به روحانیت متعهد و در خط امام اعتقاد و ارادت قلبی داشت. بیشترین مطلبی که در وصیتنامهاش سفارش کرده دربارهی روحانیت و حفظ شأن و جایگاه آن و ضرورت ارتباطگیری با آنهاست.
#شهید #محمود_شهبازی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | چند میلیون چک کشیده بود. داد دستم. گفت: یه مجموعه زیر نظر رهبری هست که میرن مناطق محروم، به مردم کمک میکنن. این پول رو بریز به حسابشون. گفتم: خب چرا به اسم خودت نمیدی؟ خندید و گفت: میخوام برای خدا کمک کنم. گفتم: خب برای خدا کمک کن، ولی به اسم خودت بده یه منافعی هم برات داره. زد به خنده و شوخی، گفت: تو آدمبشو نیستی. میگم میخوام برای خدا کمک کنم. آن شب چقدر خندیدیم. دو شب قبل از شهادتش بود.
#شهید #هسته_ای #مصطفی_احمدی_روشن
🆔️ @shahidemeli
سال ۱۳۹۳ با همسرم و عباس راهی مشهد شدیم. عباس از قبل برایمان اتاق رزرو کرده بود. روز دوم، اصرار میکرد که میخواهم برایت هدیهای بگیرم. قبول نمیکردم اما آنقدر اصرار کرد که بالاخره راضی شدم. میدیدم که عشق و محبت در دلش موج میزند. یک عطر خوب هم برای پدرش خرید. روح عباس، آمیزهای از عشق و بندگی بود.
#شهید #مدافع_حرم #عباس_دانشگر
🆔️ @shahidemeli
همهی کارهایش با نظم انجام میشد؛ مگر زمانی که مریض میشد. حتی در آن وقت هم نگران بینظمیهای اطرافش بود و ناراحت میشد.
#شهید #سید_مجتبی_علمدار
🆔️ @shahidemeli
#استوری | رفتیم اردوی راهیان نور. هر اتوبوس یک مسئول فرهنگی داشت که بهش میگفتیم دیدهبان. در یکی از اتوبوسها بچههای دورهی راهنمایی نشستند. هیچکس زیر بار نمیرفت که با آنها سر و کله بزند. محسن داوطلب شد. بین راه به واسطهی خواندن کتابهای دفاع مقدس روایتگری هم میکرد. یکی از وظایف دیدهبان ها، معرفی و ترویج کتاب و کتابخوانی بود. محسن دو تا کولهپشتی پُر از کتاب با خودش برد داخل اتوبوس. به قدری جذاب از این کتابها تعریف کرد که توانست همه را بفروشد.
#شهید #مدافع_حرم #محسن_حججی
🆔️ @shahidemeli
ابراهیم به جز والیبال در بسیاری از رشتههای ورزشی مهارت داشت. در کوهنوردی یک ورزشکار کامل بود. تقریبا از سه سال قبل از پیروزی انقلاب تا ایام انقلاب هر هفته صبحهای جمعه با چند نفر از بچههای زورخانه میرفتند تجریش. نماز صبح را در امامزاده صالح میخواندند، بعد هم به حالت دویدن، از کوه بالا میرفتند.
#شهید #ابراهیم_هادی
🆔️ @shahidemeli
روضههای حاج منصور ارضی، شده بود همدم تنهاییها و خوراک روحش در منطقه. اوقاتی را که روضه گوش نمیداد؛ خودش، هم مداح بود و هم مستمع. به آرامی زمزمه میکرد و ساقی روح عطشانش میشد.
#شهید #مدافع_حرم #نوید_صفری
🆔️ @shahidemeli
#استوری | در کارهای مربوط به جنگ، اجازهی توقف کار را نمیداد. در سالهای میانی جنگ مشکل بودجه داشتیم. فرماندهی سپاه هم نمیتوانست همهی هزینههای ما را تأمین کند. حاجی متوجه شد که ماهیهای زیادی در منطقهی هور پرورش مییابد. برخی نیروهای بومی در ساعات بیکاری مشغول صید ماهی میشدند. برای همین از نیروها خواست که در ساعات بیکاری مشغول صید ماهی شوند! بعد هم ماهیها را برای فروش به بازارهای محلی میفرستاد.
#شهید #علی_هاشمی
🆔️ @shahidemeli
مهدی شوخطبع بود و خندان. وقتی میآمد خانه آنقدر میگفت میخندید که من در تنهاییهای خودم فقط با خاطرهی شادیهای او شاد میشدم و دلگرم.
#شهید #مهدی_باکری
🆔️ @shahidemeli
باید یک نفر در سطح فرماندهی نظر میداد؛ کسی در ردهی بالا. صیاد یا کسی در همین سطح. نصفه شب بود. قبلا سپرده بود هر ساعتی کار داشتید، بیایید. گذاشته بودیم به حساب تعارف. دیدیم مجبوریم. رفتیم درِ خانهاش. منتظر یک قیافهی خوابآلود و اخمو بودیم. آمد دم در؛ خندان، با روی باز.
#شهید #علی_صیاد_شیرازی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | از آدمهای سیاسی کشور زیاد انتقاد میکرد. میگفت: فلان کار اشتباه بوده، فلان کار درست بوده. بهش میگفتم: تو که هیچکی رو نذاشتی بمونه، آخر سر طرفدار کی هستی؟ میگفت: فقط آقا؛ هر چی آقا بگه. گاهی وقتها که دلش میسوخت میگفت: آرزوم اینه سرم رو بذارم روی سینهی آقا و دردِدلهایی رو که نمیتونم به کسی بگم، بهش بگم.
#شهید #هسته_ای #مصطفی_احمدی_روشن
🆔️ @shahidemeli
ولایت فقیه را نایب امام زمان (عج) میدانست. اطاعت از ایشان را هم واجب. میگفت: تا زندهایم باید پیرو راه ولایت باشیم.
#شهید #سید_مجتبی_علمدار
🆔️ @shahidemeli