حاج احمد هیکل درشتی داشت. بچه ها سر به سرش می گذاشتند. با این هیکل درشت چطور می خواهی توی قبرهای کوچک گلزار شهدا جا شوی؟!
می خندید و می گفت: همین قبرها هم برای من زیاد است. آرزویش این بود که اربا اربا شود.
وقتی در ابتدای عملیات کربلای پنج، در پشت خاکریز در حال ساخت، مستقر شده بود، گلوله توپی خاکریز را مورد هدف قرار داد. ترکش های گلوله بالای سینه و پاهایش را برده بود. شده بود یک تکه گوشت له شده. همان که می خواست؛ اربا اربا.
🌷شهید حاج احمد کریمی
#مدیون_مدیون_شهدا
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷به یاد شهداء
وقتی دختر شهید مدافع حرم بعد از شهادت پدرش بیحجاب و با خدا قهر کرده بود اما وقتی خواب پدرش را میبینید زندگی او متحول میشود
شهید گردان فاطمیون🕊🌹 بسم الله جعفری
#مدیون_مدیون_شهدا