eitaa logo
کانال شاخه طوبی🇮🇷
16.2هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.2هزار ویدیو
64 فایل
اولین کانال نشر آثار حضرت علامه حسن زاده آملی و شاگردان ایشان در ایتا و تلگرام
مشاهده در ایتا
دانلود
با رضای محض و تسلیم صرف باید به راه افتاد، اگر دادند متشکر، اگر ندادند عجله نکن، صابر باش. آنانکه دیرتر می‌گیرند، پخته‌تر می‌شوند. (مجموعه مقالات) http://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a
ای عزیز بعد از آن که فرعون هلاک شد حق تعالی با کلیمش (علیه السلام) بنای مواعده گذاشت. قوله سبحانه: «و اذ فرقنا بکم البحر فانجیناکم و اغرقنا آل فرعون و انتم تنظرون».«و واعدنا موسی اربعین لیلة...». تا فرعون نفس را نکشی از اربعین کلیمی، لوحی بر موسیِ روح، لائح نخواهد شد.  (انسان در عرف عرفان)
🔴دو خاطره اسطرلابی از علامه حسن‌زاده آملی 🖊احمدحسین شریفی؛ 🔲مقدمه: اسطرلاب به معنای «ستاره‌یاب» است که دستگاهی قدیمی است که هزاران سال پیش توسط متخصصان علم هیأت برای رصد ستارگان ساخته شده بود، این دستگاه در زمان خودش به منجمان کمک می‌کرد که پاره‌ای از محاسبات نجومی را با دقت قابل قبولی انجام دهند. البته ابزارهای ستاره‌یابی و دانش نجوم در دوران معاصر آنقدر پیشرفت کرده است که دستگاه اسطرلاب در برابر آنها شبیه اتومبیل‌ پلاستیکی در برابر پیشرفته‌ترین اتومبیل‌هاست. ⭕️خاطره اول: 🔶شب چهاردهم شعبان سال ۱۳۷۳ به همراه سه نفر از دوستان توفیق شرفیابی به محضر آملی را یافتیم. شبی بسیار خوش و به یادماندنی بود؛ درست مثل همه دیدارهای دیگر با ایشان پر از لطایف قرآنی و نکات عرفانی و علمی بود. 🔶از جمله خاطراتی که آن شب بیان کردند این بود که فرمودند زمانی که در مدرسه مروی بودم (ایشان در شهریور ۱۳۲۹ به تهران آمدند و تا مهر ۱۳۴۲ در تهران بودند)، کتابخانه مدرسه دستگاه اسطرلابی داشت که در اختیار من بود. می‌فرمودند حجره من در مدرسه به گونه‌ای بود که درب آن رو به روی درب ورودی مدرسه بود. به همین دلیل اگر کسی وارد مدرسه می‌شد، متوجه می‌شدم. 🔸روز جمعه‌ای بود که در حجره مشغول مطالعه بودم که دیدم یک روحانی جلیل‌القدری وارد مدرسه شد و با خادم مدرسه گفتگوی مختصری داشت و او هم با انگشت اشاره، حجره من را به او نشان داد. بعد از چند لحظه آن روحانی نورانی وارد حجره من شد و من مبهوت عظمت و نورانیت و ادب و اخلاق او شدم. بعد از احوال‌پرسی مختصری که با من کرد، گفت قصد مزاحمت برای شما را ندارم. شنیدم که شما در اسطرلاب تخصص دارید و دستگاه اسطرلاب مدرسه هم در اختیار شما است. این روزها یهودی‌ها به شدت در حال خریدن این دستگاه‌ها، مخصوصاً دستگاه‌های قدیمی و عتیقه و ارسال آنها به خارج از کشور هستند. وظیفه خود دانستم که به شما اطلاع دهم و از شما بخواهم که مواظب دستگاهی که در اختیار دارید باشید. من به او عرض کردم آقاجان من، همچون جانم از این دستگاه محافظت می‌کنم. خیالتان آسوده باشد. سپس چند توصیه اخلاقی و معنوی به من کرد و قصد خداحافظی داشت. هنگام رفتن گفتند ما هم چند دستگاه داریم اگر زمانی فرصتی کردید نگاهی به آنها بیاندازید که نقصانی نداشته باشند یا اصالت آنها را بررسی کنید، لطف بزرگی در حق ما کرده‌اید. 🔶من هم که نمی‌خواستم محضر این روحانی نورانی را از دست بدهم و دوست داشتم در معیت او باشم، گفتم آقا هر زمانی که بفرمایید در خدمت شما هستم. همان ساعت به همراه او از مدرسه بیرون آمدم و وسیله نقلیه‌ای کرایه کردیم (که البته پول کرایه را هم من دادم و اجازه ندادم آن روحانی نورانی دست در جیب بگذارد) و به سمت منزل ایشان حرکت کردیم. در بین راه هم دائماً نصحیت‌های علمی و اخلاقی به من می‌کرد و فراوان هم از من تمجید می‌کرد. (به تعبیر خودشان دائماً از آن هندوانه‌های بزرگ جنوبی زیر بغل من می‌گذاشت) به منزل ایشان وارد شدیم (خانه‌ای بسیار مجلل و وسیع در شمال تهران) و چند دستگاه اسطرلاب را آماده کرده بودند و من آنها را دیدم و نقص‌های آنها را گفتم و آنهایی که اصالتی داشتند و بی‌نقص بودند را هم مشخص کردم. بعد از پذیرایی مختصری به خودم اجازه ندادم که بیش از این وقت این بزرگ را بگیرم. 🔶خدا حافظی کردم و از منزل ایشان خارج شدم. همین که خارج شدم یکی از طلبه‌های مدرسه مروی به صورت اتفاقی من را دید. مثل چوب خشکش زد و با تعجب از من پرسید «شما اینجا چکار می‌کنی؟!» همینکه می‌خواستم بگویم در خدمت چه کسی بودم تازه متوجه شدم که جذبه ظاهری این عالم نورانی اجازه نداده بود که اصلاً اسم‌شان را سؤال کنم! به او گفتم منزل چنین عالمی بودم! او گفت اینجا یکی از مراکز یهودیان است و این فرد با این مشخصاتی که می‌گویی هم یکی از رؤسای آنهاست! کار اصلی آنها تهیه عتیقه‌جات و امور باارزش و ارسال آنها به اسرائیل است! 🔶 علامه می‌فرمود، بعد از شنیدن این قضیه خیلی ناراحت شدم، نه بابت خدمت علمی‌ و مراعات ادبی که در برابر آن مرد کرده بودم! بلکه بابت آن کرایه ماشینی که از مدرسه مروی تا منزل ایشان داده بودم! چون در پرداخت این کرایه ماشین اخلاص نبود این کار را برای خدا انجام ندادم! 🔶سپس فرمودند: «آقاجان آن مرد از ارکان آیت‌اللهی هیچ چیز کم نداشت! چهره‌ نورانی، ادب ظاهری، نعلین زرد، عبای نازک، دستانی نرم و .؛ فقط دو رکن را نداشت: علم و تقوا!» در ادامه فرمودند: این قضیه مربوط به حدود 40 سال قبل بود؛ گمان نکنید که دیگر دزدان و نفوذی‌هایی در لباس روحانیت نداریم! الان هم اگر بیشتر از قبل نشده باشد کمتر نیست! روحانی را نباید با عمامه و عبا و ظاهرش شناخت؛ روحانی را باید با علم و اخلاق و معنویت و انسانیتش شناخت. روحانی باید نماینده رسول‌الله(ص) باشد. *نقل از استاد احمد حسین شریفی* @shakhehtoba
نفس‏ ناطقه چون گوهرى فوق طبيعت است همان گونه كه در بدن خود تصرف و تدبير دارد می‌تواند كه در ماده كائنات تصرف كند. آنچه كه در نبوّات و معجزات و خوارق عادات و كرامات آمده است از اين باب است. بلكه استجابت و تاثير دعا نيز بدين نهج است. 🟢مثلاْ دست بر بينندگان مى‏‌گذارى و آية الكرسى‏ را براى حفظ نور چشم‏ مى‌‏خوانى در اين حال نفس ناطقه گوهر آن‌سوئى، از توجه به ملكوت نيرو مى‌‏گيرد و به تصور و تعمّل و انشاء خود در قوى و مَحالّ آنها و در اعضاء و جوارح خود اثر مى‌‏گذارد كه توجهات و تصورات نفسانى را در بدن و قوى و احوال آن تأثيرى بسزا است، فافهم. هزار و يك كلمه، مرحوم آملی ج‏۱، ص: ۴۰ @shakhehtoba
با رضای محض و تسلیم صرف باید به راه افتاد، اگر دادند متشکر، اگر ندادند عجله نکن، صابر باش. آنانکه دیرتر می‌گیرند، پخته‌تر می‌شوند. (مجموعه مقالات) کانال شاخه طوبی http://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a