••🦋🌹••
🌷امام حسن مجتبی(ع) در مکاشفه به میرزای ایمانی فرمودند:
به مردم بگویید #توبه کنند و برای تعجیل ظهور حضرت حجت دعا نمایند
چرا که دعا برای ظهور یک #واجبعینی است.
📚 صحیفة المهدیه ۵۱
#امام_خمینی ره
برای# جوانان #توبه آسان تر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریع تر می تواند باشد.
روح #جوانان لطیف است و انعطاف پذیر و
آن قدر که در پیران حبّ نفس و حبّ دنیا است
در جوانان نیست.
#جوان می تواند با آسانی نسبی خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد
و به معنویات گرایش پیدا کند.
#خودسازی
@raheraoshan
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_حسین
#توبه
▪️سرنوشت دائمالخمری که مداح شد
🏴روضه حر، مجتبی و پدرش را به بچگیها میبرد. به شبی که بابا شیشه مشروب را دست پسر هشتساله داد که مزهمزه کند که قیافه بچه، بهانه خنده رفیقان بدمستتر خودش شود. نمیدانست مجتبی هم راه پدر را در پیش گرفته و در جوانی دائمالخمر میشود، اما...
🔸کارگردان و روایتگر : سودابه رنجبر
🔹نویسنده: عطیه اکبری (برگرفته از یک قصه واقعی)
🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃
@neday_e_zardin
✅شیعه شدن مرد#شامی با استدلال های امام سجاد علیه السلام
🔰هنگامی که اهلبیت وارد شام شدند پیرمردی به نزدیکی اهلبیت امام حسین علیهالسلام آمد و گفت: «خدا را شکر که شما را کشت و کشور را از مردان شما راحت کرد و امیرالمؤمنین را بر شما پیروز ساخت.»
❇️امام سجاد (علیه السلام) به او فرمود: «پیرمرد! قرآن خواندهای؟» گفت: آری.
فرمود: آیا این آیه را میدانی: «قل لا اسئلکم علیه اجراً الّا المودَﺓ فی القربی؛ بگو جز مودت خویشاوندان از شما مزدی نمیخواهم.»
🔹گفت:«آری، خواندهام.» فرمود: «ای پیرمرد! ما همان#ذویالقربی هستیم.»
❇️آیا این آیه را خواندهای که: «و آت ذا القربی حقه؟ حق خویشاوندان را ادا کن.» گفت: خواندهام.
🔹فرمود:ما همان#ذوالقربی هستیم.
❇️آیا این آیه را خواندهای؛واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی؛ بدانید آنچه غنیمت به دست آوردید، خمس آن مال خدا و پیامبر و ذیالقربی است. گفت: آری.
🔹حضرت فرمود: «پیرمرد! آن#ذیالقربی ماییم.»
❇️آیا این آیه را خواندهای:انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛ خداوند اراده کرده که پلیدی را از شما خاندان دور کند و شما را کاملاً پاک سازد. پیرمرد گفت: خواندهام.
🔹حضرت فرمود:
ما همان#اهلبیتی هستیم که خداوند آیه تطهیر را مخصوص ما ساخته است.
❇️راوی گوید: آن مرد ساکت ماند و از حرفی که زده بود پشیمان شد و گفت:به خدا آیا شما همانهایید؟
🔹امام سجاد (علیه السلام) فرمود:به خدا بیتردید ما همانهاییم. به حق جدمان پیامبر خدا ما همانهاییم.
❇️آن مرد گریست. عمامهاش را از سر افکند،سر بهسوی آسمان گرفت و گفت:خدایا من از دشمنانِ خاندان پیامبر،از جن و انس به درگاهت بیزاری میجویم.آنگاه گفت: آیا برای من راه توبه باز است؟
🔹امام فرمود:آری،اگر توبه کنی خدا میپذیرد و بامایی.گفت:#توبه کردم.این خبر به یزید رسید، دستور داد او را کشتند.
📚لهوف،ص۲۱۱
📚مقتل خوارزمی،ج۲،ص۶۱
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━
☘❀@Yafatimaha❀☘
━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━
12.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
#داستانک
🔵 رضا سگ باز ...
یه لات بود تو مشهد...
هم سگ خرید و فروش میکرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!
یه روز داشت میرفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن ... که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش میکنه.
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت : ”فکر کردی خیلی #مَردی؟!“
- رضا گفت: بروبچهها که اینجور میگن.....!!!
+چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!
به #غیرتش برخورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه...!
مدتی بعد....
شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای #دعوا میاد....!
چند لحظه بعد با دستبند، رضا رو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن :
”این کیه آوردی جبهه؟!“
رضا شروع کرد به #فحش دادن (فحشای رکیک!)
اما چمران مشغول نوشتن بود!
وقتی دید چمران توجه نمیکنه، یه دفعه سرش داد زد : ”آهای #کچل با تو ام.....! “
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله #عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“
- رضا گفت: داشتم میرفتم بیرون که #سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!
+ چمران : ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“
... چمران و آقا رضا تنها تو سنگر .....
- رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیدهای، چیزی؟!!
+ شهید چمران : چرا؟!
- رضا : من یه عمر به هرکی #بدی کردم، بهم بدی کرده....! تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....
+ شهید چمران :
اشتباه فکر میکنی....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی میکنم، نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با #خوبی بهم جواب میده! هِی آبرو بهم میده.....
تو هم یکی رو داشتی که هِی بهش بدی میکردی
ولی اون بهت خوبی میکرده.....!
منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …
رضا جا خورد! ....
..... رفت و تو سنگر نشست.
آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمیرفت، زار زار #گریه میکرد! تو گریههاش میگفت:
یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟
اذان شد.
رضا #اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.
..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد.
پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمینافتادن اومد.....
رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد......!
(فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)
بهبه!!
یه #توبه و #نماز واقعی !!
🇮🇷اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🇮🇷
کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی👇
https://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani