eitaa logo
کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی🇮🇷
1.3هزار دنبال‌کننده
16.1هزار عکس
15.9هزار ویدیو
212 فایل
*اللهم عجل لولیک الفرج* شهیدمدافع حرم در سجده‌یِ آخرِ نمازهایش این دعا را میخواند: ‌اللهم أخرِج حُب الدُّنیا مِن قُلوبِنا...✨ تاریخ تولد🎂:1361/1/2 تاریخ شهادت🕊️:1395/7/7 مزارشهید🥀:باغ بهشت همدان «زیرنظر همسر شهید» ادمین پیشنهادات:۰۹۱۸۵۴۶۱۲۶۰
مشاهده در ایتا
دانلود
یه شب با آقارضا رفته بودم کوه؛ انگار بالاتر از ستاره ها بودیم. چراغ های شهر زیر پامون می درخشیدن... بعد از چند دقیقه سکوت عمیق و نگاهی که به دوردستها داشتیم، با یه جمله، اون سکوت سنگین رو شکستم... یه جورایی کوه رفتن توی شب تاریک، منو ترسانده بود؛ یاد شب اول قبر افتاده بودم... گفتم آقارضا! شما از مرگ می ترسید؟!! همانطور که توی حال خودش بود، بدون اینکه صورتش رو برگردونه، محکم و باصلابت گفت: نه... بعدها با خودم گفتم مگه کسی که با پای خودش به میدان رزم میره، از مرگ می ترسه؟! شهدا مرگ رو زیر انگشتانشون له کرده بودن؛ شهدا مثل کوه بودن که آرامش اهل زمین رو تضمین کرده بودن تا ما بتونیم توی مدت عمرمون، رو پیدا کنیم و به راه اونا بریم...🕊💫 حالا ما هم باید مثل پروانه هایی که رو فهمیده بودن، دنبال نور بریم و از فنا شدن در خدا نهراسیم...🦋 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
حاج رضای عزیز و با اخلاص توی سوریه تیر به کتفشون خورد ولی برنگشتن عقب (نه برگشتن ایران یا دمشق یا حلب یا بیمارستان صحرایی) بلکه بعد از پانسمان در دو سه کیلومتری سد موندن و روزها میومدن روی سد؛ جایی که مونده بود، نه بهداشت داشت، نه امنیت؛ هر روز خمپاره کنار مقرشون میخورد ولی حاجی موند در کنار نیروهاش... حتی بعد چند روز که نصف بچه ها برگشتن ایران، با پایان ماموریت و بنا به دستور، بازم حاجی کنار باقی بچه ها موند. روی "تل العیس" که بعدا آزادسازی و گرفته شده بود و دقیق در لبه جلویی نبرد بود و حاجی اونجا موند با بچه ها روی العیس... کجای عالم همچین فرماندهی و همچین فرماندهانی هست؟ به راستی فرمانده دلها بود... اینو بگم یکی از رفقای پشتیبانی میگفت: که حاج رضا شب ها از درد به خودشون می پیچیدن تا جایی که اشکشون در میومد؛ اون سمت از سینه و کتف و بازوشون که تیر خورده بود، به کلی سیاه و کمبود شده بود 😭 ولی موند... حاج رضا به خدا که خیلی مرد بودی... راوی: دوست و همرزم 🥀 🕊 (سلام‌الله‌علیها)🌠 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
30.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رضاجان! ای کاش هر وقت که من به تو می اندیشم تو هم به من بیاندیشی...💔 یاد تو اگر چه در دلم طوفان به پا می کند اما با همه دلتنگی هایش مرا به ساحل آرامش می رساند🕊 ای کاش بدانی که دوری ات چقدر دلم را به صخره ها کوبانده است💔 و ای کاش بدانی که با تمام اینها بازهم دوست دارم در هوای تو نفس بکشم و از تو بگویم و در زیر رعد و برق خاطراتت بارانی شوم😭 آری! بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 💞 🌷 🏴 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی🇮🇷
دیشب توی یکی از موکب ها دعوت شده بودم که ادمین بزرگوار کانال شهیدالوانی رو دیدم؛ بعد از سلام و احوال
رضا جان! امروز که میخواستم کوله پشتی ام را آماده کنم، دلم هوای کوله پشتی تو را کرد؛ از داخل کمد که خارجش کردم، با اینکه وسیله ایی در آن نبود اما احساس کردم که چقدر سنگین است؛ حالا این کوله پشتی خالی تو بود که اینقدر سنگین بود و تو با آن کوله‌ی پُر و سنگین باید چه پستی‌ها و بلندی هایی را در حال جنگ و رزمایش، در سرما و گرما، در کوه و بیابان و روزها و شبها برای حفظ آرمان های الهی و حفظ مرزهای این آب و خاک و پایداری انقلاب اسلامی در سرتاسر جهان اسلام‌ تحمل می نمودی تا امت اسلام در سایه امنیت و اقتدار، راه حقیقت را از بی راهه ها بشناسند ...♥️🌠 و حالا عده‌ایی از پاسدار چه می‌فهمند...؟! و تو خود می گفتی: یعنی ماموریت؛ یعنی دلتنگی؛ یعنی تحمل سختی ها و دوری ها و پاسدار یعنی کسی که مزد تحمل سختی هایش، است.🕊🌷 و شهادت هرکس نمی شود چرا که شما بسیج های مخلص، علاوه بر تحمل سختی های طاقت فرسای جسمی، چه زیبا از تمام دلبستگی هایتان برای رضای آن پیدای پنهان دل بریدید...💔🕊 آری! دوباره می گویم؛ هرکس نمیشود... شما نمایندگان و سفیران خداوند در این کره خاکی بودید که رسم خوب آمدن و خوب زندگی کردن و خوب پرکشیدن را به ما آموختید... ما نیز یادتان را زنده می کنیم تا را یادمان نرود... شما هم دست ما را بگیرید که سخت محتاج یاری تان هستیم...🌷🕊🤲🕊🌷 💔 🥀 🕊 http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
8.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو سال با هم زندگی کردیم؛ اینقدر دوستش داشتم که هرجا میگفت بریم، بی چون و چرا قبول میکردم.😊 یه روز تازه از تهران اومده بودیم همدان؛ آقارضا بهم گفت میای بریم سنندج؟ بهش گفتم با اینکه خیلی دلم برای خانواده ام تنگ شده، ولی هرجا شما بگی باهات میام...🕊 آقارضا دستش رو روی سینه گذاشت و باهمون لبخند همیشگی بهم گفت: 🥰 یه روز هم سیزده به در یکی از قوام دعوتم کرده بود ولی آقارضا گفت میای باهم بریم بیرون؟! گفتم هرجا تو بری باهات میام...👌 اما حالا دیگه نمی دونم اون جایی که رفته، منم باخودش می بره یا نه...🕊😭💔 💐 🥀 ༺◍⃟🌼჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی👇 https://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
سلام و رحمت توفیقات روز افزون ان شاء الله نصیبتون حقیر گمنام به اتفاق دخترعزیزم در طریق المهدی ۱۴۰۴/۰۱/۲۶ قم المقدسه به یاد شهید الوانی گرانقدر و اعضای محترم کانال شهید 🙏 ༺◍⃟🌼჻ᭂ࿐❁❥༅••┅┄ کانال رسمی شهید محمدرضا الوانی👇 https://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani