آقــاسَـجّــادٌ
😻🎈 مائیم و تو اے جان ڪ جِگر گوشه مایے.... 💕| #شهیدمدافع_حرم_محمدکامران کانال #شهیدسجادزبرجدی 👇
😻👇👆🎈
#زندگینامه مختصری از #شهیدمدافع_حرم_محمدکامران :
❤️| تاریخ تولد: ١٣۶٧/٢/٩
💚| تاریخ شهادت: ١٣٩۴/١۰/٢۵
💛| مزار ایشون:
بهشت زهرا س قطعه مدافعان حرم
ردیف ۱۱۵ شماره ۱۸
روز ۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ پا بر خاکدان هستی نهاد.
اهل روستای جرقویه استان اصفهان بود.
مثل همه کودکان به مدرسه رفت و تا اخذ مدرک دیپلم درس خواند.
سپس در دانشگاه، علوم نظامی خواند و سال ها بعد به دفاع از حرم اهل بیت(س) برخاست و راهی سوریه شد.
او در روز ۲۳ دی ماه سال ۱۳۹۴ در سن ۲۷ سالگی در حلب سوریه شاهد شهادت را در آغوش کشید و آسمانی گشت.
ایشان #جوانی_مومن،
#محجوب،
#متخصص_امورنظامی و #شیفتۀ_شهادت بود.
پاسدار #شهیدمحمدکامران فرزند مهدی، اعزامی از تهران، در حلب سوریه به شهادت رسید و پیکر پاکشان به میهن اسلامی باز می گردد...
پاسدار شهید محمد کامران متاهل و اصالتا از دستجرد جرقویه علیا است...
پس از تشییع در حرم حضرت فاطمه معصومه س در قطعه ۵۰ گلزار شهدای تهران در جوار سایر مدافعین حرم به خاک سپرده شد....
♥️| کانال #شهیدسجادزبرجدی
👇👇👇
🆔 @Shahid_sajad_zebarjady
#عمار
#مخلص_الشهداء
🎈| #دعای_شهادت
💛| #شهیدمحمدکامران
💚| #همسرشهید:
وقت عقد به من گفت:
الآن وقت دعاکردن است، برای من هم دعا کن.
لحظه عقد برای هر عروس و دامادی، لحظاتی استثنایی و شیرین است.
با ذوق گفتم:
چه دعایی؟
گفت:
دعا کن شهید شوم!
شوکه شدم.
با خودم میگفتم:
اگر برآورده میشد چی؟
سکوت کردم.
گفت:
سادات یادت نرهها!
بغض کردم و گفتم:
باشه
دعا کردم هرچه دل محمد میخواهد همان شود....
♥️| کانال #شهیدسجادزبرجدی
👇👇👇
🆔 @shahid_sajad_zebarjady
#عمار
#مخلص_الشهداء
♥️| #شهیدنشده_باشی
🎈| #شهیدمحمدکامران
💛| #همسرشهید
نشستم و برای هزارمینبار و شاید بیشتر، عکسهایش را نگاه کردم.
آنقدر دقیق عکسها را میدیدم که حتی جزئیات آنها را هم میدانستم اما خاطرات محمد تمام شدنی نبود.
خودش که کنارم نبود، گلایههایش را به عکسهایش میگفتم؛
گاهی میخندیدم و گاهی اشک میریختم.
فکر میکنم از سر بیخوابی و بیخبری، خواستم با خودم شوخی کنم؛ روی صفحه جستجوی اینترنت تلفن همراهم با خنده نوشتم:
#شهیدمحمدکامران تا بازشدن صفحه،
با عکسش هم حرف میزدم که:
بیمعرفت از تو که خبری نشد، بگذار ببینم شهید نشده باشی!
و میخندیدم.
ناگهان صفحه باز شد!
قرار نبود جستجوی اینترنتیام نتیجهای داشته باشد.
وحشت کردم!
فقط میخواستم تنهاییام را طوری پُر کنم و وقتی محمد برگشت برایش تعریف کنم، سر به سرش بگذارم و یک دل سیر بخندیم. شوخی خوبی نبود.
محاسباتم اشتباه از آب درآمده بود...
اصلاً صفحه را نگاه نکردم.
سریع لباس پوشیدم و خودم را به طبقه پایین رساندم.
ساعت حدود ١٢ شب بود.
نمیدانم در زدم یا زنگ یا هر دو؛ شاید هم با مشت میکوبیدم.
فقط تا در باز شد، گفتم:
تو رو خدا گوشی مرا ببینید. من اسم محمد را زدهام، و صفحه باز شد! شما ببینید محمد است؟
ناله میکردم...
برادر شوهرم گفت:
اینطور نیست. شما هر اسمی را جستجو کنید، یک صفحه باز میشود.
اصلاً بنویسید حسین کامران یا عباس کامران.
با همه اسمها صفحه باز میشود.
این حرف ها را به من میزد اما در عین حال با فرمانده محمد و دیگر افراد مرتبط تماس میگرفت.
گفتم :
اگر خبری نیست چرا این وقت شب با همهجا تماس میگیرید؟
آن قدر حالم بد بود که مرا به بیمارستان بردند...
♥️| کانال #شهیدسجادزبرجدی
👇🏻👇🏻👇🏻
🆔 @shahid_sajad_zebarjady
#عمار
#مخلص_الشهداء
♥️| #دخترحضرت_زهرا_س
🎈| #شهیدمحمدکامران
💛| #همسرشهید
محمد در آخرین پیامک برایم نوشته بود:
هرجا باشم عاشقتم.
ایران باشم یا خارج، هرجا باشم عاشقتم...
میگفت همسر سادات داشتن هم خوب است و هم سخت.
فکر این که همسرت دختر حضرت زهرا س است، اجازه بدرفتاری را به آدم نمیدهد و از طرفی قدمهایش برکت زندگی است....
♥️| کانال #شهیدسجادزبرجدی
👇👇👇
🆔 @Shahid_sajad_zebarjady
#عمار
#مخلص_الشهداء