❀شهیدحجت الله رحیمی❀
👆👆حدیثی بود که همیشه در قلبم وجود داشت از #امام_پنجم(علیه السلام) #شهید_مدافع_حرم🕊❤️ #شهید_بابک_نور
#خاطرات_شهدا 🌷
💠الگو برداری از شهدا
🌷گوشه ای از خصوصیات اخلاقی
#شهیدمدافع_حرم_بابک_نوری 🌷
🔰 #بابک اعتقاد داشت که لازم نیست🚫 کارهایش را به کسی نشان دهد و لازم نیست دیگران بدانند چه کاری انجام میدهد.
🔰اعتقاد و کارهای او برای خود و #خدایش است نه دیگران.او رضایت مردم را نمیخواست❌ رضایت #خدا را میخواست
🔰بعضی کارهایی که انجام میداد بعد از #شهادت همه متوجه شدن...
شاید این بتواند تلنگری💥 باشه که جوانان را ازروی ظاهرشان #قضاوت نکنیم📛
🔰 و کارهایمان را با #اخلاص و برای نزدیک شدن به خدا انجام دهیم👌 نه توجه مردم.خدا مارا بنده های محبوبش قرار میدهد.
#ماسینه_زدیمو_بیصدا_باریدند
#از_هرچه_دم_زدیم_آنها_دیدند
#ما_مدعیان_صف_اول_بودیم
#از_اخر_مجلس_شهدا_را_چیدند
😔😔
@shahidhojatrahimi
خاطره
🔻دوست شهید نوری:
🔰گفتنش درست نیس ولی منو #بابک با هم به #خیریه ها کمک میکردیم. یکسری خانواده های نیازمند می شناختیم، سعی میکردم #ناشناس👤 کمکشون کنیم.
🔰گاهی بچه هایی رو میدیدم که #لباس مناسبی ندارن❌ براشون مخفیانه لباس👕 و وسایل میگرفتیم.
🔸امام کاظم(ع):
خدا را در زمین #بندگانی است که برای رفع نیاز های #مردم میکوشند، اینان در روز #قیامت(از عذاب) در امان هستند.
#شهید_بابک_نوری_هریس
@shahidhojatrahimi
✍شب شد منطقه خیلی خطرناک واطرافمون #داعش بود و #آزادسازی هنوز انجام نشده بود
❤️✨حسین نظری لوح پستی نوشت ساعت پست من هم 2- 3 شب بود، پست قبل منم #بابک بود، من خوابم برد بیدارشدم دیدم #نماز_صبحه
❤️✨به بابک گفتم چرا منو #بیدار نکردی پست بدم؟ گفت #لزومی نداشت بیدار بشی من خودم جای شماهم پست دادم، گفتم آخه این چه کاری بود
❤️✨گفت من خودم داشتم با #خدای خودم درد دل میکردم و راز و نیاز میکردم و حرف میزدم و زمان هم گذشت با این که حواسمم به اطراف بود،
❤️✨بنده خدا بابک نوری از #خودگذشتگی نشون داد و تو اون هوای #سرد حمص و بوکمال که هواش وحشتناک سرد بود منو #شرمنده خودش کرد...
#شهید_بابک_نوری_هریس🌷
#شهید_مدافع_حرم
@shahidhojatrahimi
❀شهیدحجت الله رحیمی❀
#رفتـن ِ بعضی ها 💥یا نــه! اینطـور بگویـم: 👈بعضــی رفتـن ها؛ #فـــرق می کنـد جنـسش... انگار #خـدا
#خاطرات_شهدا 🌷
🔰یک روز قبل از سالگرد #شهادت بابک بود، هرطور برنامه ریزی میکردم نمیتوانستم🚷 خودم را به #مراسم برسانم. ازاینکه کارها پیچیده شده بودن خیلی ناراحت بودم😔 باخودم میگفتم شاید #بابک دوست نداره به مهمونیش برم.
🔰شب موقع خواب دوباره یادم افتاد💭 و گفتم: خیلی بی معرفتی، دلت نمیخواد من بیام⁉️ باشه ماهم خدایی داریم ولی بابک خیلی #دوستت_دارم بااینکه ازت دلخورم..😔
🔰توی همین فکرا💬 بودم که خوابم برد. خواب #بابک رو دیدم، بهت زده شده بودم، زبونم بندامده بود😧 بابک خونه ی ما🏡 بود. میخندید و میگفت: چرا ناراحتی⁉️
🔰گفتم: بابک همه فکر میکنن تو #مُردی. گفت: نترس، اسیر شده بودم، ازاد شدم🕊 باهیجان بغلش💞 کرده بودم و به خانوادم میگفتم: ببینید بابک #نمرده، اسیر شده بود. بابک گفت: فردا بیا م#همونیم. گفتم:چه مهمونی!؟
🔰گفت:جشن سالگرد #ازادیم. گفتم: ینی چی!؟ گفت: جشن ازادیم از اسارت دنیـ🌍ـا بغضم گرفت شروع به گریه کردم😭از شدت اشک صورتم خیس شده بود، از #خواب بیدار شدم. با چشمام پراز اشک #نماز صبح خوندم.
🔰برخلاف انتظار تمام #مشکلات حل شد ونفهمیدم چطوری رسیدم به مراسم بابک😍 گفتم: بابک خیلی مَردی.
راوی:دوست شهید
#شهید_بابک_نوری_هریس
@shahidhojatrahimi
•{ #هرگز نمیرد آنکه دلش
•{جلدِ " مشهــ♥️ـد " است ...
•{حتی اگـر که
•{بال و پرش🕊 را #جـدا ڪنند...
🔰بابک عاشق #امام_رضا (ع) بود...
🍁ما هر سال آبان ماه خانوادگی به #پابوس حضرت علی بن موسی الرضا(ع) می رفتیم ولی سال آخر #بابک سوریه بود
🍁نتوانست به #مشهد برود درست در #شب_شهادت امام رضا(ع) هم آسمانی شد🕊🌷
#شهیـد_بابک_نوری_هریس
@shahidhojatrahimi