أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
#بینهایتپیشنهادمیکنممم .
بسه دیگه اون تنور و این طبق
یکمم بیا بشین رو پای من ..💔😭
أَ وَفَـیـتُ؟¹²⁸یا رقیه کریمی_۲۰۲۲_۰۹_۰۲_۱۲_۴۲_۰۰_۶۸۵.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
یه گوشه خواب بودم خیلی آروم ..
#پیشنهاد
أَ وَفَــیْتُ؟¹²⁸
• توراآوردهاماینجاکهمهمانِخودمباشی شبآخر،رویزلفِپریشانِخودمباشی • منازتاریکیشبهایاین
••
ممنونم امشب به دادم رسیدی
چه داغی دیدم چه رنجی کشیدی
دیدم تو بازار کوفه بابا جون
از روی نیزه تو هم ما رو دیدی
آه نمیشه بریم از خرابه ؟
آه تا کی عمه زینب نخوابه ؟
تا صبح کنار تو روضه میخونم
میخونم از این دستای نیمه جونم
لکنت گرفته گرفته گرفته
بابا زبونم زبونم زبونم
آه عمو جون اگه بود میگفتم
آه همش از رو ناقه می افتم ..💔
••
[ ۱۴۰۵/۳/۲۸-روضهسیدا ]
قالَت :
یا أبَتاهُ ! مَنْ ذَا الَّذی خَضَبكَ بِدِمائكَ ؟
یا أبَتاهُ ! مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْكَ ؟
یا أبتاهُ! مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی؟ یا أبَتاهُ ! مَنْ بَقی بَعْدَك نَرْجوه ؟
یا أبَتاهُ ! مَنْ لِلْیتیمة حَتّی تَكْبُر ؟؟
شبِ اصحابُ شبِ دوتا بچههای خانم حضرت زینب'س ، شبِ حبیب و حر و زهیر و وهب و بریر و عابس و جون و مسلم و شبیب و ستارگانِ کربلا ..
زمان:
حجم:
292.2K
یا لَیتَنا کُنّا مَعَک ..
ای کاشُ بودم کربلا
همراهت ای خونِ خدا
میشد سرم از تن جدا
میرفت به روی نیزه ها
#شوریده¹²⁸
نقلِ وقتی حبیب و مسلمابنعوسجه رسیدن کربلا خانم حضرت زینب'س خوشحال شدن .. برای حسینش یار اومده ..
ببین مقامِ حبیب رو .. اباعبدالله براش نامه فرستاد که : مِنَالغَریبالیالحَبیب ..
خوش به حالِ حبیب ..
انقدر پیر بود که ابروهاش میومد روی چشماش . با دستمال پیشونیشو بست تا بتونه بجنگه ..
حالا مسلمابنعوسجه چقدر خوشبخت بود ..
لحظه های آخر سرش رو دامنِ سیدالشهدا'ع بود حبیب هم کنارش بود . خواست به رفیقِ شفیقش وصیت کنه . عین عبارته میگه به سیدالشهدا'ع اشاره کرد و گفت :
تو را وصیت میکنم به این شخص . خدای رحمتت کند تا جان در بدن داری از او دفاع کن و از یاریاش دست مکش تا کشته شوی ..
به به ! خوش به حالشون ..
حق غمت اَدا شدنی نيست در زمین
زینب نوشتم و کمرِ آسمان شکست ..!
#خانومایخانوم⁶⁹