پرسه همین طور دونه های تسبیحش رو توی دستش بالا و پایین می کرد _سوال سختیه اینکه شما با این کار چشمت مال یکی دیگه رو دزدیده و حق الناس گردنت بوده، توش شکی نیست اما علم من در این حد نیست که بدونم آینده شنا چی میشه؟آیاتوی آینده تو تأثیری داره؟و لقمه ات رو حروم میکنه یا نه اما فکر می کنم وظیفه از شما ساقط شده چون شما گفتی که این کار رو کردی و در صدد جبران بر اومدی نا خود آگاه در حالی که سرم رو تکان می دادم انداختمش پایین _ممنون حاج آقا ولی نامه اعمال رو با فکر می کنم و حدس می زنمو اما و اگر و شاید نمی نویسن... و بلند شدم و رفتم... تا شنبه دل تو دلم نبود،سر نماز از خدا خجالت می کشیدم چنان حس عذابی بهم دست داده بود که حس می کردم الان عذاب نازل بشه،سبک تر از حال و روز منه شنبه روزود تر از همیشه از خونه زدم بیرون کارنامه به دیت و امضا شده رفتم جلوی دفتر در زدم و رفتم تو... ★🌻★ . ↓ . 📿 🌿 ʝσɨŋ»https://eitaa.com/joinchat/958332942Cbe70f94293 🍃•😌√ 🇮🇷✌️ 🍃 🍃🍂 🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃