#سلام_بر_ابراهیم
#داستان_زندگی_شهید_پهلوان_بی_مزار
#شهید_ابراهیم_هادی
#انتشارات_شهید_ابراهیم_هادی
#قسمت_صد_و_نوزده
◀️تابستان شصت و يك ص ۱۶۷
✔مرتضي پارسائيان
💚ابراهیم مشکل گشا❤️
◀️...ابراهيم را ديدم كه با عصاي زير بغل در كوچه راه مي رفت. چند دفعه اي به آسمان نگاه كرد و سرش را پايين انداخت.
◀️رفتم جلو و پرسيدم: آقا ابرام چي شده!؟ اول جواب نمي داد. اما با اصرار من گفت:
🍁@shahidabad313
◀️هر روز تا اين موقع حداقل يكي از بندگان خدا به ما مراجعه مي كرد و هر طور شده مشكلش را حل مي كرديم.
🍁@pmsh313
◀️اما امروز از صبح تا حالا كســي به من مراجعه نكرده! مي ترســم كاري كرده باشم كه خدا#توفيق_خدمت را از من گرفته باشد!
┏⊰✾✿✾⊱━━━─━━┓
❖ @shahidabad313 ❖
┗━━─━━━⊰✾✿✾⊱┛
✫⇠ #آخرین_خاکریز
✫⇠#قسمت_صد_و_نوزده
✍نویسنده:آزاده میکاییل احمد زاده
⬅️انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ارتش
🔹️خبرنگاران حاضر، همة اين صحنه ها را ثبت كردند. هنگامي كه از اتوبوسها و در مقابل خبرنگاران سراسر جهان پياده مي شديم، عكس امام ره را از زير
پيراهنمان بيرون مي آورديم و رو به دوربين ها گرفته و می بوسيديم و فرياد مي زديم «االله اكبر، خميني رهبر».
🔸️دوربينهاي حامي دولت عراق اين صحنه ها را
ثبت نمي كردند. پس از اينكه مطمئن شديم كه وارد خاك كشورمان شده ايم، زانو زده و خاك وطنمان را به نشانة علاقه و وفاداري مي بوسيديم. آنگاه سيل هموطنان از هر سو براي ديدار ما به طرفمان مي دويدند.
🔹️همه از خوشحالي گريه مي كردند. توصيف آن صحنه هاي زيبا، كار بسيار دشواري است.سپاه پاسداران مأموريت داشت تا اسراي ايراني را از عراق تحويل بگيرد و ارتش نيز مأموريت داشت ضمن نگهداري اسراي عراقي از اول جنگ تا آن روز، آنان را
تحويل مقامات عراقي بدهند.
🔹️ما را سوار اتوبوسهاي سپاه كردند و به داخل شهر قصرشيرين حركت كرديم. ديديم كه ستون اتوبوسهاي ارتش كه حامل اسراي عراقي بودند، منتظر تحويل اسرا به كشور عراق هستند.
🔸️دولت ايران به همة آنان كت و شلوار و انواع
هدايا براي خانواده شان داده بود؛ در حاليكه وضعيت ما به گونه اي ديگر بود و با وضع بسيار نامناسبي به وطن بازمي گشتيم. مقامات بلند پاية كشورمان از ما
استقبال كردند و پيام رهبر و مسئولان كشور را به ما رساندند...
☀️#نسال_الله_منازل_الشهدا
@shahidabad313
╰━━🌷🕊🌼🕊🌷━━╯