آقــاسَـجّــادٌ
📚
#غربزدگی
#قسمت_هفتاد_پنجم
#صفحه_۱۵۸
همه تبلیغاتی که برای برگرداندن دانشجویان فرنگ رفته میشود، من گمان نمیکنم تا وقتی که محیطی آمادهی کار آتی آنها در آن ولایت فراهم نشدهاست، در بازگشت آنها به وطن، امید به خدمتی باشد و تازه این سؤال پیش میآید که پس این محیط را که باید آماده کند؟ میبینید که مسایل بسیار است. به گمان من محیط را در این زمهریر، کسانی میتوانند آماده کنند که هم در این کوره قوام آمدهاند و به آب و هوای این سردخانه آموختهاند.
نکتهی دوم اینکه اغلب این جوانان تا در فرنگ یا امریکا به سر میبرند به تبعیّت از محیطها و اجتماعات آزاد با نسبتهای مختلف، کمابیش خبری از آزادی دارند و جنب و جوشی در اتّحادیههای دانشجویی خود میکنند و اغلب داغند و پرجوش و خروشند و حرفی و فعّالیّتی و تظاهراتی و انتشاراتی امّا همچو که برگشتند و دستشان در اینجا به دم گاوی بند شد، همهی آن عوالم فراموش میشودو. بله شاید گذشتن سنین جوانی که شور و التهاب را به همراه دارد، خودی یکی از علل این فراموشی باشد؛ ولی گمان نمیکنید که چون اینجا حکومتها آن حرف و سخنها را نمیطلبند و جوازی برای چنان آزادیهایی نیست، چنین بازگشتی رخ میدهد؟ علّت هرچه باشد، به هر صورت، من خود یک دوره تسبیح از این جوانان سراغ دارم که پس از بازگشت، هرکدام از گوشهای فرا رفتهاند و به هرچه از این خوان یغما به ایشان رسیده، رضایت دادهاند و انگار نه انگار که روزی شوری هم بوده است و آزادگیهایی. زن و زندگی و فرزندان هم که همیشه بهانههای حاضر و آمادهاند؛ به خصوص که زن هم فرنگی باشد.
#صفحه_۱۵۹
و نکتهی سوم، خود همین قضیّه است. همین که عدّهی قابل بوجّهی از این نوع جوانان، با زن و نکتهی سوم، خود همین قضیّه است. همین که عدّهی قابل بوجّهی از این نوع جوانان، با زن فرنگی یا امریکایی برمیگردند و گمان نمیکنید که این نیز خود مشکلی بر همهی مشکلات افزوده است؟ وقتی اساس خانوادهی ایرانی با زن و مرد همخون و دمخور و آشنا در حال پاشیدن است، البتّه که تکلیف این نوع خانوادههای ناهمرنگ روشن است. کبوتر دو برجه، یعنی همین جوانان با خانوادهشان. محصولات انسانی دست اوّل غربزدگی، حلّ مشکلات داخلی این نوع خانوادهها خود به اندازهی کافی، امر قابل توجّهی هست که این دسته از جوانان دیگر توانی و حوصلهای برای حلّ مشکلات خارجی، یعنی اجتماعی نداشته باشند. این نوع جوانان از دو سه دسته بیرون نیستند:
الف – آنهایی که از خانوادههای فقیر برخاستهاند و به زحمت خود را به فرنگ رساندهاند و درسی خواندهاند. برای این دسته زن یا مرد فرنگی یا امریکایی داشتن، وسیلهی بریدن با اصل و نسب است که دیگر محیط تنفّس یک حضرت از فرنگ برگشته نیست و نردبانی است تا خود را از مدارج آن، به طبقات برتر اجتماعی بالا بکشند. عواقب وخیم چنین نوع ازدواجهایی از روز روشنتر است.[۳]
ب – آنهایی که به علّت قیود و مقرّرات متحجّر و کمرشکن ازدواج در...
📗 #غربزدگی
🖊 #نویسنده_جلال_آل_احمد
📄 #قسمت_هفتاد_پنجم
@shahid_sajad_zebarjady