آقــاسَـجّــادٌ
📚
#غربزدگی
#قسمت_پنجاه_هشتم
#صفحه_۱۲۳
...آدم غربزده، قرتی است.[۴] زن صفت (افمینه = Effemine) است. به خودش خیلی میرسد، به سر و پزش خیلی ور میرود؛ حتّی گاهی زیر ابرو برمیدارد؛ به کفش و لباس و خانهاش خیلی اهمیّت میدهد؛ همیشه انگار از لای زرورق باز شده است، یا از فلان «مزون» فرنگی آمده؛ ماشینش هر سال به سیستم جدید در میآید و خانهاش که روزگاری ایوان داشت و زیرزمین داشت و حوض خانه و سرپوشیده و هشتی، حالا هر روزی شبیه به یک چیز است. یک روز شبیه ویلاهای کنار دریاست، با پنجرههای بزرگ و سرتاسری و پر از چراغهای «فلورسنت»[۵]. یک روز شکل کابارههاست؛ زرق و برق دارد و پر از «تابوره» روز دیگر هر دیواری یک رنگ است و تپّهتپّه مثلّثهای از همه رنگ همه سطوح را پوشانده. یک گوشه رادیوگرام «های فیدلیتی»، گوشهی دیگر تلویزیون، گوشهی دیگر پیانو برای دختر خانم، گوشهی دیگر بلندگوهای...
#صفحه_۱۲۴
«استرهئوفونیک» ... و آشپزخانه و دیگر سوراخ سمبههای هم که پر است از فرگاز و رختشوی برقی و از این خرت و خورتها.
به این طریق آدم غربزده، وفادارترین مصرف کنندهی مصنوعات غربی است. اگر یک روز صبح برخیزد و بداند که هر چه سلمانی و خیّاطی و واکسی و تعمیرگاه است بسته شده، دق میکند و رو به قبله دراز میکشد؛ گرچه نمیداند قبله کدام سمت است. وجود این همه مشاغل و آن همه مصنوعات فرنگی که برشمردم، برای او از وجود هر مدرسه و مسجد و بیمارستان و کارخانهای ضروریتر است. به خاطر اوست که چنین معماری بی اصل و نسبی داریم[۶] و چنین شهرسازی قلّابیای؛ به خاطر اوست که خیابانهای شهرها و چهارراههایش با نور وقیح فلورسنت و نئون به صورت آرایشگاهها در آمده است؛ به خاطر اوست که کتاب طبّاخی راه شکم به اسم «راه دل[۷]» از چاپ درمیآید، پر از شرح و تفصیل همهی خوراکهای پر خامه و پر گوشت که در چنین هوای خشک و گرمی اصلاً نمیتوان لب زد. غذاهایی که فقط مجوّزی است برای مصرف کردن کورههای گازسوز فرنگساز... و به خاطر اوست...
📗 #غربزدگی
🖊 #نویسنده_جلال_آل_احمد
📄 #قسمت_پنجاه_هشتم
@shahid_sajad_zebarjady