┈••✾• جشنواره فرهنگی و هنری ریحانه •✾••┈
به همت سازمان بسیج جامعه زنان و مرکز آفرینش های فرهنگی هنری بسیج سپاه روح الله
🔺در دو بخش:
1️⃣پویش «حجاب من» برای دختران زیر12 سال در قالب نقاشی و شعر خوانی
2️⃣مسابقه «مثل فاطمه معصومه(س)» در دو سطح دختران 12 تا 18 سال و 18 سال به بالا
🔺موضوعات مسابقه:
🔹نقش آفرینی علمی،سیاسی،فرهنگی،اجتماعی دختران و بانوان برمبنای الگو و سیره حضرت معصومه(س)
🔸روایت موفقیت و رشد دختران ایران در عرصه های ملی و بین المللی
🔹جایگاه دختران در تمدن نوین اسلامی و انقلاب
🔸عفاف و حجاب
🔹فرزند آوری و تربیت فرزند
❇️قالبهای هنری جشنواره:
طراحی پوستر
تصویر سازی
داستان کوتاه
گرافیک متحرک
نقاشی رنگ و روغن
پادکست
شعر
هنرهای بومی و صنایع دستی
ساخت کلیپ
نمایشنامه
🗓مهلت ارسال آثار31 خردادماه
📌آدرس ثبت نام در جشنواره : https://formafzar.com/form/bwds5
📌آدرس ارسال آثار در پیام رسان بله :
https://ble.ir/join/BzXvdvcq98
شاعرانه
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
سراپا وسعت دریا گرفتی مرد میدان ها
میان قلب مردم جا گرفتی مرد میدان ها
رجائی زنده شد در خاطرات مردم ایران
تو هم در آسمان ماوا گرفتی مرد میدان ها
کبوتروار در صحن حرم آموختی پرواز
و قاف دل، عقاب آسا گرفتی مرد میدان ها
در آغوش امام هشتمی در جنت الاعلی
مقام و رتبه ی والا گرفتی مرد میدان ها
تو خواندی سبح اسم ربک الاعلای قرآن را
مقام وصل را اعلا گرفتی مرد میدان ها
شهید خدمتی، پر هیبتی، نامت بلند آواست
نشان از درک عاشورا گرفتی مرد میدان ها
سوسوز سقانین عشقیلن تمام اردبیل آغلار
وفا و غیرت سقا گرفتی مرد میدان ها
غزل گنجایش نام تو را هرگز نخواهد داشت
که در دیوان معنا جا گرفتی مرد میدان ها
✍سیدسعید اطهر نیاری
تقدیم به روح ملکوتی رئیس جمهور شهید
@shahrzade_dastan
نماد و نمادگرایی در داستان
قسمت اول
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
بیان مفاهیم هنری همیشه به طور حقیقی و صریح صورت نمیگیرد. بعضی از هنرمندان شیوه استعمال غیر صریح و مجازی را بر سریع و حقیقی ترجیح میدهند. به شیوههای استعمال غیر صریح و مجازی عبارتند از نماد، تمثیل، استعاره، قیاس، طنز اغراق ،اطناب و مجاز مرسل.
نماد شیوه غیرصریح هست که نویسنده با استفاده از آن موضوعی را تحت پوشش موضوع دیگر چیزی را بر حسب چیز دیگر عنوان میکند و معنا و مفاهیمی را با توسل به نشانه و نمونه پیش میکشد. مثلاً صحنه باران و باد طوفانی در داستان گیله مرد بزرگ علوی که غیر از چهره ظاهری چهره دیگری نیز دارد و در حکم نمادی است که از دنیای آشفته و طوفانی درون گیله مرد یا مفهوم قفس در داستانی به همین نام از صادق چوبک که غیر از نمایش نکبت بار زندگی مرغ و خروسهای توی قفس غیر مستقیم نمادی از زندگی حیوانی آدمیان در این دنیا نیز هست. این صحنهها و مفهومهای دیگر داستان را میتوان عنوان ارائه سطحها و ساحتهای دیگری از واقعیتها وضعیت و موقعیتها به حساب آورد. مفهومهای هنری تعریف جامع و مانعی ندارد. اما نماد به عنوان چیزی تعریف میشود که به جای چیز دیگری قرار گرفته باشد. به عبارت دیگر چیزی است که هم معنای خود را بدهد و هم جانشین چیز دیگری باشد یا چیز دیگری را القا کند. مثلاً وقتی گل سرخی را با تایید و تکرار توصیف میکنیم؛ گلستان همان گل سرخ است . اما چیزی بیشتر از خودش نشان میدهد که ذهن ما را به آن جلب میکند. مثلاً ما را به یاد جوانی و زیبایی و عشق میاندازد. یعنی گل سرخ در عین اینکه گل سرخ است نماد جوانی زیبایی و عشق نیز است. وقتی از شب حرف میزنیم و تاریکی را توصیف میکنیم از آن معنای وسیعتر و عمیقتر از معنای ظاهری آن میگیریم و واژه شب غیر از تاریکی نماد خفقان و دیکتاتوری نیز است. در واقع در نمادگرایی از محسوس و عینی، مفهوم نامحسوس و ذهنی را اراده میکنیم.
ادامه دارد
📚عناصر داستان
✍جمال میرصادقی
#نماد_و_نمادگرایی_در_داستان
@shahrzade_dastan
داستانک : سلام بر خرمشهر
نوشته حسین مطهر
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
روزی از روزها، اروند رود ، رو به مسجد جامع خرمشهر کرد و گفت: سالهای زیادی عمر کرده و پیشامدهایی، دیده ام که هیچکس ندیده است.
کمی آنطرف تر ،نخل پیر و سر بریده ، با برگهای در هم شکسته ، صدای آنها را شنید ، آرام و خسته ، نجواکنان گفت : لطفا تعریف کن !
رود پر خروش بادی به غبغب انداخت و فیلسوفانه چشم به افق دوخت و گفت: پدرم کارون تعریف می کرد: محمره ،در گذشته خیلی پر رونق بود،پهلو گرفتن کشتی های تجاری باعث کاهش درآمد های گمرکی ، بصره شد،والیان بغداد هم خرمشهر را جز خاک خود می دانستند ،با فتنه گری انگلیس وفرانسویان ،علیرضا پاشا ،والی عثمانی بغداد در شعبان سال ۱۲۵۳ هجری قمری با سپاه عظیمی به سوی خرمشهر هجوم آورد و شهر را تسخیر کرد در این نبرد نابرابر،مردم مقاومت جانانه ای کردند اما به دلیل کثرت نیروهای اشغالگر، آنها غافلگیر و سپاه عثمانی ،همه را از دم تیغ گذراند ،تمام اموال و دارایی ها را به یغما برده ،خانه ها را ویران و به آتش کشیدند ،خیل عظیمی از زنان و دختران معصوم را با خود به عراق بردند.مقاومت خرمشهر بعد از دوروز در هم شکست ،وفقط خاطرات آن باقی ماند.
اروند بعد از گفتن داستان ،ساکت و آرام شد .غم و اندوه غریبی دلهارا فراگرفت .
نخل پیر اشک هایش را پاک کرد و تک سرفه ای خشک زد و با صدای لرزان گفت:
یادم می آید ، تازه نخل برومندی شده بودم که در مهر ماه سال ۱۳۵۹؛عراق با ۱۲ لشگر به سمت خرمشهر یورش آورد ،قسمتی از شهر را اشغال کرد،جنگ کوچه به کوچه شروع شد ،نیروهای نظامی و مردمی تنها بودند و پشتیبانی مناسب صورت نمی گرفت،جهان آرا و اقارب پرست و فرماندهان دایما در حال تلاش و پیگیری بودند ،بهنام محمدی وصالی، غمگین و غصه دار بودند ،خانه های شهر یکی یکی به دست دشمن می افتاد،خون مردم ورزمندگان روی زمین ،جاری شده ،دود و غبار و انفجارات شدید ،قیامتی بپا کرده بود،مردان در حال جنگ و زنها در امور امدادگری،پرستاری از مجروحان،انتقال مجروحان ،شهداو...فعالیت می کردند.
در تمام لحظات من از بالا همه ماجراهای شهر را می دیدم ،گاهی لذت می بردم و گاهی از درد و غم به خود می پیچیدم،عراقی ها جنایات زیادی کردند و اموال مردم را به یغما بردند.
تعدادی از نخل های هم سن و سال من براثر گلوله های دشمن ،به نخل های بی سر تبدیل شدند ولی از پا نیفتادند.شدت گلوله باران توپخانه و بمباران های هوایی اینقدر سخت بود که
از شهر ، جز تلی خاک و آوار باقی نگذاشت.
ظهر سوم آبان ۱۳۵۹ دستور تخلیه شهر به نیروها ابلاغ شد و بالاخره بعد از مقاومت ۳۴ روزه ،خرمشهر به دست دشمن افتاد.
مسجد جامع که تا حالا سکوت کرده بود،سری تکان داد و گفت :
من توفیق داشتم تا در مرحله چهارم عملیات بیت المقدس که منجر به آزادی و باز پس گیری شهر شد حضور داشته باشم واز نزدیک حماسه آفرینی ها را لمس کنم.من در این ماجراها چندین بار مجروح شدم وتا پای مرگ پیش رفتم.
ساعت ۲۲/۳۰ شامگاه شنبه اول خرداد سال ۱۳۶۱,عملیات شروع شد و به ۱۹ ماه اشغال وجنایت عراقی ها پایان داد،در این نبرد ۱۶ هزار عراقی کشته و زخمی و ۱۹ هزار نفر اسیر و مناطق وسیعی آزاد شدند.
پس از آزادسازی ،رزمندگان در مسجد جامع نماز شکر بجای آوردند و مردم در کل کشور ،جشن گرفتند.
نخل های جدید ،از خاک این شهر سر برآوردند وبا تولد آنان ،عطر رطب تازه و بوی آزادی در کوچه های شهر پیچید ،ویرانه ها آباد شد و پنجره های شکسته وغمناک از آوار غربت وذلت دوباره بازسازی و خرداد بهاری تر از قبل شد .
@shahrzade_dastan
🔷🔷🔷بازپخش داستان صوتی
((همه پلهای بدون تو))
برگزیده جشنواره یوسف به مناسبت سوم خرداد سالگرد آزادسازی خرمشهر
قسمت ۱
https://eitaa.com/shahrzade_dastan/8265
قسمت ۲
https://eitaa.com/shahrzade_dastan/8286
قسمت۳
https://eitaa.com/shahrzade_dastan/8308
قسمت ۴
https://eitaa.com/shahrzade_dastan/8328
#فرانک_انصاری
@shahrzade_dastan
بند چکمهها را چه محکم بستی!
پا بر زمین کوبیدی و خنده بر لب، مقابلم سلام دادی.
سر تا پا براندازت کردم،
دوباره وجودت در جانم حک شد.
پیراهن بسیجیات اتو کشیده چه بوی عطری میداد.
موهای سیاهت برق میزد.
لبهایت سرخ عنابی.
امروز همان پیراهن، خاکی خاکی. دیگر اتو ندارد؛ اما عجیب بوی گل میدهد هنوز!
موهایت برق نمیزند، گِلی و خونی. پیشانی بندت آمده روی چشمهایت عزیزکم، همان که دوست داشتی
"یا علی"
بلند نمیشوی؟ عزیزکم، پسرکم.
میشنوی صدای مردم را!
بلندگوی مسجد میخواند:
تو خرمشهر خونین کربلای عشق و ایمانی،
به رزمت آفرین
به پیکارت درود...
قهرمان من بلند شو... مردم برای دیدن گُل رویت آمدهاند.
✍ارسالی بانو گرجی زاده
#سوم_خرداد
#خرمشهر
@shahrzade_dastan