در استفاده از نعمتهای الهی و حتی غذای روزمره میانهروی میكرد.
او خود را آماده رفتن كرده بود و همواره برای كم كردن تعلقات مادی تلاش میكرد.
ایثار و فداكاری او در تمام زمینهها، بیانگر این ویژگی و خصوصیتش بود.
#شهید_مهدی_زین_الدین 🕊
🌹
خواستگاری اومد گفت:
من چهار تا زن دارم!
اول با سپاه ازدواج کردم
بعد با جبهه
بعد با شهادت
آخرش با تو...
#شهید_مهدی_زین_الدین 🕊🌱
┄┅─✵🕊✵─┅┄
964.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬#صوت_شـهید
" انجام تڪلیف الهے "
#شهید_مهدی_زین_الدین♥️🕊
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b
┄═🌿🌹🌿═┄
💌 #شھـــــیدانه
🌾 سه روز بود که مهدی چشم روی چشم نگذاشته بود. همان طور که بی سیم در دستش بود، خوابش گرفت.
اسماعیل صادقی گفت: صدای بی سیم را کم کن و آرام صحبت کن تا آقا مهدی دقایقی بخوابد.
🕒 یک ربع نشده سراسیمه از خواب بیدار شد. رفت بیرون. قدم می زد و خیلی ناراحت بود. می گفت: چرا گذاشتید بخوابم؟ بچه های مردم درخط مقدم زیر آتش و من اینجا راحت گرفته وخوابیده ام طوری به خودش نهیب می زد که انگار سه روز است که خوابیده است.
#شهید_مهدی_زین_الدین🌷
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b
در میان بسیجی ها از محبوبیت عجیبی برخوردار بود.
بچه ها وقتی او را در کنار خود می دیدند، گاه با شور و هلهله می دویدند دنبالش، آن وقت سر دست بلندش می کردند و شعار « فرمانده ی آزاده...» را سر می دادند و به این ترتیب، از جان گذشتگی خود را به فرمانده شان اعلام می کردند.
دوستی می گفت:
یک بار پس از چنین قضایایی که آقا مهدی به سختی توانست خودش را از چنگ بچه های بسیجی خلاص کند، با چشمانی اشک آلود نشسته بود به تأدیب نفس.
با تشر به خود می گفت: مهـــدی! خیال نکن کسی شده ای که این ها این قدر به تو اهمیت می دهند. تو هیـــچ نیستی، تو خــاک پــای بسیجیانی...
همین طور می گفت و آرام آرام می گریست...
#شهید_مهدی_زین_الدین 🕊🌱
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b
اومده بود مرخصی بگيره،
يه نگاهی بهش کرد، گفت:
ميخوای بری ازدواج کنی؟
گفت: بله ميخوام برم خواستگاری 😊
- خب بيا خواهر منو بگير!
- جدی ميگی آقا مهدی؟؟ 😳
+ به خانوادت بگو برن ببينن اگر پسنديدن بيا مرخصی بگير برو 😉
اون بنده خدا هم خوشحال دويده بود مخابرات تماس گرفته بود به خانوادش گفته بود:
فرمانده ی لشکرمون گفته بيا خواهر منو بگير، زود بريد خواستگاريش خبرشو به من بديد 😍
بچه های مخابرات مرده بودن از خنده 🤣
پرسيده بود: چرا ميخنديد؟
خودش گفت بيا خواستگاری خواهر من!
گفته بودن: بنده خدا...
آقا مهدی سه تا خواهر داره، دوتاشون ازدواج کردن، يکيشونم يکی دو ماهشه 😶🤣
#شهید_مهدی_زین_الدین 🕊🌱
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b
ساعت ده یازده بود که آمد، حتی لای موهایش پُر از شن بود. سفره را انداختم. گفتم: تا تو شروع کنی، من لیلا رو بخوابونم. گفت: نه، صبر میکنم با هم بخوریم. وقتی برگشتم، دیدم کنار سفره خوابش برده. داشتم پوتینهایش را درمیآوردم که بیدار شد. گفت: میخوای شرمندهام کنی؟ گفتم: آخه خستهای. گفت: نه، تازه میخوایم با هم شام بخوریم.
#شهید_مهدی_زین_الدین
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b
💢 وضعیت #حجاب زنان سوریه ناراحتش کرده بود.
⚠️ نمیتوانست ببیند یک کشور اسلامی به چنین روزی افتاده باشد.
✖️ گفت: «نباید بی تفاوت باشیم.»
✍🏻 نامه ای انتقادی نوشت و اولش را با این آیه شروع کرد:
✨«إنّ اللهَ لا یُغَیر ما بقومٍ حتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم...»
داد دست یکی از مسئولان سوری.
🔸زین الدین معتقد بود به هر میزان که از دستمان برمی آید باید #امر_به_معروف_ونهی_از_منکر کنیم.
#شهید_مهدی_زین_الدین
رفاقت تا شهادت
┄┅─✵🕊✵─┅┄
https://eitaa.com/joinchat/3741843547C517158791b