🔻قصهگویی آرام و صادق
(یادداشتی بر رمان #ایران_شهر اثر #محمدحسن_شهسواری به قلم #کمال_الدین_مشکین_رود)
▪️«...شاید اصلیترین مولفه "ایرانشهر" دوری از بازیهای پرطمطراق شبهروشنفکری با روایت باشد؛ یعنی پرداختن به جان مطلب بدون این پا و آن پا کردنهای بیهوده و پستمدرن بازیهای رایج باطل در قصهگویی. فهم در دسترسی که نویسنده با نحوه قصهگویی ساده خود برای مخاطب ایجاد میکند، اتفاقاً نهتنها مولف را از ذکر نکات و حرفهای عمیق دور نمیکند، بلکه فضا را برای ایجاد موقعیتهای مهم دراماتیک فراهم میکند. دیگر اتفاق مهم در این اثر، به نظرم بیان صریح و شفاف مولف است...»
🔗 ادامۀ این یادداشت را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/10956
☑️ @ShahrestanAdab
🔻روایت شهسواری از #ایران_شهر و کار با شهرستان ادب
(گفتوگو #محمدحسن_شهسواری با خبرگزاری ایبنا)
▪️«...از روزی که شروع کردم تا روزی که اولین کلمه را نوشتم، هشت ماه طول کشید. اما مساله این است که تا روزی که این رمان تمام نشود، پژوهشش هم تمام نمیشود. همین دو روز گذشته از صبح زود که بیدار شدم تا وقتی که خواستم بخوابم، داشتم کتاب میخواندم و سرچ میکردم و تحقیق میکردم برای صحنه بعدی که میخواهم بنویسم. حدود ۲۱۰ کتاب دارم که بهشان مراجعه میکنم. تعداد کمتری فیلم و خودم هم که برای تحقیقات میدانی رفتهام. کل مسیر عراقیها از شلمچه تا پل خرمشهر را فیلم گرفتهام. و با افرادی مهم درگیر در آن روزها هم مصاحبه کردهام. و باز هم سر هر چیزی باید تحقیق شود. بنابراین کار تحقیق این رمان تمام ده سالی که برایش در نظر گرفتم ادامه خواهد داشت. چون رشته من در کارشناسی ارشد، روش تحقیق بود، با اصول چنین کار پژوهشی آشنا هستم. اما یک مورد از کارهایی که انجام دادهام را اگر بخواهم بگویم؛ این است که همه ۴۰۰ صفحه فرهنگ اصطلاحات خرمشهر را تایپ کردم تا با آن آشنا شوم...»
🔗 متن کامل این گفتوگو را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/11187
☑️ @ShahrestanAdab
🔻«مسلمانان!» به روایت #محمدحسن_شهسواری | از کتابِ #وقتی_دلی
(سیوپنجمین صفحه از #یک_صفحه_خوب_از_یک_رمان_خوب به بهانۀ #هفته_وحدت)
▪️«از سالیان بسیار دور عبادتگاهی در اطراف مکه بود که اندک یگانهپرستان مکه که به دین ابراهیم بودند و به آنان حنفی می گفتند، در آن جا خداوند را عبادت می کردند. آن روز چشم همه به در عبادتگاه دوخته شده بود. مصعب در کنار پدرش ناظر این صحنه بود. لحظهای بسیار مهم در تاریخ مکه بود. اگر چه قبایل قول داده بودند هر چه حکم گفت بپذیرند، اما همه می دانستند شخص حكم بسیار مهم است و اگر کسی نباشد که همه بر خرد و بزرگی او صحه بگذارند، باز جنگ و جدال باز خواهد گشت...»
🔗 متن کامل این صفحه را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/11229
☑️ @ShahrestanAdab
🔻در امتداد هم | یادداشت #علی_اصغر_عزتی_پاک مدیر دفتر داستان شهرستان ادب
(به بهانۀ درخشش دو رمان #مدرسه_رمان در جایزۀ جلال)
▪️امشب که ۲۱ آذرماه سال ۱۳۹۸ است، ما در جشن اختتامیۀ #جایزه_جلال آل احمد بودیم. در این شب دو تن از دوستان نویسندهام جایزه گرفتند؛ یکی تقدیر شد با #وضعیت_بی_عاری و دیگری تحسین شد با #پس_از_بیست_سال. اولی #حامد_جلالی است که من از دهۀ هفتاد دوستش هستم، و دومی #سلمان_کدیور که در دهۀ نود افتخار آشنایی و رفاقتش را پیدا کردم. به این دوستیها افتخار میکنم. تبریک میگویم بهشان و روزهای بهتری را برایشان آرزو میکنم. در خوانشی که من دارم، این دو کتاب در امتداد هم هستند؛ بیاینکه نویسندههاشان چنین قصدی داشته باشند و یا خبری از کار همدیگر گرفته باشند هنگام نگارش. هر دو ریشههای افتخارآمیز و عبرتآموزمان را میجویند و به تصویر میکشند تا راهی فراروی ما بگذارند برای فردا و فرداها. هر دو دغدغهمند هستند و هر دو از عمق جان برآمدهاند. پس اگر که بر دلها مینشینند و تسخیر میکنند برای ساعاتی خوانندگانشان را، حق است و اقتضای قانونی نانوشته اما مسلط. شنیدن صدای این دو نویسنده و دیگر نویسندههای کشورمان، با تمام تنوع و اختلاف دیدگاههایشان، بر همگان فرض است و البته برای میهنمان پربرکت.
ممنونم از سرکار خانم #بلقیس_سلیمانی و آقایان #محمدحسن_شهسواری و #حمیدرضا_شاه_آبادی برای همراهی و راهنمایی؛ و از #علی_محمد_مودب برای همه چیز.
☑️ @ShahrestanAdab
🔻از ایرانشهر تا تحریر دیوانگی
(معرفی دو اثر داستانی شهرستان ادب به قلم #مینو_رضایی)
▪️ «...جملاتی که خواندید، بخشی از جلد یک رمان #ایران_شهر به قلم #محمدحسن_شهسواری است. شهسواری که پیش از این چاپ رمان بسیار موفق و پرفروش "وقتی دلی" را به مؤسسۀ شهرستان ادب سپرده بود، اینبار قرارداد یک مجموعۀ ده جلدی را با این انتشارات ثبت کرده است. روایت "ایرانشهر"، روایت مقاومت سیوچند روزۀ خرمشهر است. داستان از دو روز قبل از حملۀ عراق یعنی ۲۹ شهریور سال ۵۹ شروع میشود و تا پایان چهارم آبانماه همان سال ادامه پیدا میکند. شهسواری برای نگارش "ایرانشهر" حدود چهار سال زمان گذاشته و جزئیترین مدارک و فیلمها و خاطرات مربوط به این مقاومت را جمعآوری کرده و با دادن پروبال داستانی به مستندات، اثرش را بهصورت رمانی حماسی در مجموعۀ "ایرانشهر" عرضه کرده است. بد نیست بدانید در جلد اول این مجموعه، تنها تا پایان روز سوم مقاومت روایت شده است!...»
🔗 متن کامل این یادداشت را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/11316
#تحریر_دیوانگی
#مهدی_زارع
☑️ @ShahrestanAdab
🔻شهسواری: ایرانشهر وامدار خاطرهنویسان و نویسندگان پیش از خود است
(نشست رونمایی سه جلد اول رمان #ایرانشهر با حضور #محمدحسن_شهسواری و #علی_اصغر_عزتی_پاک)
▪️«...معمولاً اسم گذاشتن برایم بسیار سخت است و این کتاب نیز تا مدتها اسم نداشت. ایرانشهر اسم بزرگی بود و بضاعت من اندک. ظرف و مظروف به هم نمیخورد اما وقتی جلوتر رفتم و فهمیدم قرار است چه رمانی بنویسم به خودم قول دادم حاصل چیزی شود که در خور این نام باشد. فضای رمان هم این اجازه را به من میداد. از صدسال پیش جنوب خوزستان مرکز اقوام ایرانی بوده است؛ آبادان به خاطر پالایشگاه و خرمشهر به خاطر بندر بودنش. و نیز وقتی جنگ شروع شد مردم از تمام نقاط ایران برای دفاع به آنجا آمدند.
بیش از ده کتاب در حوزه خاطرات جنگ منتشر کردهام که برخی از آنها در همین ایرانشهر استفاده شده. مثلا خاطرات یکی از کلاهسبزهای نوهد که ۲۱ ساعت با او مصاحبه کردم. ضمن آن که فصلهای مبسوطی در اولین و ششمین رمانم در جنگ میگذرد...»
🔗 مشروح این نشست را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/11707
🔗 «ایرانشهر» را از فروشگاه اینترنتی #ادب_بوک تهیه نمایید:
www.adabbook.com
☑️ @ShahrestanAdab
🔻رمان ایران
(دربارۀ #ایرانشهر اثر تازۀ #محمدحسن_شهسواری به قلم #محمدصالح_سلطانی)
▪️«...رمان سترگِ آقای شهسواری، مثل یک فرش دستباف، چشمنواز است و ظریف. حاصلِ آمیختگیِ تکنیک و تعهد، چیزی شده که با خیال راحت میتوانیم آن را "هنر متعهد" بنامیم. دستکم تا اینجا، یعنی انتهای جلد سومِ کتاب که منتشر شده و به بازار آمده، خیالمان از خواندنِ یک رمان خوب راحت است. اینکه در ادامه چه اتفاقی برای ایرانشهر میافتد و به چند جلد میرسد را هنوز هیچکس نمیداند. اما این را خوب میدانیم که «ایرانشهر» تا همینجا هم یک رمان خطشکن است و نشاندهندهی ظرفیتِ بزرگی که سالهای دفاع مقدس برای ادبیات ایران آفریده. ظرفیتی که تنها روایتِ پنج-شش روز از آن، سه جلد رمان میشود.
رمان ایرانشهر، روح دارد. روحِ سرزمینی که برای روایتِ حماسههایش کلمه، و برای گفتن از قهرمانانش قصه کم داریم. کاش کارگردانی پیدا شود و کیمیای این رمانِ هنوز ناتمام را در قالب یک سریال ۱۰۰ قسمتی، نشانِ مردمِ ایران دهد. ایرانشهر، ادای دِینِ کلمههاست به قهرمانها؛ و یک درخششِ خیرهکننده از ادبیاتِ ایرانی. یا به بیان بهتر: ادبیاتِ متعهدِ ایرانی.»
🔗 متن کامل این یادداشت را در سایت شهرستان ادب بخوانید:
shahrestanadab.com/Content/ID/11740
🔗 این اثر را از فروشگاه اینترنتی #ادب_بوک تهیه نمایید:
adabbook.com
☑️ @ShahrestanAdab
34.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معرفی رمان «ایرانشهر» اثر «محمدحسن شهسواری»
🔸#ایرانشهر نوشتۀ #محمدحسن_شهسواری، یک رمان چندجلدی است که به روایت شهر خرمشهر از روزهای نخست جنگ تا سقوط میپردازد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، خرمشهر صحنه نبرد خیابانی میان مدافعین خرمشهر و نیروهای متجاوز بعثی شد و پس از مدتی در ۴ آبان ۵۹ این شهر به دست نیروهای متجاوز اشغال شد. سرانجام در خرداد ۶۱ طی یک سلسله عملیات این شهر آزاد شد و سرنوشت جنگ تغییر کرد. شهسواری با مطالعات فراوان و استفاده از زبانی داستانی به بیان اتفاقات آن برهه از تاریخ ایران پرداخته است.
🔹قسمتی از کتاب:
زنها چهطور در مورد چیزهایی که به دلشان مربوط میشود، این قدر بالغانه عمل میکنند. جمشید گاه گمان میکرد نکند اسلام به درستی به زنها اجازۀ قضاوت نمیدهد، یا مثلا اجازۀ فرمانده شدن، خلیفه شدن، شاه شدن. چون اگر زنی از عمق جان چیزی را بخواهد، هیچ قانونی، هیچ قاعدهای نمیتواند او را محدود کند. برای همین است که زنها عشاق واقعیاند که میتوانند بزنند زیر همهچیز تا به عشقشان برسند.
💠 این اثر را از فروشگاه اینترنتی ادب بوک تهیه نمایید:
www.adabbook.com
#معرفی_کتاب
☑️ @ShahrestanAdab
محمدحسن شهسواری در رمانِ شریف ایرانشهر به مفهوم "ایران" میپردازد؛ ایرانی که در معرضِ هجوم دشمنان خارجی به فرماندهی صدام حسین قرار گرفته است. او با تلاش مجاهدانه، نور انداخته به چهرهی انسانِ ایرانیِ در معرض، وقتی که از منزل بیرون میآید، در مدینه تجهیز میشود تا از "مرز" دفاع کند. در این حرکت از منزل به سمت مرز -یعنی خرمشهر-، مفهوم تاریخی و پیوسته "ملّت" به وضوح دیده میشود که این ملّت با رهبریِ امام خمینی تبدیل به امتی قوی میشود تا ایران را از شرّ تجاوز و تجزیه حفظ میکند.
این رمان از معدود آثاری است که میتوان آن را یک اثرِ تمدنی یا مدینهاندیشانه نامید چون رهیافتش تذکر به سرنوشت و دفاع است و با افقگشایی و آیندهبینی انسان ایرانی را رهنمون میشود تا مدینه را با دستان خود بسازد و با تعلق و امید در آنجا سکنی گزیند.
من شخصاً این اثر را در ادامه امر شاهنامهنویسی میبینم که نویسندهی ایرانی در زمانهای هجوم و حرمان آن را مینویسند تا مفاهیمی چون وحدت، امید و آینده را تذکر دهند.
در باب این کتاب من و چند تن از دوستان اندیشمند مفصل حرف زدهایم امیدوارم سایت شهرستان ادب بزودی منتشر کند تا برخی از وجوه اثر آفتابی شود.
#ایرانشهر
#کتاب_امید_و_سرنوشت
#شاهنامه_نویسی
#محمدحسن_شهسواری
#شهرستان_ادب
https://ble.ir/dizgah
گاهی نویسنده چیزی مینویسد که اقشار و طبقات مختلف یک ملّت، خود را در آن میبینند. گویا نویسندۀ «ایرانشهر» همین کار را کرده است، زیرا شخصیتهای مختلف با عقاید متفاوت با هم در یک نقطه کانونی جمع شدهاند. این نقطۀ کانونی، جنگ است...
یادداشت کامل علیرضا سمیعی را از پیوند زیر بخوانید:
https://shahrestanadab.com/Content/ID/12398/
#ایرانشهر
#محمدحسن_شهسواری
#علیرضا_سمیعی
#مجله_سوره_حوزه_هنری
@shahrestanadab
خاستگاه ایرانشهر، شاهنامه است...
گزارشی بخوانید از هفدهمین دفتر «شبهای فرهنگ» به نقل از روزنامۀ فرهیختگان:
https://farhikhtegandaily.com/newspaper/3953/14/
#ایرانشهر
#محمدحسن_شهسواری
#علیمحمد_مؤدب
@shahrestanadab
در خانهٔ خدیجه همان عدهٔ قبلی جمع بودند که مصعب با زید و مرد مسلمان همراهش وارد شدند. مصعب، مشتاق به سمت محمد رفت و سلام کرد. پوستی وصلهدار بر تن داشت و آنچه به پا داشت، چنان کهنه بود که به زحمت به پاهایش بند میشد. مصعب که سلام کرد، پیامبر و علی هر دو جواب او را دادند. سپس علیبنابوطالب، به چهرهٔ مصعب و لباسهای پارهٔ او نگریست و گفت: «آفرین بر تو ای برادر فداکار، اینک هر کس به بدن لاغر و لباس وصلهدار و نعلین کهنه و ســوراخشدهات بنگرد، نمیتواند باور کند که تو همان جوان اشرافزادهٔ مکی هستی که تا قبل از مســلمان شدن، زیباترین لباسها را میپوشیدی و بر بهترین مرکبها سوار میشدی.» چهرهٔ مسلمانان از اشک خیس شد. کلام علی که پایان یافت، همه دیدند که پیامبر آرامآرام اشک میریخت.
#رحلت_پبامبر
#وقتی_دلی
#محمدحسن_شهسواری
@shahrestanadab