فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼🌸صبحِ زیبا تون بدونه دلتنگی
🌸🌺 آرزویم این است ؛🌺🌿
🌺🌼 که دلت خوش باشد ...
🌸🌺 نرود لحظه ای از ...
🌺🌼 صورتِ ماهت لبخند ...
🌸🌺 نشود غصّه ...
🌺🌼 کمی نزدیکت ...
🌸🌺 لحظه هایت ...
🌺🌼 همه زیبا و قشنگ ...
🌸🌺 از خـدا می خواهم...
🌺🌼 که تو را ...
🌸🌺 سالم و ...
🌺🌼 خوشبخت بدارد ...
🌸🌺 همه عمر ...
🌺🌼 و نباشی دلتنگ ...
🌸🌺 و بدانی که ...
🌺🌼 کسی هست هنوز ...
🌸🌺 که تو را یاد کند 🌺🌿
🌺🌸صبح زیباتـون گــلـبــارون
🌼🌺روز گارتون بر وقف مراد
❤️اللهم عجل لولیک الفرج ❤️
#کانال_شهیدمحمدنکاحی ❤️
9.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥حدودا یک هفته دیگر به ماه رمضان مانده
و برخی کم کم برای توجیه روزهخواری دچار زخم معده، زخم اثنی عشر، زخم روده، زخم بستر و ... میشوند
این کلیپ را حتما ببینید...
📡 با ما به روز باشید...
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4488🌷
#حسرت_آن_حالتها....🌷
🌷با آقا مهدى و شهید صادقی رفته بودیم شاهرود برای بررسی مشکلات سپاه و بسیج آنجا. شهید زین الدین روی بچههای شاهرود خیلی حساب باز میکرد. نیروهای زبدهای که رزمندگان گردان کربلای لشکر ١٧ بودند.
🌷کارمان که تمام شد سوار ماشین شدیم تا برگردیم اما آقا مهدی با لبخند و ملایمت آمد جلو و گفت: «حاج آقا، بچهها میگن تا مشهد راهی نمونده اگه قبول کنین بریم زیارت و برگردیم. زیاد طول نمیکشه.» تا آمدم حرفی بزنم شهید صادقی نشست پشت فرمان و دور زد سمت مشهد.
🌷نزدیک مشهد که شدیم حال و هوای شهید زین الدین دیدنی بود. سکوت کرد و رفت توی خودش. تمام حواسش جمع امام رضا (ع) بود. وقتی رسیدیم اولین کاری که کرد غسل زیارت بود. بعد هم راه افتاد سمت حرم. تا صبح ماند. هنوز هم که هنوز است حسرت آن حالتهایش را میخورم. حسرت آن اشکها، نالهها و بیداری سحرگاهی اش.
🌹خاطره اى به ياد فرمانده شهيد مهدى زين الدين، فرمانده لشكر ١٧ على بن ابيطالب (ع)
#راوى: مرحوم حجّت الاسلام ايرانى
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج❤️
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
♥️ @shahidnekahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺تنها گنجی که
💓جستجو کردن آن به
🌺 زحمتش می ارزد !
💓دوست واقعیست
🌺و تو ای دوست من
💓بهتــرین گنجـــی
🌺امیـدوارم در این روز زیبا
💓دست به هر کاری بزنید
🌺ارزشی بیش از طلا بیابید
💓و دلگرم از آن باشید
🌺و همیشه خدا
💓بهترینها را سر راهتون قرار بده
❤️اللهم عجل لولیک الفرج ❤️
🔸 میگن آدم ها خیلی شبیه کتاب هایی که میخوانند میشوند!
خوشا آنکس ڪه قران را فـرا گیرد..
🌹 رفیق ...!
نزار خاک بخوره روی میز و طاقچه '
اگه میخوای بنده واقعی برای خدا باشی #قـــــــرآن بخون و عمل کن..
بعد شبیه اونی میشی که خدا میخواد
قطعا کسی که با قرآن انس بگیره و رفیق بشه، هیچوقت احساس تنهایی نمیکنه
🌺الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم🌺🕊
تـــلاوت آیات قـــــرآن ڪریــم؛
۩ بــِہ نـیّـت
شهید حمید سیاهکالی مرادی
#صفـــ۱۱۲ــفحه 📚
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4490🌷
#میريم_ميدان_مين!🌷
🌷داشتیم برمیگشتیم. کار تمام شده بود كه خوردیم به کمین عراقی. هم ما اونارو ديديم و هم اونا مارو. تاریکی شب، مجال فکر كردن رو از آدم میگرفت. علی آقا هم توی آموزش اینجوری بهمون یاد داده بود كه تو كار شناسايى نبايد با عراقيها درگير بشى، مبادا اسیر شين عملیات لو بره! اما این دفعه خودش هم باهامون بود. گفت: میریم تو ميدان مین! جدى گفتم: شوخی میکنی؟! خنديد و افتاد جلو. پاک قاطی کرده بودیم. توی فکر بودم که پاهام گرفت به یه سیم تله. گفتم: علی آقا گير كردم، پامو بردارم مین منفجر میشه!
🌷....بازم خندید و گفت: چیزی نیست، سریع بیا به سمت من. ده متر دور نشده بودم که دو تا مین منور روشن شد و يه مین گوشت کوبی هم منفجر. هنوز نفهميدم از كجا میدونست که مین ها بلافاصله عمل نمیکنن! عراقی ها هم اصلاً آفتابی نشدند. آب که از آسیاب افتاد، گفتم: مگه تو آموزش نمیگفتی نباید جاى ما لو بره؟ گفت: چرا، اما اینجا، جاى ما براى اونا لو رفته بود، اونا مارو ديده بودند! من میخواستم اونا بدونند كه ما هم اونارو ديديم. هیچ راهی نداشت، الا روشن شدن منور.
🌹خاطره ای به یاد فرمانده شهید علی چیتسازیان نابغه جنگ
📚 کتاب "دلیل"
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
❤️اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج❤️
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
♥️ @shahidnekahi
6.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک نگاھت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها میفھمند...
رفیق شهیدم ابراهیم هادی🕊🌹❤️
6.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐 #درس_اخـــلاق
🔻هر چی بخوای تو نماز هست
🔻حجتالاسلام قرائتی
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈