مداحی آنلاین - سین مثل سفره ی رقیه - مهدی رعنایی.mp3
4.61M
⏯ #شور احساسی
🍃سین مثل سفره ی رقیه
🍃سین مثل سوم محرم
🎤 #مهدی_رعنایی
👌فوق زیبا
@shahidhojatrahimi🔴
⚘﷽⚘
صلوات خاصه امام رضا علیه السلام:
اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضاالمرتَضی الامامِ التّقی النّقی وحُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَعَلیاَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک.🌹🍃
🌷| @shahidhojatrahimi
|کتــ📓ـاب خـــــوب|
دوره جوانی ابراهیم بود. در بازار کار میکرد. ابراهیم هفته ای یکبار ما را در چلوکبابی محل دعوت میکرد. چند هفته گذشت. یکبار گفت: امروز مصطفی پول غذا را حساب کرد. همه از او تشکر کردیم. هفته بعد گفت: امروز سعید پول غذا را حساب کرد و همینطور هفته های بعد...
ابراهیم شهید شد. یکروز دور هم نشسته بودیم. بحث چلوکباب شد. مصطفی گفت: یادتان می آید که ابراهیم گفت مصطفی امروز پول غذا را میدهد؟ آن روز هم پول را ابراهیم داد. اما برای اینکه من خجالت نکشم...
سعید با تعجب گفت: من هم همینطور... و بقیه هم همین را گفتند. آن روز فهمیدیم در تمام مدتی که ما با ابراهیم چلوکباب میخوردیم تمام پول غذا را خودش میداد. چون ما از لحاظ مالی ضعیف بودیم؛ اما این کار را کرد که ما هم از غذای خوب لذت ببریم. چه آدمی بود این ابراهیم.
#برگرفته از کتاب سلام بر ابراهیم2
@shahidhojatrahimi
💎ﻫﺮ ﺷﺐ ﺩﻋﺎی فرج به نیابت از اهل بیت علیهم السلام ،، شهدای مدافع حرم وهمه ی شهدای جنگ تحمیلی....
💠 دعـــــــــــای فـــــــــــرج 💠
🔸بسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم🔸
⚜الهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کلمح الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.⚜
💠دعــای ســـلامتی امــام زمــــان(عج)💠
⚜"اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"⚜
⛅️اللّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجُ⛅️
🆔 @shahidhojatrahimi
9.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#طنز_جبهه 😂
🎥مصاحبه شیرین و دیدنی شهید بیطرفان(معروف به دائی محمد) از گردان کوثر لشکر ۱۷علی بن ابی طالب قم بالهجه شیرین قمی😁
جالبه حتما ببینید👌
@Shahidhojatrahimi
#رمان_واقعی_فرار_از_جهنم
(قسمت پانزدهم:در برابر گذشته)
با مشت زدم تو صورتش...
_آره هم زبر و زرنگ تر شدم ،هم قد کشیدم...هم چیز هایی رو تجربه کردم که فکرش رو هم نمیکردم...توی این مدت شما ها کدوم گوری بودین؟...
خم شدم از روی زمین ،ساکم رو برداشتم و راه افتادم...از پشت سر صدام زد...
_تو کجا رو داری که بری ؟هر وقت عقل برگشت توی سرت برگرد پیش خودمون...بین ما همیشه واسه تو جا هست...
اینو گفت ،سوار ماشین شد و رفت...
رفتم هتل...دست کردم توی ساکم دیدم یه بسته پول با دوتا جمله روی یه تکه کاغذ توشه...این پول ها از راه حلال و کار درسته استنلی ، خرج خلاف و موادش نکن...
گریه ام گرفت...دستخط حنیف بود..زه دیوار تکیه دادم و با صدای بلند گریه کردم...فردا زدم بیرون دنبال کار...هر جا میرفتم کسی حاضر نمیشد بهم کار بده..بعد از کلی گشتن بالاخره توی یه رستوران به عنوان یه گارسون ،یه کار نیمه وقت پیدا کردم...رستوران کوچیکی بود و حقوقش خیلی کم بود...
یه اتاق هم اجاره کردم...هفته ای۳۵دلار..به هر سختی و جون کندنی بود داشتم زندگیم رو میکردم که سر و کله چند تا از بچه های قدیمی پیدا شد...صاحب رستوران وقتی فهمید قبلا عضو یه باند قاچاق بودم و زندان رفتم..با ترس عجیبی بهم زل زده بود...یه کم که نگاهش کردم منظورش رو فهمیدم....
جز باقی مونده پول های حنیف ،پس اندازی نداشتم...بیشتر اونها هم پای دو هفته آخر اجاره خونه رفت..بعد از چند وقت گشتن توی خیابون ،رفتم سراغ ویل...پیدا کردنشون سخت نبود...تا چشمش به من افتاد پرید بغلم کرد و گفت...مرد من میدونستم بالاخره برمیگردی پیش ما اینجا خونه تویه ما هم خانوادت...
✍به قلم:شهید مدافع حرم سید طاها ایمانی 🥀
@shahidhojatrahimi
#رمان_واقعی_فرار_از_جهنم
(قسمت شانزدهم:سال نحس)
یه مهمونی کوچیک ترتیب داد...بساط مواد و مشروب و....
گفت :وقتی می رفتی بچه بودی ،اما حالا دیگه مرد شدی...حال کن ،امشب شب توئه...
حس میکردم دارم خیانت میکنم...به کی ؟نمیدونستم...مهمونی شون که پا گرفت با یه بطری آبجو رفتم توی حیاط پشتی...دیگه آدم اون فضاها نبودم...یکی از اون دختر ها دنبالم اومد...
_یه مرد جوون ،این موقع شب ،تنها...
اینو گفت و با خنده خاصی اومد طرفم...
دختر جذابی بود اما یه لحظه یاد مادرم افتادم...خودم رو کشیدم کنار و گفتم:من پولی ندارم بهت بدم...
_کی حرف پول زد ؟امشب مهمون یکی دیگه ای...
دوباره اومد سمتم...برای چند لحظه بد جور دلم لرزید...هلش دادم عقب و گفتم :پس برو سراغ همون....و از مهمونی زدم بیرون...
تا صبح توی خیابون ها راه می رفتم....هنوز با خودم کنار نیومده بودم...وقت برگشتم،ویل بهم تیکه انداخت...تو بعد از ۹سال برگشتی که زندگی کنی ،حال کنی...ولی ول میکنی میری ،نکنه از اون مدلشی...
حوصله اش رو نداشتم...
_عشق و حال مال خودت...من واسه کار اینجام...پولم که گرفتم فکر میکنم باهاش چیکار کنم...
با حالت خاصی زد قلم: شونه ام....و دوباره کار من اونجا شروع شد....
با شروع کار ،دوباره کابوس ها و فشار های قدیمی برگشت...زود عصبی میشدم و کنترلم رو از دست میدادم...شراب و سیگار...کم کم بساط مواد هم دوباره باز شد...حالا دیگه یه اسلحه هم همیشه سر کمرم بود....
هر چی جلوتر میومدم خراب تر میشد... ترس،وحشت،اضطراب...زیاد با بقیه قاطی نمی شدم...
توی درگیری ها شرکت نمیکردم اما روز به روز بیشتر غرق میشدم...کل ۳۶۵روز یک سال...سال نحس....
✍به قلم:شهید مدافع حرم سید طاها ایمانی 🥀
@shahidhojatrahimi
✨از روزی که فهمید توجه نامحرم رو
به تیپ و ظاهرش جلب کردهـ
🍃با یه تغییر از این رو به اون رو شد..!
آقا ابراهیمِ هادی و میگماا :)
+ مجازی و حقیقی نداره..!
اونوقت ماها این روزا چیکار میکنیم..!؟
هرکسی به هر شکلی دنبال جلب توجه و توجیه اشتباه خودشه❌
#شهیدنشیمیمیری👌👌
@Shahidhojatrahimi
برادر شهیدم ...
تو بہ دیدبانی دلِ من
مشغولی و باخبری از حال من،
خدا کند دلم دلت را نرنجاند ...!!
#رفیق_دلم😊
#سردار_شهید_حسین_علیپور
@shahidhojatrahimi
#نماز_شب🌸
امام صادق علیه السلام : نماز شب ،چهره را زیبا و اخلاق را نیکو و بوی بدن را پاک و خوش و روزی را فراوان و بد هکاری را ،ادا و هم وغم را بر طرف می سازد و دیده را جلا می بخشد.
رساله لقاء الله ص185
امام صادق ع فرمود: خانه هایی که در آنها نماز شب خوانده شود، بر اهل آسمان چنان می درخشد که ستارگان بر اهل زمین می درخشد.
✨حیفه بچه شیعه نمازشب نخونه✨
@Shahdhojatrahimi