شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
#شکیبی_اصفهانی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
گفتم بدَوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را
پُر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
#محمدعلی_بهمنی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشد
دو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید
چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی
نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید
#مولوی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
مدامم مست میدارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
خرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
من و بادِ صبا مِسکین دو سرگردانِ بیحاصل
من از افسونِ چشمت مست و او از بویِ گیسویت
#حافظ
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
از مایه بیچارگی قطمیر مردم می شود
ماخولیای مهتری سگ می کند بلعام را
#حافظ
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
عطر تو را نفس زدم؛ درونِ سینه آنقَدَر
که آه هم که می کشم؛ بوی تو پخش می شود!
بریز هر چه رنگ را؛ به پرده ی جهانِ من
که روی بومِ من فقط؛ نقشِ تو نقش می شود
#هوتن_هنرمند
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
گفتم کجا جویم تو را
پیوسته می بویم تو را
عمریست میپویم تو را
طفلی که در ره پیر شد
گفتا منم چشم انتظار
هر صبح تا شب بی قرار
خواهم کشیدن دل فگار
آهی که دیگر دیر شد
گفتم جهان مَر تو بودی
دُرّ و زر و گوهر بودی
جانی مرا آخر بودی
جانی که از جان سیر شد
#محمدعلی_عباسی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست
گیسوت عنبرینه گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیورست
#سعدی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
تولدت مبارک ای کسی که به زندگیم رنگ تازه ای بخشیدی
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
#حافظ
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
#عماد_خراسانی
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi
یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
#بابا_طاهر
#شاهکار_ادبی
#shahkar_adabi