فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 هیئتی که اهلسنت در آن خادمی میکنند
🔹هیئت فرزندان شهدا ۱۵ سال است که در محدودهٔ خیابان فاطمی مجلس عزاداری دارد که در روز عاشورا با همکاریِ هموطنان اهلسنت، ۵۰۰ عزادار را اطعام میکند.
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
﷽
چه خبر است این قدر شلوغش میکنید؟ هر سال روضه و گریه و نذری و خرجی؟ دست به ریشش کشید و گفت ما دوازده بار شلوغش نکردیم و دور هم جمع نشدیم؛ داغش را هم دیدیم. یکی شد حمله به بیت فاطمه. یکی شد تنهایی علی در کوفه. یکی شد خنجر روی ران پای حسن. یکی شد واقعهی کربلا. و یکی یکی جمع نشدنهامان شد یکی یکی تنها شدن پسران فاطمه در طول تاریخ. تا آن جا که امام دوازدهم از بین ما غایب شد و هزار سال است که تاوان جمع نشدنهایمان و شلوغ نکردنهایمان را میدهیم.
حالا اما عزم کردهایم شلوغش کنیم. ما «دم المظلوم» را آن قدر فریاد میزنیم که همه عالم را خبر کنیم. ما آن قدر هر سال دور هم جمع میشویم و آن قدر نامش را فریاد میزنیم که چشم همه عالم را خیره و گوش همه عالم را پر کنیم.
و در این جمع شدنها، محور خون است. ما جمع میشویم دور حسین. ما با نام حسین شلوغی میکنیم. هر کس در هر جای عالم ذکر حسین را بگوید، ما دورش جمع میشویم. ما شلوغش میکنیم تا پسر حسین را برگردانیم.
حلقههای سینهزنی ما، همان دایره است که فرمود «عاقلان نقطه پرگار وجودند؛ ولی / عشق داند که در این دایره سرگردانند»
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥بهم ریختن تعزیه روز عاشورا
گریه یزید تعزیه حین اجرا در حسینیه معلی / کاش دستام بشکنه ...😭😭
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
61.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی #فوق_العاده
از شهید #ظهر_عاشورا بهمراه فیلمی از شهید در داخل ماشین هنگام عزیمت به سامرا با #خاطره_گویی_همرزم_شهید (همرزمی که بالای سر پیکر شهید حاضر شده بود)
شهید #وحید_نومی_گلزار
#از_دست_ندهید😭
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
4_5933810727482556663.mp3
3.15M
مصاحبه با همسر شهید #مصطفی_صدرزاده
گفت میخوام برات یه خونه بخرم که هرروز به وسعت خونت اضافه بشه
تنها سرمایه زندگی ما شد حسینیه
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) به روايت شهيد مدافع حرم مرتضى عطايى (ابوعلى)؛
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقين🌷
"شهيدان را شهيدان مى شناسند، بخش بيست و نهم" ...
🔻هميشه عادت داشت زيارت عاشوراء را آرام بخواند. اما روزهاى آخر زيارت عاشوراء را با صداى بلند مى خواند. انگار مى دانست روزهاى آخرش است.
🔸دو روز قبل از شهادتش با هم توى ماشين نشسته بوديم. محرم بود و يك مداحى از جواد مقدم گذاشته بود. روضه رسيد به اينجا كه ان شاءالله تاسوعا پيش عباسم.
🔺سيدابراهيم هم سرش را تكان داد و با لبخند، نرم زد روى سينه اش و گفت "ان شاءالله تاسوعا پيش عباسم."
ادامه دارد ...
صفحه ٢٩
✍️ برگرفته از كتاب:
"#قرار_بى_قرار"؛ شهيد مصطفى صدرزاده
انتشارات روايت فتح
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 "روز تاسوعا ساعاتی قبل از شهادت، شهيد مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) در حال قرائت زیارت عاشوراء"
دل نوای نینوا دارد
آرزوی کربلا دارد
هر نفس با شور عاشوراء
نغمه "یا لیتنا" دارد 😭
@shahid_mostafasadrzadeh
4_5936226586457014639.mp3
3.33M
📢 مصاحبه با همسرشهید #مصطفی_صدرزاده
شما نباید بگی شرمنده من باید بگم
تمیزکردن خونه و غذا درست کردن وظیفه منه
وظیفه شما چیز دیگه هست
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) به روايت شهيد مدافع حرم مرتضى عطايى (ابوعلى)؛
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقين🌷
"شهيدان را شهيدان مى شناسند، بخش سى ام" ...
🔻شب تاسوعا توى آشپزخانه مقر بوديم. سيدابراهيم مدام مى گفت فيلم بگيريد مى خواهم وصيت كنم. داشت انگور مى خورد و بدهى هايى را كه به فاطميون داشت يكى يكى مى گفت. آخر سيد عادت داشت پول مى گرفت و مى داد به نيروهايش.
🔸وصيت كرد كه به حاج رضا بگوييد كه بچه هاى ناصرين با فاطميون بماند كه ان شاءالله برايمان باقيات الصالحات باشد. بعدش هم خنديد و گفت "الان شب تاسوعاست ... خيلى دلم مى خواد شهيد شم هرچند مى دونم لياقتش رو ندارم. اما درِ رحمت خدا بازه و منم طمعكار."
🔺حرف مى زد و با اشتها انگور مى خورد. حاج رضا نگاهى به انگور خوردن سيد كرد و با خنده گفت "از انگور خوردنت معلومه كه چقدر طمعكارى!" حاج رضا رو به من كه كنار سيد ايستاده بودم گفت "حالا كه سيد اين قدر شهادت شهادت مى كنه تو حرفى ندارى بزنى؟" نگاهى به سيد كردم و گفتم "ما با هم قرار داريم كه هر كدوم از ما زودتر شهيد شد و رفت، دست اون يكى رو هم بگيره و با خودش ببره."
ادامه دارد ...
صفحه ٣٠
✍️ برگرفته از كتاب:
"#قرار_بى_قرار"؛ شهيد مصطفى صدرزاده
انتشارات روايت فتح
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♦️واکنش مردم کرج به هتک حرمت مراسم روز عاشورا
@shahid_mostafasadrzadeh
💔احساس تنهایی میکنی؟
امام سجــــــاد (ع):
اگر همه آنها كه بين مشرق و مغرب هستند، بميرند، تا وقتى قرآن با من باشد، احساس تنهائى نمى كنم.
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
4_5942961765192040843.mp3
2.99M
📢 مصاحبه با همسر شهید #مصطفی_صدرزاده
حرفهای همسر شهید با مادران و همسران افرادی که دوست دارن مدافع حرم باشند
به حضرت زینب چی میگفتم
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) به روايت شهيد مدافع حرم مرتضى عطايى (ابوعلى)؛
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقين🌷
"شهيدان را شهيدان مى شناسند، بخش سى و يكم" ...
🔻روز تاسوعا در روستايى مستقر شديم كه بسيار نزديك دشمن بود. سه ساختمان مثل مثلث روى شيب در كنار هم بودند. سيد بيرون يكى از ساختمان ها با تعدادى از نيروها بود. من هم با تعدادى از بچه ها در ساختمان كنارى بودم.
🔸رفتم طبقه دوم ساختمان تا آمار دشمن را بگيرم. همان موقع كه به سمت بالا حركت كردم، سيد و بچه هايش مى خواستند بيايند سمت ساختمان ما. يكى از نيروهايش بعدها برايم تعريف كرد كه يكى از بچه ها مى خواسته اول برود كه سيد دستش را گرفته و نگذاشته. به اش گفته اول من مى روم اگر امن بود؛ شما بياييد.
🔺وقتى سيدابراهيم شروع به دويدن مى كند يك دفعه تير از پشت كتفش مى خورد و ريه اش را سوراخ مى كند. سيد توى سرازيرى مى افتد و خودش را با چند غلت نزديك نيروهاى سمت ديوار مى رساند. بچه ها هم سيد را مى كشند پشت ديوار.
ادامه دارد ...
صفحه ٣١
✍️ برگرفته از كتاب:
"#قرار_بى_قرار"؛ شهيد مصطفى صدرزاده
انتشارات روايت فتح
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) به روايت شهيد مدافع حرم مرتضى عطايى (ابوعلى)؛
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقين🌷
"شهيدان را شهيدان مى شناسند، بخش سى و دوم" ...
🔻من بالا بودم كه به ام خبر دادند سيدابراهيم تير خورده. از بس كه درگير بودم اصلاً متوجه نشدم چه مى گويند.
🔸چند لحظه بعد تازه متوجه شدم كه چه شنيده ام. سراسيمه آمدم پايين. وقتى رسيدم او شهيد شده بود. بالاى سرش نشستم و گريه كردم.
🔺درگيرى شديد شد. احتمال اين مى رفت كه مجبور به عقب نشينى شويم و پيكر سيدابراهيم بماند؛ براى همين پيكر را گذاستم روى دوشم و آمدم عقب.
ادامه دارد ...
صفحه ٣٢
✍️ برگرفته از كتاب:
"#قرار_بى_قرار"؛ شهيد مصطفى صدرزاده
انتشارات روايت فتح
🌹🍃🍃🌹🍃🍃🌹🍃🍃🌹
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
قول قرارهای تکرار نشدنی #سیدابراهیم #ابوعلی برای شفاعت پس از #شهادت
قولی که وفا شد...
راهی که به آسمان ختم شد
#اللهم_الرزقنا...
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh
شهيد مدافع حرم مصطفى صدرزاده (سيدابراهيم) به روايت شهيد مدافع حرم مرتضى عطايى (ابوعلى)؛
🌷بسم رب الشهداء و الصدیقين🌷
"شهيدان را شهيدان مى شناسند، بخش سى و سوم" ...
🔻حالا سيد نيست تا برايش حرف بزنم. دلم مى خواهد به اش بگويم "سيد جان سلام! من رو يادت مياد؟ هنوز من رو به خاطر دارى؟ منم، همنشين روزهاى زمينى بودنت ... تو حالا همنشين بهترين آسمانى ها هستى، همنشين محمد مصطفى (ص)، على مرتضى (ع) و سالار شهيدان.
🔸و چه سعادتمندى كه توى اين معامله پرسود شركت كردى، آخه همنشينى با زمينى ها كجا و هم جوارى با ستارگان آسمانى كجا؟!
🔺ولى برادرم من ايمان دارم كه هنوز رفقات رو به ياد دارى چرا كه بارها مرام و معرفتت رو از نزديك ديدم و مى دونم كه فراموش كردن ما توى مرام بزرگوارى چون تو نيست. منم چشم دوختم به همين معرفتت ..."
"بخش پايانى"
صفحه ٣٣
✍️ برگرفته از كتاب:
"#قرار_بى_قرار"؛ شهيد مصطفى صدرزاده
انتشارات روايت فتح
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/shahid_mostafasadrzadeh