eitaa logo
به محفل شهدا خوش آمدید
124 دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
5.3هزار ویدیو
2 فایل
شهادت یعنی ... متفاوت به آخر رسیدن وگرنه مرگ پایان همه قصه هاست 🌷 @Ekram_93 «اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک» ♡خدایا سرانجام ما را سعادت و شهادت در راه خودت قرار ده.‏♡
مشاهده در ایتا
دانلود
مَنِش شهید عبدالمهدی مغفوری ▫️نمازهایی می‌خواند که من ساعت‌ها متحیر می‌ماندم. در سجده‌ها و دعای دستش، دعا کمیل می‌خواند و دائم‌الوضو بود. ▫️در مقابل پدر و مادر دو زانو می‌نشست و هر وقت به دیدن آن‌ها می‌رفت دستشان را می‌بوسید و وقتی هم خداحافظی می‌کرد باز دست آن‌ها را می‌بوسید. ▫️همیشه با محاسن شانه کشیده، تمیز و لباس‌های مرتب در اجتماع حاضر می‌شد. می‌گفت حزب‌الهی بودن یعنی نظم و انضباط باطن و ظاهر. ▫️چون قالی‌های جهیزیه‌ام قیمتی بود، روی آن‌ها نمی‌نشست. می‌گفت: نشستن روی این قالی‌ها مرا از یاد محرومان غافل می‌کند، یک فرش ساده مانند حصیر گوشه خانه گذاشته بود و روی آن می‌نشست. شهید معاونت ستاد لشکر ۴۱ثارالله به روایت همسرش
هدایت شده از بهشت ایران
گفتم: در جبهه، در سخت‌ترین عملیات‌ها، حاج قاسم سلیمانی که اعتقاد و علاقه عجیبی به شهید مغفوری داشت، از او خواهش می‌کرد که بیاید و برای جمع سخنرانی کند .. هرکس به کارش گره‌ای می‌خورَد، می‌آید اینجا و با توسل به شهید مغفوری، مشکلاتش را حل می‌کند. سیدحسین می‌گوید «پس آن شهیدی که حاج قاسم می‌گفت مزارش شفاخانه است، همین شهید مغفوری بوده.» از کتاب "کریمانه" شهید بهشت ایران🌷 https://eitaa.com/joinchat/3597009274C1a537d7bca
هدایت شده از بهشت ایران
توی خط فاو داشت برای نیروهای عازم خط مقدم سخنرانی می‌کرد که باران شدیدی شروع شد. چون نیروها اورکت نداشتند، حاجی اورکتش را درآورد و به صحبتش ادامه داد. یکی از نیروها می‌گفت: عمل آن روز حاجی تأثیرش بیشتر از حرف‌هایش بود. به روایت همرزم شهید بهشت ایران🌷  https://eitaa.com/joinchat/3597009274C1a537d7bca
💚محو روضه‌ی امام حسین علیه السلام؛ هر هفته توی خونه روضه داشتیم ، وقتی آقا شروع می کرد به خوندن ، تا اسم امام حسین (ع) می اومد حاجی رو می‌دیدی که اشکش جاری شده. حال عجیبی می‌شد با روضه امام حسین علیه السلام انگار توی عالم دیگه ای سیر می کرد... یک بار وسطِ روضه ، مصطفی رفته بود بشینه رو پاش متوجه بچه نشده بود، انگار ندیده بودش! گریه‌کنون اومد پیش من، گفت: « بابا منو دوست نداره.. هر چی گفتم جوابم رو نداد ...» روضه که تموم شد، گفتم: «حاجی، مصطفی اینطوری میگه» با تعجب گفت: «خدا شاهده نه من کسی رو دیدم نه صدایی شنیدم...» از بس محوِ روضه بود ... به روایت: همسر شهید شهید 🌷 قائم‌مقام ستاد لشکر۴۱ثارالله شهادت: عملیات‌کربلای‌چهار ۱۳۶۵ ─━━━⊱❅✿•❅•✿❅⊰━━━─ ➡️@motevasselin_be_shohada 💝 متوسلین به شهدا 💝