eitaa logo
به محفل شهدا خوش آمدید
124 دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
2 فایل
شهادت یعنی ... متفاوت به آخر رسیدن وگرنه مرگ پایان همه قصه هاست 🌷 @Ekram_93 «اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک» ♡خدایا سرانجام ما را سعادت و شهادت در راه خودت قرار ده.‏♡
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 ●همسر شهید وحید نومی گلزار می گفت: روز عاشورا به آقا وحید می‌گویند بیا به زیارت برویم که ایشان پاسخ می‌دهد اگر به گفته امام حسین(ع) بخواهم عمل کنم همین‌جا هم می‌توانم زیارتم را انجام دهم. وحید ظهر عاشورا بعد از خواندن نماز شهید شد و شهید ظهر عاشورا لقب گرفت. ●ولادت : ۱۳۶۱/۵/۵ تبریز ●شهادت : ۱۳۹۴/۸/۲ بیجی ، عراق 💠 @masjed_ayatolla_hshahidi
💬در عملیات رمضان آن طور که از بی سیم ها خبر میرسید، یک گردان از بچه های ما بعد از رفتن به جلو و شکستن خط، در محاصره عراقی ها گیر افتاده بودند. آقا مهدی با شنیدن این وضعیت، بی معطلی نشست پشت جیپ و خودش رفت سمت خط. دل شیر داشت. وقتی پای جان نیروها وسط بود، لحظه ای درنگ نمی کرد. نمی دانم چقدر از رفتنش گذشته بود که خبر آوردند آقا مهدی مجروح شده و انتقالش داده اند به پست امداد. تیر درست از فاصله چند میلی متری قلبش رد شده بود. بعدها رضا قاضیان از پرستارهایی که در پست امداد بود، برایم تعریف کرد که: وقتی آقا مهدی را آوردند، سینه اش غرق خون بود. به دلیل عمیق بودن زخم و فاصله کمش با قلب و بالا بودن ریسک کار، امدادگر گفت که بهتر است او را به بیمارستان منتقل کنند تا در اتاق عمل، گلوله را در بیاورند، اما آقا مهدی زیر بار نرفت و گفت نمی توانم وسط عملیات، نیرئها را رها کنم و بروم. از آن ها اصرار و از آقامهدی انکار. او از بچه های امداد خواست که همانجا فکری برایش بکنند. هرچه بچه ها گفتند که اینجا امکانات جراحی محدود است و از همه مهم تر، نمی توانند بی هوش کنند، قبول نکرد و گفت که بی هوشی لازم نیست. خدا می داند و خود آقامهدی که تا آن گلوله بدون هیچ بی هوشی و بی حسی از توی قفسه سینه اش بیرون کشیده شد، چه دردی را تحمل کرده و دم نزده.. 🎙روایت غلامحسن سفیدگری 📚گزیده ای از کتاب (ف.ل.۳۱) 🇮🇷 💠کانال شهید 👇 @Mehdibakri2