🌷 #شهید #مدافع_امنیت #محمد_غفاری
در لحظات فراغت به سراغ خاطرات شهدا می رفت. تمام دلخوشی او دیدن فیلم شهدا بود. علی الخصوص کلیپ شهید همت، شهید چیت سازیان، کلیپ سربندهای فراموش شده و ده ها فیلم و خاطره از شهدای دفاع مقدس. همیشه پیشنهاد می کرد من هم این فیلم ها را ببینم. شب ها هم دل به نوای نورانی ذکر ائمه ی اطهار می داد. این مداحی ها را با دقت و وسواس خاصی انتخاب کرده و در گوشی اش همیشه همراه داشت. محمد واقعا قلبش به نور اهل بیت (ع) روشن بود.
#پرواز_در_سحرگاه
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #محمد_علی_رهنمون
به رهنمون گفتم: اذانه، بریم نماز. گفت: من باید برم تا یک جایی و برگردم. اگه میخوای تو هم بیا. تیز میریم و برمیگردیم. گفتم: حالا کجا میخوای بری؟ برایم تعریف کرد که دیشب با کسی حرفش شده و بد باهاش حرف زده و فکر میکند طرف ازش دلخور شده، الآن هم میخواهد برود از دلش در بیاورد. گفتم: حالا نمیشه بعدا بری؟ نگاهم کرد. نگران بود. گفت: نه، همین حالا باید برم.
به نقل از کتاب #یادگاران
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #مدافع_حرم #نوید_صفری
قرآنی کوچک و زیارت عاشورای برگ برگ شدهای در جانمازش بود که حلقهی وصلش به خدا بود. هر صبح کتابچهی زیارت عاشورایش را ورق میزد و دلش را به خدا میسپرد. انگار که زیارت عاشورا دفتر مشق روزانهاش برای کربلاییشدن بود. بعد از قرائت زیارت عاشورا تازه نجواهایش آغاز میشد و اشکهایش مثل مروارید از روی گونههایش جاری میشدند. به واقع نوید با عبادت، تازه خستگیاش درمیرفت و انرژی میگرفت.
به نقل از همرزم شهید، کتاب #همیشه_در_کنارت_هستم
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #محمود_شهبازی
حاج محمود در کارش، آدم منظم و بسیار جدی بود. در وادی رفاقت هم برای دوستانش سنگ تمام می گذاشت. شرایط را هم به خوبی درک می کرد. آن جا که جنگ بود و برای روحیه ی نیروها احتیاج به شوخی و ... بود دریغ نمی کرد. وقتی هم که در شهر بودیم و شرایط تغییر می کرد و عنصر زمان بسیار مهم بود او یک مدیر کارآمد بود.
به نقل از کتاب #مهاجر
🆔 @shahidemeli
-برادران دعا و استغفار را از یاد نبرید که بهترین درمان برای تسکین دردهاست.
#شهید #مرتضی_مطهری
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #مهدی_زین_الدین
تازه زنش را آورده بود اهواز. طبقهی بالای خانهی ما مینشستند. آفتابنزده از خانه میرفت بیرون. یک روز صدای پایین آمدنش را از پلهها که شنیدم، رفتم جلویش را گرفتم. گفتم: مهدی جان! تو دیگه عیالواری. یک کم بیشتر مواظب خودت باش. گفت: چی کار کنم؟ مسئولیت بچههای مردم گردنمه. گفتم: لااقل توی سنگر فرماندهیات بمون. گفت: اگه فرمانده نیمخیز راه بره، نیروها سینهخیز میرن. اگه بمونه توی سنگرش که بقیه میرن خونههاشون.
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #مدافع_حرم #محمود_رضا_بیضایی
مطالعات دینی و سیاسیاش تعطیل نمیشد. به اخبار و وقایع داخلی و خارجی، به ویژه تحولات جهان اسلام اشراف داشت و این وقایع را تحلیل میکرد. تعصب آگاهانه و وافری به انقلاب اسلامی، رهبری و نظام داشت. در ایام فتنهی ۸۸، شب و روز آرام و قرار نداشت. تمام اخبار و وقایع فتنه را رصد میکرد و در معرکهی دفاع سخت از انقلاب اسلامی در ایام فتنه، چندین بار جانش را به خطر انداخت. صاحب موضع بود و در بحثها به خوبی استدلال میکرد. میگفت این انقلاب تنها نقطهی امید مستضعفان عالم است و هرگونه تهدیدی که متوجه موجودیت انقلاب اسلامی باشد، میتواند جبههی مستضعفان و علاقهمندان انقلاب اسلامی در جهان را سست کند و نگرانی عمیقی از این بابت داشت.
به نقل از کتاب #تو_شهید_نمی_شوی
🆔 @shahidemeli
شهادت یعنی انتقال یافتن از زندگی مادی به زندگی معنوی و الهی و شهادت در مکتب اسلام یک مسأله انتخابی است که انسان کامل با تمام آگاهی آن را انتخاب میکند و با شهادت خویش شمع راه انسانهای پاک و نورانی میشود و من با انتخاب آگاهانه راه شهیدان را تا رسیدن به ساحل سعادت ادامه خواهم داد. نظر به اینکه اگر لیاقت شهادت داشته باشم بنابراین من راهم را انتخاب کردم امیدوارم که شما هم دست خط مرا (ولایت فقیه و برگزیدن راه شهادت) را انتخاب کنید.
#شهید #محسن_دین_شعاری
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #مدافع_حرم #مصطفی_صدرزاده
ارادتش به مقام معظم رهبری شهره بود تا جایی که گاهی پیشانیبندش قبل از اعزام به عملیات، لبیک یا خامنهای بود. مصطفی با این مقتدا جلو رفت و در اسم ایشان متوقف نشد. همیشه میگفت: آدم نباید توی هیئت گیر کنه و فکر کنه همه چیز فقط به روضه رفتنه. مهم اینه که رفتار و اعمالمون مثل امام حسین و حضرت عباس باشه، و گرنه توی اسم امام حسین گیر میکنیم و رشد نمیکنیم!
به نقل از کتاب #قرار_بی_قرار
🆔 @shahidemeli
🌷 #معلم #شهید #علی_محمد_صباغ_زاده
در اداره خیلی سعهی صدر در برخورد با مراجعهکنندگان داشت. یادمه پیرمردی آمده بود که به سختی گوشهایش میشنید. علی آقا یکی دو ساعت معطل شد تا کار آن پیرمرد به نحو احسن انجام شود. ذرهای اخم و ناراحتی در وجودش نمیدیدم.
به نقل از کتاب #مزد_اخلاص
🆔 @shahidemeli
امام را تنها نگذارید که او حسین زمان است و هرکس او را تنها گذاشته امام زمان را تنها گذاشته است.
#شهید #محسن_دین_شعاری
🆔 @shahidemeli
🌷 #شهید #حسین_خرازی
وضعیت سختی بود. بیشتر فرماندههای گردان و گروهان شهید شده بودند. گفت: فرمانده گردان خودمم. برو هر کی مونده جمع کن. گفتم: آخه حسین آقا ... . گفت: آخه نداره. میگی چی کار کنم؟ وقت نیست. برو دیگه.
آتش عراقیها سبکتر شده بود. نشست توی یک سنگر، تکیه داد. من هم نشستم کنارش. گفت: توی عملیات خیبر، دستم که قطع شده بود، یکی گفت حسین میخوای شهید بشی یا نه. حس میکردم هر جوابی بدم همون میشه. یاد بچهها افتادم، یاد عملیات. فکر کردم وقتش نیست حالا، گفتم نه. چشم باز کردم دیدم یکی داره زخمم رو میبنده.
اشکهایش جاری شد. بلند شد رفت لب آب. گفت: چند نفر رو بردار، برو کمک بچههای امدادگر.
🆔 @shahidemeli