آخرین کتاب حقیر
#حمزه
#خاطرات_شهید_محمدحسین_حمزه
#شهید_مدافع_حرم
#حقیر
#سایر_تالیفات
لینک خرید :
https://ketabejamkaran.ir/104553/%D8%AD%D9%85%D8%B2%D9%87/
@shahid_ketabi
مصاحبه #حقیر با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در خصوص کتاب «#حمزه»👇
http://www.ibna.ir/fa/longint/306680/
#شهید_مدافع_حرم
#خاطرات_شهید_محمدحسین_حمزه
#مصاحبه_و_دیدگاهها
@shahid_ketabi
🌹شهید محمدرضا دهقان :
سعی ڪن مدافـع قلبت باشی از نفوذ
شیــطان،
شاید سختتر از «مدافع حرم» بودن، «مــدافــع قلـب» شدن باشد... .
#تلنگر
#شهدا
#شهید_مدافع_حرم
#خاطرات_شهیدان
#شهیدانه
➫ @shahid_ketabi
«دوستان با معرفت ! همرزمان بسیجیام ! چند نکته حسب وظیفه به شما سفارش میکنم :
وقتی کار فرهنگی را شروع میکنید، با اولین چیزی که باید بجنگیم خودمان هستیم.
وقتی که کارتان میگیرد و دورتان شلوغ میشود، تازه اول مبارزه است. زیرا شیطان به سراغتان میآید. اگر فکر کردهاید که شیطان میگذارد شما به راحتی برای حزبالله نیرو جذب کنید، هرگز...!
اگر میخواهید کارتان برکت پیدا کند، به خانواده #شهدا سر بزنید، زندگینامه شهدا را بخوانید. سعی کنید در روحیه خود #شهادت_طلبی را پرورش دهید...
سخنان #مقام_معظم_رهبری را حتما گوش کنید، قلب شما را بیدار میکند و راه درست را نشانتان میدهد
دعای ندبه و #هیئت_چهارشنبه را محکم بچسبید.
#خودسازی دغدغه اصلی شما باشد..
#تلنگر
#وصیت_نامه
#شهید_صدرزاده
#عشق_من
#اسناد
#شهید_مدافع_حرم
@shahid_ketabi
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ روز پدر ... به نام پدر ...
🔹 امام خامنهای:
فرزندان #شهدا به نام پدرانشان افتخار کنند. آنها کسانی بودند که در راه حفظ میهن، استقلال و شرف ملّی ایستادگی کردند. ۸۶/۲/۲۷ |
#ویژه
#میلاد_امام_علی(ع) مبارک باد
#روز_پدر
#شهید_فاطمی_اطهر
#شهید_مدافع_حرم
💖 @shahid_ketabi
19.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به یاد #شهید_مدافع_حرم «محسن قوطاسلو»
🌹 به یاد زمزمههایش که آرزو میکرد برای #شهادت و پیوستن به کاروان حسین(ع)
🇮🇷 ارتش و ارتشی باید به پرورش چنین افسرانی بر خود ببالد...
#برای_ایران
@shahid_ketabi
♨️توصیه به تمام فعالان فرهنگی!
📍فرازهای مهمی از وصیتنامه #شهید_مدافع_حرم در تاسوعای حسینی، #مصطفی_صدرزاده ؛ متولد ۱۳۶۵
📍شهیدی که رهبرمعظمانقلاب بارها از او یاد کردهاند و دیروز در حرم مطهر درباره این #شهید فرمودند:
"گاهی اوقات شما میبینید از یک روستا یک شخصیت منور و نورانی برمیخیزد. از یک روستای اطراف شهریار یک جوان فداکار و نورانی مثل مصطفی صدرزاده به وجود میآید. ما از این مصطفیهای صدرزاده در تمام سرتاسر کشور بسیار داریم، هزاران داریم اینها همه امیدبخش است" ۱۴۰۲/۳/۱۴
#عشق_من
#امام_خمینی
#امام_امت
#حجاب
#اگر_امام_خمینی_نبود
#امام_زمان
@shahid_ketabi
یک بار رواق امام رضا(ع) نشسته بودیم و هر کدام توی حال خودمان مشغول خواندن ادعیه بودیم. یک لحظه چشمم به محمدحسین افتاد. دیدم سرش رفته توی کتاب دعا و حس و حال عجیبی دارد. بنظرم زیارت عاشورا میخواند. دوباره سرم را گرم کار خودم کردم. اما طاقت نیاوردم و باز نگاهش کردم. انگار در دنیای دیگری بود. عجیب غرقِ فکر بود. مقداری که نشستیم، رفتم زیارت کردم و برگشتم. بعد او بلند شد که برود. دیدم هنوز تو خودش است. تا خواست برود، پایش را چسبیدم و گفتم: «محمدحسین! مدیونی اگه بِری شهادتت رو پیش #امام_رضا بگیری و بیای.» نمیدانم چرا این حس بهم دست داده بود. گفتم الان میرود و میگیرد و برمیگردد. گواهیِ دلم بود؛ بیخودی.
یکی دو بار به جان بچهها قسمش دادم که: «محمدحسین، نگیر.» بار اول گفت: «نه». دوباره هم که تاکید کردم گفت: «نه بابا!» همین. و رفت.
یک ربعی طول کشید برگردد. آمد و دیدم بهتر شده و قبراق است. گفتم لابد سبک شده و طبیعی است. بلند شدم برویم.
جلوی رواق امام رضا(ع) بچهها گفتند آب میخواهیم. رفتم برایشان آب ریختم و برگشتم. وقتی لیوان آب را دادم دستشان، یک آن چشمم خورد به محمدحسین. رو به گنبد ایستاده بود و دستهایش را به طرف آن دراز کرده بود. برای یک لحظه حس کردم محمدحسین را دارند میشویند. انگار سرتاپایش را شستند؛ از بالا به پایین. این را واقعاً دیدم... . یقین پیدا کردم همانجا پاک شده. تا این صحنه را دیدم، ناخوآگاه توی دهنم چرخید و گفتم: «خدا ازت نگذره که شهادتتو گرفتی... .»
لیوان از دستم افتاد و دیگر اعصابم ریخت به هم و فکرم مشغول شد.
توی راه برگشت به باب الجواد(ع)، دلم طاقت نیاورد و به خانمش گفتم قسمتان میدهم نگذارید این بار به سوریه برود. خانمش با تعجب ازم پرسید: «چرا؟» گفتم: «فقط نذار بره.»
محمدحسین سرش پایین بود و ذکر میگفت و میآمد. حتی در راه، بچه را توی رواق جا گذاشت؛ زینب را. تا فهمیدم شروع کردم با او جر و بحث کردن که «تو حواست کجاست؟» میخواستم دقِّ دلیام را خالی کنم. علناً برایش داد زدم و بهش گفتم: «رفتی شهادتتو گرفتی و بچه رو فراموش کردی!» خانمش شنید. پرسید: «چی میگید؟!» دیگر نفهمیدم چه از دهنم در میآید. گفتم: «این بَشَرو به زینبتون قسم دادم که شهادتشو نگیره. ولی او گرفت!» گفتم خودم دیدم پای آبخوری شُستنَش و به چشمْ دیدم پاکش کردند.
خیلی حواسم به دور و برم نبود. داغ کرده بودم. یک مقدار به خودم آمدم. به خودش نگاه کردم و ادامه دادم: «توی این شوق و ذوق، بچه رو فراموش کردی؟» ولی او چیزی نمیگفت. ذکرگویان، دوید دنبال بچه. من هم پشتش راه افتادم و از پشت سر برایش غُرغُر میکردم. ولی او راه خودش را میرفت. انگار نه انگار.
چند قدم مانده به رواق امام رضا(ع)، یکهو محمدحسین بغلش را باز کرد و وسط جمعیت دخترش را در آغوش گرفت. نفهمیدم توی آن شلوغی چطور بچه را پیدا کرد. تا بغلش کرد، شروع کرد به عذرخواهی و مدام میبوسیدش. زینب هم زهرهترک شده بود. یکی از خادمها وقتی مرا دید و صدای مرا شنید با تعجب پرسید: «چی شده؟» دوباره هر چه را دیده بودم تکرار کردم... .
همه میگویند، #شهید با ریختن خونش پاک میشود. ولی من معتقدم محمدحسین، قبل از شهادتش پاک شد.
برشی از خاطرات #شهید_محمدحسین_حمزه که #حقیر در کتاب #حمزه نیاوردم.
توصیه میکنم حتما بخونید !
خاصه..
مثل بیشتر خاطراتش
#سایر_تالیفات
#شهید_مدافع_حرم
#کپی_فقط_با_ذکر_منبع_مجاز_است
@shahid_ketabi
محمدحسین رابطه خوبی با #شهدا داشت؛ از این نکته هم نباید غفلت کرد. او از بچگی با خاطرات امثال «#کاظم_عاملو» بزرگ شد؛ شهیدی که امام زمانی بود و از حضرت دم میزد. نَفَسِ این شهیدی که مورد عنایت بود به نفسِ محمدحسین گِره خورده بود. خلاصه از کسانی بوده که وصلِ به شهدا بود و از طریق آنها با امام زمان(عج) خودش... .
همه، عنایت حضرات معصومین(ع) را به عینه دیدیم. اما محمدحسین از همه نزدیکتر. ایمان قوی میخواست که او داشت.
برای خودم حداقل چند اتفاق افتاد که یقین کردم این گلولهباران(منطقه درگیری در سوریه) و هدفش، حساب و کتاب دارد.
یکی از آنها این خاطره است:
مسئول ایثارگران فاطمیون در «الحاضر»، روحانی سیدی بود. خودش برای ما میگفت که من در کفْن و دفن خیلی از فاطمیون حاضر بودم. دقت کردم و دیدم بسیاری از نیروهای فاطمی، از ناحیه پهلو تیرخوردهاند؛ قسم میخورد! و این را یک نشانه و سند تأیید میدانست.
خودش میگفت شبی خواب حضرت صدیقه طاهره(س) را دیدم. مشاهده کردم حضرت، دو دست خود را بالا آورده و نگه داشته است. دیدم یک دستِ حضرت، سوراخ سوراخ است و دستِ دیگرش خونی است. با تعجب گفتم: «مادر جان! اینا چیه؟» خانم فرمودند: «من با یک دستم، بچههای شهید خودم را جمع میکنم و با دست دیگرم جلوی تیر و ترکشهای دشمن را میگیرم... .»
مکاشفه عجیبی بود.
برشی از کتاب #حمزه خاطرات #شهید_محمدحسین_حمزه که در کتاب نیاوردم
#شهید_مدافع_حرم
#سایر_تالیفات
#کپی_فقط_با_ذکر_منبع_مجاز_است
@shahid_ketabi
3.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گریههای سوزناک مهدی زادهاکبر فرزند شهید مدافع حرم علی زادهاکبر، پسربچهای که در دوران کودکی، پدرش به درجه #شهادت نائل شد.
#شهید_علی_زادهاکبر اولین #شهید_مدافع_حرم شهرستان کاشمر و اولین شهید تیپ زرهی ۲۱ امام رضا(ع) است.
این سرباز فداکار ولایت در ۲۸ مردادماه ۱۳۹۲ در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) شهد شیرین شهادت را نوشید و مهمان سفره سید و سالار شهیدان شد.
#ماه_رمضان
@shahid_ketabi
محمد و محمدحسین هر دو در دنیایی متفاوت قد میکشند؛
یکی بانکی👨💻 است و آنیکی پاسدار!🫡
یکی دنبال آموزشهای یوگا🧘♂ است و در حالوهوای رفتن به شائولین⛩ به سر میبرد،
آنیکی دنبال یادگیریِ بهروزترین تسلیحات فردی و جمعی💣🔫 دنیا است!
یکی زیر کولر گازی، چک و سفته💵 مشتری را میگیرد،
آنیکی در پادگان خاکوخلِ آموزش🪂 را میخورد!
یکی برادر دو شهید است😇،
آنیکی فکوفامیلاش بیش از ۲۰ شهید تقدیم انقلاب کردهاند!
یکی دو تا جگر گوشه دارد👨👩👧👦،
آنیکی دوتا، بعلاوه یک تورراهی!👨🍼
دنیا🌎 میچرخد و میچرخد!
هر دو به آبوآتش میزنند که از اعزام فروردین ۱۳۹۵ سوریه جا نمانند!
هر دو به سد مخالفت خانواده برمیخورند و هر دو دل از دنیا میبُرند🙇♂
هر دو میروند دمشق✨
و از همه جالبتر
هر دو عیناً فداکاری میکنند برای عقبنشینی نیروها و سینه را مقابل گلوله داعش کثیف💩 سپر میکنند؛💪
و هر دو در خناصِر، شربت شیرین🥤 شهادت را مینوشند و به آسمانها💫 پر میکشند.
و حالا امروز سالگرد شهادت هر دوی آنهاست؛
محمد قنبریان و محمدحسین حمزه
هردو میشوند#شهید_مدافع_حرم👑
چقدر تنفس در فضای نگارش کتابِ این دو شهید را دوست داشتم و معنویتی که در زندگیام جاریوساری کرد🤲
محمد جان!
محمدحسین عزیز!
مرا از یاد نبرید
که بیشما و بیشهدا هیچم!😔
اما شما رفقا!🤝
جسارتاً😅
اگر مثل بعضیها سرگرم چرخ زدنهای بیهوده😵💫 در کانالهای کپیپِیستی🖥 نیستید،
کتاب📖 👈#حمزه و #شائولین_تا_شام👉 را بخوانید!
سالهاست سعی کردم -به قول رهبری و اگر خدا قبول کند- محتوا تولید کنم!📚
امیدوارم کموزیاد را ببخشند.🙏
#مذاکره
#سالگرد_شهادت
@shahid_ketabi